987

9 استراتژی بازاریابی برای رشد کسب و کار

پارو زدن در یک تجارت آسان نیست. ابتدا به یک ایده قابل اجرا نیاز دارید. از آنجا، شما باید یک جایگاه سودآور را کشف کنید، یک جمعیت هدف را تعریف کنید و چیزی ارزشمند برای فروش آنها داشته باشید. این که آیا شما در حال دستفروشی محصولات، خدمات یا اطلاعات هستید، انتشار این کلمه به طور فزاینده ای دشوار شده است و بدون برنامه بازاریابی مناسب برای تقویت رشد شما، کسب سود و ماندگاری عملا غیرممکن است.

با این حال، شناسایی استراتژی های مناسب برای بازاریابی کسب و کار شما اغلب به علم موشکی تشبیه می شود. چگونه پیام خود را به مخاطب مناسب برسانید و آن را به طور موثر انجام دهید؟

چگونه می توانید دید را افزایش دهید و فروش را افزایش دهید و در عین حال سود خود را با یک پیشنهاد تبدیلی حفظ کنید؟

حقیقت این است که آنچه شما را در کسب و کار به این نقطه رساند، احتمالاً شما را به سطح بعدی نخواهد رساند. اگر احساس می کنید گیر افتاده اید، به مبارزه بپیوندید. بیشتر کارآفرینان آنقدر مشغول کار «در» کسب و کار خود هستند که در «روی» کسب و کار خود کار نمی کنند. در نتیجه برخورد با عملیات روزانه یک شرکت که شامل نگهداری مشتری، تقاضاهای زنجیره تامین و موارد دیگر می

شود، اغلب از به کارگیری استراتژی های بازاریابی محتوای مناسب که به رشد کسب و کار کوچک ما کمک می کند غفلت می کنیم.

برای انجام آن چه کاری لازم است؟ به زبان ساده، برای لحظه ای باید یک قدم به عقب برگردید. شما باید مکانیزم های اساسی پیام خود را تجزیه و تحلیل کنید و درک کنید که چگونه می توانید به طور مؤثر به مخاطبان بزرگ تری دسترسی پیدا کنید. راز همه اینها؟ مهم نیست از چه استراتژی بازاریابی استفاده می کنید، اگر قیف فروش موثری نداشته باشید و تبدیل های خود را بهینه نکنید، فقط پول را دور می ریزید.

موثرترین استراتژی های بازاریابی برای استفاده از کدام ها هستند؟

اکثر کسب و کارها با معمایی روبرو هستند. این یک Catch-22 است. نیاز آشکار به افزایش دید برای بهبود چشمگیر فروش وجود دارد. اما برای دیده شدن بیشتر، کسب و کارها باید پول بیشتری خرج کنند. وقتی آن چاه خشک شد، چه کاری باید انجام دهید؟

هیچ پاسخ واضح و روشنی برای آن سوال وجود ندارد که همه شرایط را پوشش دهد. اما ابتکاراتی وجود دارد که امروزه، در حال حاضر، حتی با بودجه اندک، برای دستیابی به مشتریان بیشتر بدون شکستن بانک انجام می شود. با این حال، همه چیز به زمان خلاصه می شود. اگر پول ندارید، مطمئناً بهتر است که برای سرمایه گذاری وقت داشته باشید.

در هر صورت، تا زمانی که اصول یک کسب‌وکار سالم وجود دارد و خستگی ناپذیر برای ایجاد یک رابطه معتبر با مصرف‌کننده با تلاش خالصانه برای ارزش افزوده کار می‌کنید، 10 استراتژی وجود دارد که می‌توانید برای بازاریابی آنلاین هر کسب‌وکاری از آنها استفاده کنید.

1. از شبکه های اجتماعی استفاده کنید.

شما نمی توانید شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرید. آنجاست که تمام به اصطلاح جادو اتفاق می افتد.

برخی از کسب و کارها تنها بر پایه پلتفرم های رسانه های اجتماعی ساخته شده اند. در ابتدا می تواند ترسناک باشد. مطمئن. اما با افزایش سرعت، پست کردن در رسانه های اجتماعی را در طول زمان آسان تر و آسان تر خواهید یافت.

البته، می‌توانید یک مدیر رسانه‌های اجتماعی را نیز استخدام کنید که می‌تواند کمپین‌های بازاریابی ایجاد کند. اما اگر این کار را نکردید، فقط خودتان باشید. معتبر باشید افکار خود را ارسال کنید

محصولات خود را ارسال کنید هر چیزی را که مرتبط و مفید می‌دانید منتشر کنید که به مخاطبان شما کمک می‌کند تا درباره شما و کسب‌وکارتان یا در مورد صنعتی که در آن هستید اطلاعات بیشتری کسب کنند.

از پیام های مستقیم در پلتفرم هایی مانند اینستاگرام و حتی اسنپ چت یا توییتر برای ارتباط با سایر مشاغل موفق یا حتی برای برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه ای که ممکن است به دنبال محصولات و خدمات شما باشند، استفاده کنید. این یک استراتژی بازاریابی دیجیتال بسیار قدرتمند است.

2. آموزش های ویدئویی ایجاد کنید.

یکی از مؤثرترین راه‌ها برای اطلاع از کسب‌وکارتان، ایجاد آموزش‌های ویدیویی است. چیزهای مفیدی را به مردم بیاموزید. آنها را از طریق آن عبور دهید. دستشونو بگیر آموزش های گام به گام بسیار رایج است. هرچه در این زمینه بهتر باشید و ارزش بیشتری ارائه دهید، سریع‌تر می‌توانید دید خود و در نهایت فروش خود را افزایش دهید.

امروزه یوتیوب دومین موتور جستجوی بزرگ دنیا پس از گوگل است. هر وقت کسی بخواهد چیزی را به صورت بصری یاد بگیرد، به آنجا سر می‌زند. احتمالاً بارها و بارها خودتان این کار را انجام داده اید. بنابراین فقط از خود بپرسید که چه چیزی می توانید در کسب و کار خود آموزش دهید که به مصرف کنندگان کمک کند تا برخی از مشکلات را حل کنند؟ در وهله اول چه چیزی باعث شد وارد تجارت شوید؟

3. همین الان وبلاگ نویسی را شروع کنید.

مطمئنا، شما می توانید یک وبلاگ راه اندازی کنید. اگر وبلاگی برای کسب و کار خود ندارید، باید فوراً آن را راه اندازی کنید. اما لازم نیست فقط در وبلاگ خود وبلاگ بنویسید. اکثر مردم وبلاگ نویسی را پیش پا افتاده می دانند زیرا آنها در معرض دید نیستند. حقیقت این است که وبلاگ شما مانند یک بیابان برهوت می شود مگر اینکه بدانید دارید چه می کنید.

اما این فقط در مورد ارسال ایده های خود در وبلاگ خود نیست. شما باید وبلاگ نویسی معتبر را شروع کنید.

وقتی وبلاگ می‌زنید، مطمئن شوید که به طور موثر وبلاگ دارید. مطالب نازک ارسال نکنید به ارزش افزودن فکر کنید. آیا نگران افشای تمام اسرار تجاری خود هستید؟ نباش. مزرعه را بده برای مردم آنقدر ارزش قائل شوید که فوراً در چشم آنها یک مرجع شوید. این یکی از قوی ترین استراتژی هایی است که می توانید برای بازاریابی هر کسب و کاری و تقویت ترافیک وب سایت استفاده کنید.

4. بهینه سازی موتور جستجو را درک کنید.

این حوزه ای از بازاریابی آنلاین است که من به شدت به آن علاقه دارم. اما این همچنین منطقه ای است که بسیاری از مردم به شدت از آن وحشت دارند. بله، سئو می تواند ترسناک باشد. اما می تواند قدرتمند نیز باشد. و هنگامی که یاد می گیرید از آن استفاده کنید و SEO را به روش صحیح یاد می گیرید، آسمان واقعاً محدودیت است.

با سئو نمی توانید از میانبر استفاده کنید. درست مانند یک تجارت آجر و ملات، اگر می خواهید نتایج را در تجارت الکترونیک ببینید، باید کار و زمان بگذارید.

چند نکته برای انجام این کار به روش صحیح؟ کلمات کلیدی را اسپم نکنید دستها پایین. این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که اکثر مردم مرتکب می شوند. ضمن ادای احترام به موتورهای جستجو، محتوای خود را برای انسان ایجاد کنید. اما مهمتر از آن، اطمینان حاصل کنید که هر آنچه را که منتقل می کنید، روشنگر، جذاب، منحصر به فرد است و ارزش فوق العاده ای به آن اضافه می کند.

5. از تأثیرگذاران اهرمی استفاده کنید.

آیا می‌خواهید بدون اینکه سال‌ها طول بکشد تا مخاطبان خود را افزایش دهید، این کلمه را به گوش مردم برسانید و دید خود را در رسانه‌های اجتماعی افزایش دهید؟ پس مطمئناً باید از اینفلوئنسرها استفاده کنید. اما نکته کلیدی یافتن اینفلوئنسر مناسب است. لازم نیست با اینفلوئنسرها با میلیون ها فالوور شراکت ایجاد کنید. شما می توانید میکرو اینفلوئنسرهایی را با ده ها هزار یا حتی صد هزار دنبال کننده انتخاب کنید.

حقه؟ اینفلوئنسر مناسب را در جایگاه خود پیدا کنید تا به بازار هدف خود برسید. این فقط در مورد انتشار پیام شما نیست. این در مورد انتشار پیام شما به پایگاه مصرف کننده مناسب است. اگر بتوانید این کار را به درستی انجام دهید، به احتمال زیاد می‌توانید با سرمایه‌گذاری کمی که در مورد سود بالقوه‌ای که می‌تواند بازگرداند فکر کنید، به مخاطبان قابل توجهی دست پیدا کنید.

اگر سیستم ها و محصولات فروش شما در جای خود هستند، پس این منطقی است. اگر پیشنهادی دارید که به وضوح در حال تبدیل است و صرفاً در مورد دیده شدن بیشتر است، احتمالاً این تاکتیک بازاریابی مناسب در حال حاضر برای شما است. وضعیت را ارزیابی کنید و با اینفلوئنسرها تماس بگیرید و قیمت آنها را بسنجید. تست های کوچک انجام دهید و ببینید چه چیزی کار می کند، سپس مقیاس کنید.

6. یک آهنربای سربی عالی بسازید.

اثربخشی بسیار زیاد در بازاریابی واقعاً به ایجاد یک آهنربای سرب عالی خلاصه می شود. من متوجه شده ام که آهنربای سربی مناسب ارائه شده به مخاطبان مناسب می تواند نتایج انفجاری داشته باشد.

بهترین راه برای انجام این کار این است که اگر بتوانید نقاط درد مناسب را شناسایی کنید و راه حلی را در آهنربای سرب خود ارائه دهید، در این صورت در راه خود هستید.

مصرف کنندگان در جایگاه شما با چه مشکلی مواجه هستند؟ در وهله اول چه چیزی باعث شد وارد تجارت شوید؟ این سوالات را قبل از ساخت آهنربای سربی از خود بپرسید. هرچه در ابتدا مشکل یا نقاط درد را بهتر شناسایی کنید، در واقع با راه حلی در آهنربای سرب خود بهتر می توانید آن را برطرف کنید.

چه نوع آهنربای سربی باید بسازید؟ این می تواند یک کتاب الکترونیکی، یک برگه تقلب، یک چک لیست، یک ویدیو و موارد دیگر باشد. البته این فقط مربوط به آهنربای سربی نیست. شما باید یک صفحه فشرده با کپی فروش بسیار جذاب داشته باشید تا مردم را به قیف شما بیاندازید. اما همه چیز با یک آهنربای سربی عالی شروع می شود. هرچه بهتر باشد، در دستیابی به مخاطبان خود مؤثرتر خواهید بود.

7. از LinkedIn به روش درست استفاده کنید.

به دنبال کانال های بازاریابی حتی بیشتر هستید؟ به لینکدین نگاه کنید. آیا ویدیویی در پروفایل لینکدین خود دارید؟ آیا می دانستید که می توانید به راحتی یکی را اضافه کنید؟ چرا برای معرفی خود و کسب و کارتان وقت نمی گذارید. آن را به توضیحات نمایه خود پیوند دهید. این یک راه آسان برای بازاریابی منفعلانه کسب و کار شما است و زمانی که به درستی انجام شود، می تواند به نتایج تکان دهنده ای منجر شود.

اگر اتصالات زیادی در لینکدین دارید و واقعاً در آنجا پست نمی‌گذارید، فوراً شروع کنید. شما می توانید به مخاطبان زیادی دست پیدا کنید، به خصوص زمانی که پست های شما در فضای مجازی منتشر می شوند. این مکان عالی برای انتقال سفر کارآفرینی است. در مورد چالش های خود صحبت کنید و داستان بگویید. هرچه داستان‌های شما مؤثرتر باشد، زمانی که ویروسی می‌شوید، پتانسیل شما بیشتر می‌شود.

همچنین می توانید با سایر مشاغل ارتباط برقرار کرده و با کارآفرینان همفکر در لینکدین همکاری کنید. این یک منبع عالی برای همه چیزهای تجاری است و بسیاری از مردم این را نادیده می گیرند.

8. یک برنامه وابسته ایجاد کنید.

اکثر مردم قدرت بازاریابی وابسته را درک نمی کنند. شرکت های وابسته می توانند سوخت عظیمی را برای رشد آگاهی از برند ارائه دهند. اما نزدیک شدن به شرکای مناسب همیشه به این آسانی نیست.

اگر می خواهید وابسته بزرگتر شما را جدی بگیرد، باید تبدیل خوبی داشته باشید.

بسیاری از ما پس از چند ناکامی ناامید می شویم، اما نمی توانید اجازه دهید که احساسات در رابطه با وابستگی مانع شوند. یک برنامه وابسته بسازید و شروع به ارتباط با افراد وابسته احتمالی کنید که می توانند به شما کمک کنند.

9. از دنباله های بازاریابی ایمیلی استفاده کنید

بخشی از هر قیف فروش خوب، استفاده از اتوماسیون برای دنباله بازاریابی ایمیلی است. اینها پیام‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ای هستند که پس از عضویت در لیست ایمیل شما برای کاربران ارسال می‌شوند. از دنباله ایمیل خود برای ایجاد رابطه با مشترک استفاده کنید. به عنوان بخشی از تلاش های بازاریابی خود، معتبر و شفاف باشید و سفر خود را منتقل کنید.

از معیارهایی مانند پاسخ های ایمیل و کلیک ها برای تقسیم بندی لیست خود و درک بهتر پایگاه مشتری خود استفاده کنید. برای مثال، اگر شخصی روی یک لینک خاص کلیک کند، به وضوح به چیزی علاقه نشان داده است. آن مشترک را تگ کنید تا بعداً برای آنها بازاریابی کند. اگر کسی خرید کرد، او را به عنوان خریدار تگ کنید. شناسایی خریداران و علایق مشترکین شما برای بخش‌های بازار بسیار مهم است.

وقتی پخش را ارسال می کنید، تست تقسیم را انجام دهید. همه چیز را تقسیم کنید. در واقع، تا زمانی که ماشه را نکشید و واقعاً آن را با تحقیقات بازار آزمایش نکنید، هرگز نمی‌دانید چه چیزی مؤثرترین است. این به شما کمک می کند تا درک کنید که مخاطبان شما به چه چیزی بهتر پاسخ می دهند، شما را به یک ارتباط بهتر تبدیل می کند و بهتر می توانید به مشتریان جدید و بازگشته خود بفروشید.

همانطور که اهداف بازاریابی را برای تقویت رشد کسب و کار خود ایجاد می کنید، معیارهای کلیدی را که می خواهید به آن دست یابید و بسیاری از تکنیک های بازاریابی مختلف را که می توانید برای رسیدن به آن استفاده کنید، به خاطر بسپارید.

نترسید که به انواع جدیدی از رسانه های بازاریابی مانند وبینارها، پادکست ها و دیگر انواع تولید محتوای رسانه های اجتماعی منشعب شوید. بهترین استراتژی‌های بازاریابی می‌توانند نسل پیشرو شما را به جلو سوق دهند و همچنان ارزش پیشنهادی کسب و کار شما را به مخاطبان نشان دهند.

چه بودجه بازاریابی بزرگ یا کوچک داشته باشید، ابزارهای بازاریابی با کیفیت بالا با هزینه کم در دسترس هستند. به یاد داشته باشید که کانال‌های رسانه‌های اجتماعی شما پتانسیل گسترده‌ای برای دسترسی دارند و می‌توانید یک استراتژی بازاریابی موفق را تنها بر پشت جوامع آنلاین ایجاد کنید.

با روندهای بازاریابی به روز باشید، به معیارهای خود اعتماد کنید و همیشه به تکامل خود ادامه دهید.

Conversion123-Rate

5 اشتباه استراتژی بازاریابی

شما اینجا هستید زیرا استراتژی بازاریابی شما کار نمی کند.

هر شرکتی برای حمایت از رشد به بازاریابی وابسته است. یک استراتژی بازاریابی موثر می تواند سرنخ های بالقوه را به مشتریان پولی تبدیل کند. اگر یک مدل فروش بازاریابی پیش بینی کننده نداشته باشید، کسب و کار شما می تواند در وضعیت سختی قرار گیرد.

اگر خود را در این مخمصه می یابید، در اینجا پنج دلیلی وجود دارد که باعث می شود بازاریابی شما کارساز نباشد.

1. شما از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنید

داشتن یک حساب کاربری اینستاگرام برای کسب و کار شما کافی نیست. مخاطبان شما از کدام کانال های اجتماعی بیشتر استفاده می کنند؟ به عنوان مثال، بزرگسالان جوان زمان بیشتری را در TikTok صرف می کنند تا در فیس بوک و اینستاگرام.

بسته به مخاطبان هدف خود، ممکن است نیاز داشته باشید که حضور چشمگیری در رسانه های اجتماعی در لینکدین، توییتر، Threads و دیگر پلتفرم ها داشته باشید. اگر تصمیم می گیرید از کدام پلتفرم های رسانه اجتماعی استفاده کنید، مخاطبان خود را در نظر بگیرید. علاوه بر افزایش شناخت برند در میان مصرف کنندگان فعلی، حضور خوب در رسانه های اجتماعی نیز ممکن است باعث ایجاد علاقه در بین مشتریان بالقوه جدید شود.

من معمولاً استفاده از 2-3 پلت فرم رسانه های اجتماعی را توصیه می کنم. استراتژی محتوای رسانه های اجتماعی شما باید ارزش های شرکت شما را منعکس کند، نظرات مشتریان را به نمایش بگذارد و محصولات و خدمات را در صورت نیاز تبلیغ کند.

کلید بازاریابی محتوا، اصالت برند است. به عنوان مثال، شرکت من برای هر مشتری که با آنها کار می کنیم درخت می کارد. برای ما غیرصادقانه خواهد بود که فقط برای نشان دادن اینکه می‌خواهیم “خوبی انجام دهیم” به اهداف اجتماعی مرسوم دست بزنیم.

2. بازاریابی ایمیلی را نادیده می گیرید

86٪ از مصرف کنندگان مایلند ایمیل های تبلیغاتی را از شرکت هایی که با آنها تجارت می کنند حداقل ماهانه دریافت کنند (با 15٪ ایمیل های روزانه را ترجیح می دهند). ساده ترین روش برای تبلیغ فروش، برقراری ارتباط با رویدادهای آینده یا بازاریابی مجدد به مشتریان قبلی از طریق ایمیل است.

یک مصرف کننده متوسط روزانه 100 ایمیل دریافت می کند، بنابراین شما باید متمایز شوید!

در اینجا راهنمایی است که ما برای همه مشتریان خود استفاده می کنیم:

طراحی شما باید مینیمالیستی، کوتاه و آموزنده و پاسخگو باشد (برای همه اندازه های صفحه نمایش بهینه شده است). تا حد امکان از شخصی سازی استفاده کنید. این به معنای نام، تاریخ خرید، تولد و غیره است.

خطوط موضوعی 60 درصد از نرخ های باز را تشکیل می دهند. شما در حال رقابت با 99 موضوع دیگر هستید. یک قانون سرانگشتی این است که شما نمی خواهید در خط موضوع بفروشید. هدف شماره 1 شما این است که یک بازی باز داشته باشید.

یک پیشنهاد قانع کننده داشته باشید! پیشنهاد شما باید برای یک رویداد یا معرفی محصول بی‌معنا باشد.

3. شما مخاطبان خود را نمی شناسید

اگر می‌خواهید استراتژی تبلیغات دیجیتال شما موفق باشد، ارتباطات بازاریابی شما باید به مخاطبان مناسب هدایت شود. اکثر بازاریابان به شما خواهند گفت که بسیار مهم است که بدانید آنها چه کسانی هستند، چگونه زندگی می کنند، چه چیزی را دوست دارند و چه ارزش هایی برای آنها مهم است. اگر می خواهید با مخاطب هدف خود ارتباط برقرار کنید و رضایت مشتری را افزایش دهید، باید این اطلاعات را داشته باشید. برای شناسایی ویژگی های مشتری ایده آل شما می توان از روش های تحلیلی استفاده کرد.

من به شما می‌گویم که بیشتر بازاریابان چه چیزی را نمی‌دانند: پیدا کنید چه رویدادهایی باعث می‌شوند مشتریان شما محصول/خدمت شما را بخرند، و شما همه چیزهایی را که نیاز دارید بدانید.

می توانید این کار را با تنظیم نظرسنجی های پس از خرید انجام دهید.

4. شما خیلی پرفروش هستید

در ده سالی که در بازاریابی فعالیت می‌کنم، می‌توانم به صراحت تأیید کنم که آسیب‌پذیری بیشترین مشارکت را به همراه دارد. همه دوست ندارند به او فروخته شوند.

رایج‌ترین اشتباهی که فروشندگان مرتکب می‌شوند این است که دائماً تلاش می‌کنند تا بدون اینکه نشان دهند چه کسی هستند، بفروشند و بفروشند.

رویکرد مورد علاقه من چیزی است که من آن را مقیاس تعهد می نامم. شما هرگز از یک شریک بالقوه نمی خواهید در اولین قرار ملاقات با شما ازدواج کند زیرا احتمال یک نتیجه مثبت صفر به هیچ است. با گذشت زمان، قرارهای بیشتر و رشد تدریجی رابطه، احتمال اینکه آنها به پیشنهاد ازدواج شما بله بگویند به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. همین رویکرد باید در بازاریابی نیز اعمال شود:

ارزش‌های خود، دلایلی که به آنها اهمیت می‌دهید، آنچه به شما الهام می‌دهد و چرا کاری را که انجام می‌دهید را نشان دهید.

یک رابطه معتبر با مخاطبان خود ایجاد کنید و فروش بیشتری نسبت به آنچه می دانید خواهید داشت.

5. منتظر نتایج فوری هستید

ما در بازاریابی یک شعار ساده داریم: بازاریابی مانند رشد یک درخت است – بهترین زمان برای کاشت درخت 20 سال پیش بود، دومین زمان بهترین زمان امروز است.

شما باید با مشتریان احتمالی و گذشته خود برخوردهای مداوم و مکرری داشته باشید تا جذابیت داشته باشید.

ما در زمینه مشاوره سیاسی بسیار کار می کنیم و یکی از اصول اساسی این است که معمولاً بیش از شش تعامل با یک رای دهنده لازم است تا او را متقاعد کند که رای بدهد. به همین دلیل، رای دهندگان در طول فصل مبارزات سیاسی از طریق چندین پلتفرم مختلف با پیام هایی غرق می شوند. بازاریابی شما بر همین ایده متکی است. بازار هدف شما باید بارها و بارها به دست بیاید.

شما باید این کار را با استفاده از کانال های مختلف، از جمله وب سایت، سایت های رسانه های اجتماعی، ایمیل، ایمیل مستقیم، رادیو و غیره انجام دهید.

معمولاً 6 تا 8 نقطه تماس برای تولید یک فروش نیاز است. تسلیم نشو ثابت ماندن و نتایج نشان خواهد داد.

اگر بازاریابی شما کار نمی کند، مهم است که برای رفع مشکل اقدام کنید. با استفاده از رسانه های اجتماعی، بهینه سازی بازاریابی ایمیلی، شناخت مخاطبان، نشان دادن آسیب پذیری و صبور ماندن، می توانید یک استراتژی بازاریابی موثر ایجاد کنید که به طور مداوم باعث فروش می شود.

624

افزایش سود خود با استراتژی قیمت گذاری مناسب

استراتژی قیمت‌گذاری خوب، بهتر، بهترین، که به عنوان قیمت‌گذاری سطحی نیز شناخته می‌شود، یک مدل قیمت‌گذاری است که سه بسته محصول یا خدمات متمایز را ارائه می‌دهد – یک بسته «خوب»، «بهتر» و «بهترین».

بسته “خوب” معمولاً ابتدایی ترین و کم هزینه ترین است.

بسته “بهتر” شامل ویژگی ها یا پیشرفت های اضافی است که قیمت آنها بالاتر از گزینه “خوب” است.

بسته “بهترین” جامع ترین ویژگی ها را ارائه می دهد و بالاترین قیمت را دارد.

این استراتژی به مصرف کنندگان امکان انتخاب می دهد و به آنها امکان می دهد بسته ای را انتخاب کنند که به بهترین وجه با نیازها و بودجه آنها مطابقت دارد.

چرا کار می کند؟

موفقیت استراتژی قیمت گذاری خوب-بهتر-بهترین از روانشناسی آن ناشی می شود. این استراتژی ارزش درک شده ای را در بین مشتریان ایجاد می کند که گزینه “بهترین” بیشترین ارزش را برای پول فراهم می کند، حتی اگر آنها به همه ویژگی های گنجانده شده نیاز نداشته باشند.

علاوه بر این، خطر اضافه بار انتخاب را کاهش می دهد – پدیده ای که زمانی رخ می دهد که گزینه های زیادی به مشتریان ارائه شود. محدود کردن انتخاب به سه، فرآیند تصمیم گیری را برای مشتریان ساده می کند و به جلوگیری از خستگی تصمیم گیری کمک می کند.

این یک ساختار قیمت گذاری برد-برد است. به‌عنوان یک کسب‌وکار، می‌توانید به مشتریان خود سه انتخاب ارائه دهید، حتی اگر می‌خواهید یکی از سطوح بالاتر را خریداری کنند.

با بسته بندی پیشنهادات خود در سه گزینه و استفاده از ساختار قیمت گذاری با تخفیف برای سطوح بالاتر، سود خود را به حداکثر می رسانید و در عین حال مشتریان خود را خوشحال می کنید.

مزایای قیمت گذاری سطحی

انتخاب مشتری را افزایش می دهد. ارائه گزینه های متعدد به مشتریان این امکان را می دهد که گزینه ای را انتخاب کنند که با بودجه، نیازها و ترجیحات آنها مطابقت دارد. این امر رضایت کلی مشتریان را با دادن قدرت انتخاب به آنها افزایش می دهد.

پایگاه مشتریان را گسترش می دهد. ارائه چندین امتیاز قیمت، محصولات یا خدمات شما را به روی مشتریانی با بودجه بالاتر یا کمتر باز می کند و پیشنهاد شما را در دسترس تر می کند.

افزایش ارزش درک شده با ارائه چندین لایه محصول، مشتریان ارزش بالاتری نسبت به یک محصول واحد با قیمت ثابت دریافت می کنند.

افزایش سودآوری.

ارائه بسته‌های خوب-بهتر-بهترین می‌تواند به سودآوری بیشتر به دلیل فرصت‌های فروش بیشتر کمک کند. مشتریانی که در ابتدا بسته “خوب” را در نظر گرفتند، ممکن است پس از مشاهده ارزش افزوده،

به گزینه های “بهتر” یا “بهترین” ارتقا دهند.

مزیت رقابتی.

ارائه یک ساختار قیمت گذاری خوب بهتر و بهترین می تواند شما را قادر سازد تا کسب و کار خود را از رقبا متمایز کنید و به شما این امکان را می دهد که پیشنهادات مختلف خود را در ساختارهای قیمت گذاری مختلف به نمایش بگذارید و خود را بیشتر از رقبا متمایز کنید.

معایب بالقوه بسته قیمت گذاری سطحی

پیچیدگی برای مشتریان چندین ردیف محصول با چندین ویژگی، مزایا و امتیاز قیمت می تواند مشتریان را گیج کند. اگر آنها گزینه های زیادی داشته باشند، می تواند فلج تصمیم را ایجاد کند. شما می توانید تنها با ارائه 3 سطح و مشخص کردن ارزش افزوده سطوح بالاتر از این امر جلوگیری کنید.

افزایش پیچیدگی کسب و کار.

ارائه بسته‌های چند محصول با قیمت‌های متعدد می‌تواند پیچیدگی بیشتری را برای شما به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار در هنگام پیدا کردن نحوه بسته‌بندی این بسته‌ها و ارائه آنها به مشتریان یا مشتریان ایجاد کند. با این حال، این در ابتدا تنها یک مانع است و تقریباً همیشه مزایای آن بیشتر از منحنی یادگیری است.

احتمال نارضایتی مشتری اگر تمایز بین سطوح شما به اندازه کافی قابل توجه نباشد یا به خوبی منتقل نشود، می تواند منجر به نارضایتی مشتری شود. مشتریانی که سطوح بالاتری را انتخاب می کنند، انتظار ارزش و کیفیت بالاتری دارند، بنابراین باید مطمئن شوید که تفاوت واقعی بین بسته های شما به غیر از متن روی صفحه وجود دارد.

.

شما می توانید بسته هایی را استراتژی کنید که شما را از رقبا متمایز کند. علاوه بر این، اگر بتوانید با قیمتی مشابه یا پایین‌تر، بیشتر از آنچه رقبا ارائه می‌کند، به شما کمک کند مشتریان بیشتری را به دست آورید. قیمت های رقابتی و ارائه بسته به شما در دراز مدت کمک می کند.

عاقلانه بسته ها را استراتژی کنید

همانطور که در بخش معایب احتمالی ساختارهای قیمت گذاری طبقه ای ذکر شد، اگر بسته های شما تمایز کافی نداشته باشند، ممکن است مشتریان احساس نارضایتی کنند.

هر بسته باید طوری طراحی شود که برای یک بخش مشتری مجزا جذاب باشد. گزینه “خوب” شما باید نیازهای اساسی مشتریان شما را پوشش دهد و عمدتاً برای شما قابل استفاده باشد، مگر اینکه یک تجارت مبتنی بر خدمات باشید.

بسته “بهتر” شما باید ارزش افزوده ای ارائه دهد که قیمت بالاتر آن را توجیه کند، و باید مطمئن شوید که این ارزش را در صفحه قیمت گذاری متمایز کرده و برجسته کرده اید.

در نهایت، بسته “بهترین” شما باید بالاترین بسته استاندارد طلایی یا سطح خدماتی باشد که می توانید ارائه دهید. این بسته باید با زنگ‌ها و سوت‌های اضافی و پیشنهادات آبدار همراه باشد که باعث می‌شود مشتریانی که در طبقات پایین‌تر مد نظر قرار می‌گیرند، بیهوش شوند. اگر بتوانید ارزش اضافی کافی به سطوح بالاتر اضافه کنید، می توانید سودآوری کلی خود را با افزایش فروش آسان افزایش دهید.

استراتژی خوب بهتر بهترین راهبرد قیمت گذاری بهترین روش ها

هنگامی که تحقیقات اولیه و آماده سازی برای برنامه ریزی بسته های قیمت گذاری خود را بررسی کردید، در اینجا چند بهترین روش وجود دارد که باید دنبال کنید.

برای سطوح بالاتر تخفیف را ذخیره کنید

یک استراتژی عاقلانه هنگام اجرای یک ساختار قیمت‌گذاری طبقه‌بندی شده، ارائه نرخ تخفیف در سطوح بالاتر است. با این حال، فقط از تخفیف های خود در بسته های “بهتر” و “بهترین” استفاده کنید – این به تشویق مشتریان برای ثبت نام در سطوح بالاتر کمک می کند.

یکی از راه‌هایی که می‌توانید این کار را انجام دهید، فهرست کردن قیمت‌های جداگانه برای ارزش افزوده هر بسته است. اطمینان حاصل کنید که قیمت بسته شما کمتر از تمام مزایای اضافه شده است تا تخفیف انتخاب ردیف بالاتر را برجسته کنید.

برای برجسته کردن ارزش، پیشنهادها را به وضوح توصیف کنید

هر بسته باید توصیفی واضح و مختصر داشته باشد که به طور دقیق آنچه را که مشتری با هر بسته بدست می آورد، منتقل کند.

از بیان بیش از حد این موضوع خودداری کنید زیرا مشتریان بالقوه را تحت تأثیر قرار می دهد.

بسته های شما باید تمایز واضحی داشته باشند. برای اینکه آنها را متمایز کنید، مزایای اضافی را در بسته های “بهتر” و “بهترین” خود با متن پررنگ فهرست کنید.

با نامگذاری خلاق شوید

اگر واقعاً می‌خواهید در بین مشتریان بالقوه متمایز شوید، باید هنگام نام‌گذاری بسته‌های قیمتی خود خلاقیت به خرج دهید. بسیاری از شرکت‌ها نام‌هایی مانند «برنز»، «نقره» و «طلا» را انتخاب می‌کنند – این نام‌ها به توصیف بسته‌ها کمک چندانی نمی‌کنند و کسل‌کننده هستند. از استفاده از نام های ساده خودداری کنید و ایده های خلاقانه نام گذاری بسته ها را بسته به جایگاه شما و آنچه در بسته های شما وجود دارد ایجاد کنید.

جمع بندی بهترین استراتژی قیمت گذاری خوب، بهتر

اگر می‌دانید که می‌خواهید بسته‌های قیمت‌گذاری متفاوتی را برای مشتریان خود ارائه دهید، نمی‌توانید با استراتژی قیمت‌گذاری «خوب، بهتر، بهترین» اشتباه کنید. این استراتژی شما را قادر می سازد تا به پایگاه مشتریان گسترده تری برسید و به طور کلی ارزش بیشتری ارائه دهید. این به شما کمک می کند تا شما را از رقبا متمایز کنید و واقعاً از سایرین متمایز شوید – در نهایت مشتریان بیشتری را برای شما به ارمغان می آورد و باعث سود بیشتر شما می شود!

3652

هماهنگی بازاریابی محتوا با سفر خریدار

یک استراتژی منحصر به فرد منجر به تعامل بالا و حداکثر تبدیل می شود.

به هر کجا که نگاه کنید، بازاریابی محتوا حضور دارد. بدون دست زدن به حداقل برخی از جنبه های آن نمی توانید به جایی آنلاین بروید. در واقع، 88 درصد از بازاریابان  B2B Business-to-business و 76 درصد از بازاریابان B2C Business to Consumer قصد دارند از نوعی استراتژی محتوا در سال 2016 استفاده کنند.

با فرض اینکه شما بخشی از این درصد هستید، مهم است که ما نقش بازاریابی محتوا را در سفر خریدار بررسی کنیم، بنابراین می توانید ایده بهتری در مورد چگونگی ایجاد یک استراتژی که منجر به تبدیل بالا می شود، داشته باشید.

هدف بازاریابی محتوا

همه ما در حال حاضر با بازاریابی محتوا آشنا هستیم، اما تعداد کمی از ما درک مختصری از آنچه واقعاً شامل می شود داریم. آیا می دانید بازاریابی محتوا دقیقاً چیست؟

بر اساس یک تعریف، “بازاریابی محتوا یک رویکرد بازاریابی استراتژیک است که بر ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار برای جذب و حفظ مخاطبان مشخص و مشخص – و در نهایت، هدایت اقدام سودآور مشتری” متمرکز است.

صرف انتشار محتوا به این معنی نیست که شما یک استراتژی بازاریابی محتوا دارید. برای اینکه از انتشار محتوا به بازاریابی محتوا بروید، به یک برنامه مرتبط نیاز دارید که «اقدام سودآور مشتری را هدایت کند». برای انجام این کار، باید سفر خریدار را درک کنید.

سفر خریدار

در حالی که بازاریابان مختلف نسخه های دقیق خود را از سفر خریدار دارند، رایج ترین مورد استفاده شامل سه مرحله اساسی است: کشف، بررسی و تصمیم. هر یک از این مراحل شامل چند مرحله مختلف است.

کشف. مرحله کشف همان آغاز سفر است. این زمانی است که خریدار تشخیص می دهد که یک مشکل یا نقطه درد دارد که باید حل شود و شروع به جستجوی راه حل می کند. مرحله کشف یا می تواند خیلی سریع اتفاق بیفتد یا ممکن است زمان زیادی طول بکشد. همه چیز بستگی به این دارد که خریدار چقدر سریع عمل کند و این موضوع چقدر در زندگی او اولویت دارد.

توجه. مرحله بعدی، مرحله بررسی سفر است. این زمانی است که خریدار راه‌حل‌های مختلف را بررسی می‌کند و راه‌حلی را که احساس می‌کند بهترین راه حل را حل می‌کند، بررسی می‌کند. باز هم، این مرحله می تواند طولانی یا کوتاه باشد.

تصمیم. در نهایت، مرحله تصمیم گیری از سفر وجود دارد. در این مرحله، خریدار راه حلی را که شناسایی کرده است بررسی می کند و سعی می کند تصمیم خرید را توجیه کند. اگر همه چیز خوب پیش برود، آنها در نهایت انتخاب را انجام می دهند. اگر آنها به این نتیجه رسیدند که راه حل برای آنها مناسب نیست، آنها به مرحله بررسی باز می گردند تا به گزینه های جایگزین نگاه کنند.

همچنین باید توجه داشت که نگاشت صحیح محتوا برای خریداران پیامدهای مستقیمی بر موفقیت شما با بهینه سازی موتور جستجو دارد.

با درک روشنی از سفر خریدار، باید بتوانید استراتژی های بازاریابی هدفمندی را ایجاد کنید که افراد را از این سفر یا قیف تا زمانی که به مشتریان پولی تبدیل شوند، سوق دهد.

بازاریابی محتوا و سفر خریدار.

اگر هرگز به بازاریابی محتوا از دریچه سفر خریدار نگاه نکرده اید، آماده باشید که شگفت زده شوید. این دیدگاه جدید اساساً رویکرد شما را به بازاریابی محتوا تغییر خواهد داد. بیا یک نگاهی بیندازیم:

1. مرحله کشف.

در مرحله کشف سفر خریدار، هدف بازاریابی محتوا ایجاد آگاهی از یک مشکل خاص و سپس همسو کردن آن مشکل با موضوعات مختلف مرتبط با تجارت است. گام های ویژه ای که در این مرحله دخیل است عبارتند از: «کاهش وضعیت موجود» و «تعهد به تغییر».

به منظور کمک به مشتریان برای رهایی از وضعیت موجود و تصمیم گیری برای تغییر چیزی، این به بازاریاب بستگی دارد که محتوایی ایجاد کند که آگاهی را ارتقا دهد و فوریت را تحریک کند.

به عنوان مثال، بیایید کسب و کاری را در نظر بگیریم که نرم افزار CMR را ارائه می دهد. در مرحله کشف، محتوای آنها حول شناسایی نقاط دردسر کسب‌وکارهایی می‌چرخد که در حال حاضر خدمات مشتری را به صورت دستی انجام می‌دهند، اما دیگر زمان یا انگیزه‌ای برای ادامه انجام آن ندارند. به عبارت دیگر، استراتژی محتوا برای کمک به مشتریان بالقوه طراحی شده است که مشکل پیش روی خود را تشخیص دهند.

محتوای پیشنهادی: در مرحله کشف، انعطاف پذیری قابل توجهی از نظر قالب های محتوا وجود دارد. رایج‌ترین انواع شامل گزارش‌های تحقیقاتی، محتوای سرمقاله، کاغذهای سفید و گزارش‌های آماری است که از نقاط دردناکی که خریدار تجربه می‌کند پشتیبانی می‌کند.

2.  مرحله بررسی.

در مرحله بررسی، هدف بازاریابی محتوا کمک به خریدار برای شناسایی نیازهای خاص برای حل مشکلی است که در مرحله کشف شناسایی کرده است. هدف دوم این است که آن راه حل را با نیازهای تجاری خاصی که خریدار با آن مواجه است، هماهنگ کنیم.

با استفاده از مثال قبلی ما، ارائه‌دهنده نرم‌افزار CRM شروع به برجسته کردن راه‌حل خود و چگونگی برآورده کردن نقاط درد و نیازهای مربوطه می‌کند. این نقطه ای است که رویکرد بازاریابی محتوا شروع به تبلیغ ویژگی های محصول می کند.

محتوای توصیه شده: در این مرحله، محتوای توصیه شده شامل مواردی مانند نمایش محصول ضبط شده، راهنماها و مطالعات موردی، پست های مقایسه و حتی پادکست ها می شود.

3. مرحله تصمیم گیری.

اکنون به مرحله تصمیم گیری می رسیم. اگر کار خوبی برای راهنمایی خریداران در مراحل کشف و بررسی انجام داده اید، آنها را متقاعد کرده اید که راه حل شما را به عنوان راه حلی که نقطه درد آنها را برآورده می کند، در نظر بگیرند. اکنون فقط باید معامله را ببندید.

در این مرحله، تمرکز بر این است که چرا محصول یا راه حل ارزش خرید دارد. وقتی گزینه های زیادی وجود دارد، ممکن است دشوار باشد، اما به یاد داشته باشید که قبلاً از مرحله بررسی جان سالم به در برده اید.

محتوای پیشنهادی: بسته به صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید و نوع محصول یا خدماتی که در حال انجام آن هستید، محتوای توصیه‌شده برای این مرحله شامل محتوای مقایسه محصول، بارگیری‌های آزمایشی، مطالعات موردی عمیق و نمایش‌های نمایشی زنده است.

با محتوای مناسب مشتری را هدایت کنید.

985244

5 مرحله برای ایجاد استراتژی بازاریابی محتوا

در اینجا پنج راه برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوا همیشه برنده برای کسب و کار شما آورده شده است.

بازاریابی محتوا معدن طلا برای رسیدن به نتایج عالی کسب و کار است، زیرا بسیاری از خریداران برای خرید به محتوا وابسته هستند.

آمار نشان می دهد که 60 درصد از مشتریان پس از مطالعه در مورد یک محصول، الهام گرفته اند تا به دنبال آن باشند. یک استراتژی بازاریابی محتوای خوب می تواند همه چیز را برای برند شما ایجاد کند، به همین دلیل است که 82 درصد از بازاریابان فعالانه از بازاریابی محتوا استفاده می کنند.

ابتدا اجازه دهید به اصول اولیه بپردازیم. استراتژی محتوا دقیقاً چیست؟ استراتژی محتوا برنامه ای برای ایجاد محتوایی است که هدف کسب و کار شما را تسهیل می کند. این به شما کمک می کند محتوای آگاهی از برند درستی ایجاد کنید که می تواند بر تصمیم خریدار شما برای هر مرحله از قیف فروش تأثیر بگذارد تا منجر به جذب مشتری و تبدیل شود.

از بین استراتژی‌های بازاریابی مختلفی که در دسترس بازاریابان است، بازاریابی محتوا یک رویکرد مقرون‌به‌صرفه برای تولید سرنخ طولانی‌مدت است. محتوای همیشه سبز می تواند به هدایت ترافیک ارگانیک از جستجوها به وب سایت شما و ایجاد تبدیل ادامه دهد. به عنوان مثال، یک پست وبلاگ آموزنده که با پیوندهای محصول تعبیه شده است، می تواند کاربران را تا مدت ها پس از انتشار محصول شما را به سمت آن هدایت کند.

همچنین، بازاریابی محتوا برای آگاهی از برند عالی است و می تواند به عنوان کانالی برای شکوفایی سایر تاکتیک های بازاریابی باشد. در حالی که محتوای شما می تواند برند شما را به عنوان مرجعی برای ارجاع در صنعت شما معرفی کند، همچنین می تواند نتیجه تبلیغات حمایت شده، بازاریابی تأثیرگذار و استراتژی های بازاریابی مشابه را به همراه داشته باشد.

اکنون، بیایید به پنج مرحله ای که برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی موثر نیاز است بپردازیم:

1. هدف خود را بشناسید

شروع هر طرحی به این معنی است که شما هدفی دارید که منتظر رسیدن به آن هستید. هدف استراتژی بازاریابی محتوای شما باید با آگاهی از برند، سرنخ ها، تبدیل ها و حفظ مشتری مرتبط باشد.

هر چیزی که قصد دارید با بازاریابی محتوای خود به دست آورید باید به خوبی تعریف شود. این به شما کمک می کند تا تعیین کنید که چگونه استراتژی بازاریابی محتوای خود را ایجاد کنید و شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator   KPI) را که باید در تصمیم گیری درباره اثربخشی استراتژی بازاریابی محتوای خود به آن توجه کنید.

2. تحقیق در مورد شخصیت خریدار انجام دهید

خریداران 48 درصد بیشتر احتمال دارد که ارائه دهندگان خدماتی را که استراتژی بازاریابی شخصی دارند در نظر بگیرند. محتوای شما برای خریداران هدف شماست. بنابراین، شما باید بدانید که خریداران هدف شما چه کسانی هستند تا بتوانید بهترین راه برای فروش محتوای خود به آنها را انتخاب کنید.

پس از شناسایی خریداران هدف خود، استراتژی بازاریابی محتوای خود را به گونه ای تنظیم کنید که با ترجیحات و رفتار خریدار ایده آل شما مطابقت داشته باشد.

3. ایده های محتوا را توسعه دهید

ایده های محتوایی شما باعث ایجاد تعاملی می شود که استراتژی بازاریابی محتوا از آن لذت می برد.

محتوای مرتبط همیشه مکان خوبی برای شروع است و برای هر مرحله از سفر خریدار بسیار مهم است. در زیر مواردی وجود دارد که می تواند به توسعه ایده های محتوا کمک کند.

ممیزی محتوا انجام دهید:

دانستن نحوه اجرای محتوای قبلی می تواند به شما کمک کند تصمیم بگیرید چه چیزی برای مخاطبان شما مفید است. این شامل مشاهده تجزیه و تحلیل داده های محتوای شما است.

محتوای با کارایی بالا می‌تواند شما را ترغیب کند که روی محتوای مشابه کار کنید یا محتوای قدیمی را به‌روزرسانی و تغییر کاربری دهید. محتوای با کارایی پایین می‌تواند نشان‌دهنده چیزی باشد که می‌توانید هنگام ایجاد محتوا در آن بهبود دهید.

تمرکز بر آگاهی از برند:

محتوای شما به این منظور است که برند شما را به عنوان یک مرجع معتبر در صنعت شما معرفی کند. این بدان معنی است که شما باید خود را از رقبا در صنعت متمایز کنید. برای انجام این کار، باید به مخاطبان خود بفهمانید که چه چیزی شما را از طریق محتوای خود منحصر به فرد می کند و در عین حال به آنها نشان دهید که با حل مشکلات آنها قابل اعتماد هستید.

اکثر کاربران برای یافتن راه حل به محتوا نگاه می کنند. بنابراین، محتوای شما باید نشان دهد که شما نقطه درد آنها را درک می کنید و قادر به حل آن هستید زیرا راه حل را دارید. محتوایی که

چنین اطمینانی را به تصویر می‌کشد برای ایجاد تبدیل برای محصولات شما مفید است.

فرکانس محتوا:

اگر از بازاریابی محتوا برای برند خود استفاده می کنید، فراوانی محتوای شما کلیدی است که شما را به طور مداوم در دید مخاطبان خود نگه می دارد. این بدان معنی است که شما باید محتوایی را ایجاد کنید که به شما امکان می دهد اتاق یکدست باشد. یک راه خوب برای شروع این است که به روندهای صنعت نگاه کنید و دائماً مخاطبان خود را درگیر کنید تا بدانند چه چیزی می خواهند ببینند.

4. قالب محتوا و کانال های تحویل خود را تعیین کنید

بسته به مخاطب هدف شما، قالب محتوای شما می تواند به صورت اینفوگرافیک، ویدیو، پادکست یا موارد دیگر باشد. این همچنین برای پلتفرم هایی که برای ارائه محتوای خود انتخاب می کنید صدق می کند. به عنوان مثال، TikTok عمدتا توسط جوانان استفاده می شود، به این معنی که اگر مخاطبان شما در محدوده جمعیتی قرار بگیرند، می تواند کانال تحویل ایده آل برای محتوای شما باشد.

5. عملکرد استراتژی محتوای خود را پیگیری کنید

دانستن وضعیت پیشرفت استراتژی بازاریابی محتوای خود به این معنی است که می توانید تعیین کنید. که آیا به هدف خود نزدیک هستید یا خیر. این عالی است زیرا شما باید تصمیم بگیرید که چه چیزی باید تغییر کند یا ادامه یابد. شما می توانید پیشرفت استراتژی بازاریابی محتوای خود را با استفاده از ابزارهای سیستم مدیریت محتوا و KPI ها پیگیری کنید. این KPI ها می توانند بر اساس تعداد سرنخ ها، تبدیل ها یا ترافیک ارگانیک ثبت شده در نتیجه بازاریابی محتوای شما باشد.

با در نظر گرفتن این نکات و مثال‌ها، اکنون می‌دانید که استراتژی‌های بازاریابی محتوا چگونه کار می‌کنند و چگونه می‌توانید آن را ایجاد کنید. مراحل بعدی؟ ايجاد كردن!

369852

5 استراتژی داستان سرایی در کمپین بازاریابی

استفاده کنید

گفتن یک داستان خوب در بازاریابی شما فقط به معنای ارائه یک عبارت جذاب یا تولید یک ویدیوی دلگرم نیست، بلکه دیدن جهان از چشم مشتری و ساختن روایتی است که با آنها طنین انداز شود.

قصه‌گویی در طبیعت ما ریشه دوانده است، از نقاشی‌های باستانی غار گرفته تا رسانه‌های اجتماعی مدرن. در دنیای تجارت امروز، داستان سرایی برای ایجاد ارتباط عمیق تر با مخاطب ضروری است. فراتر از ارتقای محصول است، به ایجاد اعتماد و ارتباط عاطفی کمک می کند و باعث فروش می شود.

بیایید پنج استراتژی داستان سرایی بی انتها را بررسی کنیم و یاد بگیریم که چگونه آنها را در کمپین های بازاریابی خود پیاده سازی کنیم.

استراتژی داستان سرایی شماره 1: داستان رمز و راز

یک داستان اسرارآمیز به کنجکاوی طبیعی و تمایلات حل مسئله مخاطبان شما کمک می کند. اگر می خواهید توجه آنها را جلب کنید و علاقه آنها را در طول کمپین بازاریابی خود حفظ کنید، یک داستان مرموز یک انتخاب عالی است. کلید یک داستان رمز و راز موفق، ایجاد حس تعلیق

است. شما باید اطلاعات یا سرنخ هایی جزئی ارائه دهید تا مخاطبان خود را حدس بزنند و بخواهند بیشتر بیاموزند.

در نهایت، مخاطبان خود را تشویق کنید تا دست به اقدام بزنند و راه حل راز را کشف کنند.

مثال دنیای واقعی: در سال 2014، هوندا مجموعه ای از فیلم های کوتاه به نام «آن سوی دیگر» را روانه بازار کرد. هدف این کمپین نشان دادن دو جنبه متمایز هوندا سیویک بود: یکی کاربردی و خانواده پسند و دیگری اسپرت و با کارایی بالا.

هوندا ویدیویی با روایت دوگانه ایجاد کرد که به بینندگان این امکان را می داد تا با فشار دادن کلید R روی صفحه کلید خود بین دو داستان مختلف جابجا شوند. در این ویدئو یک پدر ظاهرا معمولی دیده می شود که با فشار دادن یک دکمه مشخص شد که زندگی مخفیانه ای به عنوان یک راننده فراری دارد. استفاده نوآورانه این کمپین از فناوری دیجیتال و داستان منحصر به فرد آن، قلب مخاطبان در سراسر جهان را تسخیر کرد.

استراتژی داستان گویی شماره 2: داستان تحول

اگر می خواهید واقعاً الهام بخش یا انگیزه مخاطبان خود باشید، از داستان تحول استفاده کنید. این استراتژی بر سفر فردی متمرکز است که با کمک محصول یا خدمات شما از حالت مبارزه به حالت موفقیت می‌رود. عنصر کلیدی یک داستان تحول، برجسته کردن چالش‌های خاصی است که فرد با آن مواجه شده و گام‌هایی که برای غلبه بر آنها برداشته است، که در نهایت منجر به یک نتیجه مثبت می‌شود. شما می توانید با به اشتراک گذاشتن نمونه های واقعی تحول با مخاطبان خود اعتماد واقعی ایجاد کنید.

مثال دنیای واقعی: کمپین “زیبایی واقعی” Dove موفقیت بزرگی برای این برند بوده است. این کمپین زنان واقعی با هر شکل، اندازه و سنی را برای ترویج مثبت بودن بدن و عشق به خود نشان می دهد. در یک تبلیغ بسیار قدرتمند، یک هنرمند پزشکی قانونی دو پرتره از یک زن می کشد –

یکی بر اساس توصیف خودش و دیگری بر اساس توصیف یک غریبه. نتایج به مخاطبان نشان داد که چگونه اغلب خود را کمتر از آنچه واقعا هستند زیبا می بینند و چگونه محصولات Dove می تواند به زنان کمک کند اعتماد به نفس و زیبایی بیشتری داشته باشند.

استراتژی داستان سرایی شماره 3: داستان جامعه

هیچ احساسی بهتر از احساس تعلق نیست و استراتژی داستان جامعه دقیقاً به آن دست می یابد. ارزش ها، باورها و علایق مشترکی را که مشتریان شما را گرد هم می آورد، برجسته می کند. در نتیجه، مشتریان شما یک ارتباط عاطفی با برند شما ایجاد می کنند و یک حس اجتماعی در اطراف آن ایجاد می کنند.

مثال در دنیای واقعی: کمپین #OptOutside REI یک نمونه عالی از داستان جامعه در عمل است. در سال 2015، REI اعلام کرد که تمام فروشگاه های خود را در جمعه سیاه می بندد و کارکنان و مشتریان خود را تشویق می کند که روز خود را بیرون از خانه بگذرانند.

هدف از این کمپین تشویق مردم به گذراندن وقت در طبیعت بود و به سرعت مورد توجه قرار گرفت و بسیاری از مردم فعالیت های خود را در فضای باز در رسانه های اجتماعی با استفاده از هشتگ #OptOutside به اشتراک گذاشتند.

کمپین REI با بسیاری از افرادی که به دنبال وقفه ای از تجاری گرایی فصل تعطیلات و فرصتی برای ارتباط مجدد با طبیعت و جوامع خود بودند، برخورد کرد.

استراتژی داستان سرایی شماره 4: داستان طنز

اگر می خواهید بازاریابی شما به یاد ماندنی باشد، برای نقد یا تمسخر یک ایده، طنز، کنایه یا اغراق را اضافه کنید. این چیزی است که یک داستان طنز در یک کمپین انجام می دهد. می‌توانید از ویدیوهای طنز، کارتون یا پست‌های رسانه‌های اجتماعی شوخ‌آمیز به عنوان داستان طنز استفاده کنید. این یک استراتژی بی انتها است که می تواند به شما در ایجاد محتوای جذاب و جلب توجه کمک کند. اما باید تعادلی بین طنز و پیام مورد نظر پیدا کنید و اطمینان حاصل کنید که طنز برای مخاطب خیلی توهین آمیز یا زننده نیست.

مثال در دنیای واقعی: در سال 2019، برگر کینگ کمپینی به نام « Whopper» راه‌اندازی کرد. آنها از فناوری موقعیت جغرافیایی استفاده کردند تا زمانی که مشتریان آن را از طریق برنامه برگر کینگ در فاصله 600 فوتی از مکان مک‌دونالد سفارش دادند، یک Whopper

یک سنت را ارائه کردند. این کمپین روشی طنز آمیز برای مسخره کردن بزرگترین رقیب برگر کینگ و تشویق مشتریان به امتحان محصولشان بود.

استراتژی داستان گویی شماره 5: داستان تعاملی

با تشویق مخاطبان خود به مشارکت، تعامل واقعی را از سوی مخاطبان خود دریافت می کنید

در کمپین شما اینجاست که داستان تعاملی مطرح می شود. یک داستان تعاملی با گنجاندن ویژگی‌های تعاملی مانند آزمون‌ها، بازی‌ها یا آزادی انتخاب، هم سرگرم‌کننده و هم آموزنده است، درست مانند کاری که نتفلیکس در نمایش‌های تعاملی خود انجام داد.

مثال دنیای واقعی: «ماجراجویی خودت را انتخاب کن» یک قالب داستان سرایی تعاملی است که توسط نتفلیکس استفاده می‌شود، که در آن به بیننده قدرت انتخاب‌هایی داده می‌شود که نتیجه داستان را تعیین می‌کند. در نقاط کلیدی داستان به بیننده گزینه هایی ارائه می شود و تصمیم آنها بر جهت گیری روایت تأثیر می گذارد. این قالب به بینندگان اجازه می دهد تا تجربه تماشای شخصی و جذابی داشته باشند، زیرا آنها بر داستان کنترل دارند و می توانند مسیرها و پایان های مختلف را کشف کنند.

چند کلمه آخر

به طور خلاصه، داستان سرایی یکی از ارکان قدرتمند در بازاریابی است که به شما کمک می کند با مخاطبان خود در سطح احساسی ارتباط برقرار کنید. با استفاده از هر یک از استراتژی های ذکر شده در بالا، می توانید محتوای جذاب و به یاد ماندنی را برای مخاطبان خود ایجاد کنید. خواه هدف شما ایجاد آگاهی از برند باشد یا افزایش فروش، افزودن داستان به کمپین‌هایتان می‌تواند به شما کمک کند که برجسته شوید. در امتحان کردن آنها تردید نکنید و ببینید که چگونه می توانند به شما در ایجاد پیوند قوی تری با مخاطبان خود کمک کنند

سهم بازار

سهم بازار و فرمول محاسبه آن

سهم بازار چیست؟

سهم بازار درصدی از کل فروش در یک صنعت است که توسط یک شرکت خاص تولید می شود. سهم بازار با در نظر گرفتن فروش شرکت در طول دوره و تقسیم آن بر کل فروش صنعت در همان دوره محاسبه می شود. این معیار برای ارائه یک ایده کلی از اندازه یک شرکت در رابطه با بازار و رقبای آن استفاده می شود. رهبر بازار در یک صنعت، شرکتی است که بیشترین سهم بازار را دارد.

نکات کلیدی

  • سهم بازار نشان دهنده درصدی از یک صنعت یا کل فروش یک بازار است که توسط یک شرکت خاص در یک دوره زمانی مشخص به دست می آید.
  • سهم بازار با در نظر گرفتن فروش شرکت در طول دوره و تقسیم آن بر کل فروش صنعت در همان دوره محاسبه می شود.
  • این معیار برای ارائه یک ایده کلی از اندازه یک شرکت در رابطه با بازار و رقبای آن استفاده می شود.
  • رهبر بازار شرکتی است در صنعتی که بیشترین سهم بازار را دارد و عموماً بیشترین تأثیر را دارد.
  • راه‌های افزایش سهم بازار شامل پیاده‌سازی فناوری‌های جدید، ایجاد وفاداری مشتری و جذب رقبا است.

سهم بازار

درک سهم بازار


سهم بازار یک شرکت، سهم آن از کل فروش در رابطه با بازار یا صنعتی است که در آن فعالیت می کند. برای محاسبه سهم بازار یک شرکت، ابتدا دوره ای را که می خواهید بررسی کنید مشخص کنید. می تواند یک سه ماهه مالی، سال یا چندین سال باشد.

در مرحله بعد، کل فروش شرکت در آن دوره را محاسبه کنید. سپس از کل فروش صنعت شرکت مطلع شوید. در نهایت، کل درآمد شرکت را بر کل فروش صنعت آن تقسیم کنید. 

محاسبه سهم بازار معمولاً برای کشورها یا مناطق خاصی انجام می شود، 

فرمول سهم بازار

سهم بازار = کل فروش شرکت / کل فروش صنعت

مزایای سهم بازار

سرمایه گذاران و تحلیلگران افزایش و کاهش سهم بازار را با دقت رصد می کنند زیرا می تواند نشانه رقابت نسبی محصولات یا خدمات شرکت باشد. همانطور که کل بازار یک محصول یا خدمات رشد می کند، شرکتی که سهم بازار خود را حفظ می کند، درآمد خود را با همان نرخ کل بازار افزایش می دهد. شرکتی که سهم بازار خود را افزایش می دهد، درآمد خود را سریعتر از رقبای خود افزایش می دهد.

مهم: سود یا زیان در سهم بازار بسته به شرایط صنعت، می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد سهام شرکت داشته باشد.
افزایش سهم بازار می تواند به شرکت اجازه دهد تا با عملیات خود به مقیاس بیشتری دست یابد و سودآوری را بهبود بخشد.

یک شرکت می تواند سعی کند چه از طریق کاهش قیمت، استفاده از تبلیغات و یا معرفی محصولات جدید یا…سهم خود را از بازار افزایش دهد،  علاوه بر این، می‌تواند با جلب نظر سایر مخاطبان یا جمعیت‌شناسی، اندازه سهم بازار خود را افزایش دهد.

تاثیر سهم بازار

تغییرات در سهم بازار تأثیر بیشتری بر عملکرد شرکت‌ها در صنایع بالغ یا چرخه‌ای دارد که رشد پایینی دارند. در مقابل، تغییرات در سهم بازار تاثیر کمتری بر شرکت‌ها در صنایع در حال رشد دارد. در این صنایع، کل پای در حال رشد است، بنابراین شرکت ها حتی اگر در حال از دست دادن سهم بازار باشند، همچنان می توانند فروش خود را افزایش دهند. برای شرکت هایی که در این شرایط قرار دارند، عملکرد سهام بیش از سایر عوامل تحت تأثیر رشد فروش و حاشیه است.

در صنایع چرخه ای، رقابت برای سهم بازار بی رحمانه است. عوامل اقتصادی بیشتر از سایر عوامل در واریانس فروش، سود و حاشیه نقش دارند. حاشیه ها معمولاً کم هستند و به دلیل رقابت، عملیات با حداکثر کارایی انجام می شود. از آنجایی که فروش به قیمت سایر شرکت ها تمام می شود، آنها سرمایه گذاری زیادی در تلاش های بازاریابی یا حتی رهبران ضرر برای جذب فروش می کنند.

در این صنایع، شرکت‌ها ممکن است تمایل داشته باشند که پول خود را به طور موقت از دست بدهند تا رقبا را مجبور به تسلیم شدن یا اعلام ورشکستگی کنند. هنگامی که آنها سهم بیشتری از بازار را به دست آوردند و رقبا کنار گذاشته شدند، سعی می کنند قیمت ها را افزایش دهند. این استراتژی می‌تواند کارساز باشد، یا می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و ضررهای آن‌ها را تشدید کند. با این حال، به همین دلیل است که بسیاری از صنایع تحت سلطه چند بازیگر بزرگ هستند، مانند خرده فروشی های تخفیف دار.

چگونه شرکت ها می توانند سهم بازار را افزایش دهند؟

یک شرکت می تواند با ارائه فناوری نوآورانه به مشتریان خود، تقویت وفاداری مشتری، استخدام کارکنان با استعداد و به دست آوردن رقبا، سهم بازار خود را افزایش دهد.

تکنولوژی جدید

نوآوری یکی از روش هایی است که توسط آن یک شرکت ممکن است سهم بازار را افزایش دهد. وقتی یک شرکت فناوری جدیدی را وارد بازار می‌کند که رقبای‌اش هنوز آن را ارائه نکرده‌اند، مصرف‌کنندگانی که مایل به داشتن فناوری هستند، آن را از آن شرکت خریداری می‌کنند، حتی اگر قبلاً با یک رقیب تجارت کرده باشند. بسیاری از این مصرف‌کنندگان به مشتریان وفادار تبدیل می‌شوند که به سهم بازار شرکت می‌افزاید و سهم بازار شرکتی را که از آن تغییر داده‌اند کاهش می‌دهد.

وفاداری مشتری

با تقویت روابط با مشتری، شرکت‌ها از سهم بازار موجود خود محافظت می‌کنند و مانع از آن می‌شوند که مشتریان کنونی هنگام ارائه یک پیشنهاد جدید و داغ از سوی رقیب، از جهش خارج شوند. بهتر از این، شرکت‌ها می‌توانند با استفاده از همان تاکتیک ساده، سهم بازار را افزایش دهند، زیرا مشتریان راضی اغلب از تجربه مثبت خود با دوستان و اقوام خود صحبت می‌کنند که سپس مشتریان جدیدی می‌شوند. به دست آوردن سهم بازار از طریق دهان به دهان، درآمد شرکت را بدون افزایش همزمان در هزینه های بازاریابی افزایش می دهد.

کارمندان با استعداد

شرکت هایی که بیشترین سهم بازار را در صنایع خود دارند تقریباً همیشه ماهرترین و متعهدترین کارکنان را دارند. حضور بهترین کارکنان در هیئت مدیره هزینه های مربوط به گردش مالی و آموزش را کاهش می دهد و شرکت ها را قادر می سازد منابع بیشتری را برای تمرکز بر شایستگی های اصلی خود اختصاص دهند. ارائه حقوق و مزایا رقابتی یکی از راه های اثبات شده برای جذب بهترین کارمندان است. با این حال، کارمندان در قرن بیست و یکم به دنبال مزایای نامشهود مانند برنامه‌های انعطاف‌پذیر و محیط‌های کاری معمولی هستند.

کسب

در نهایت، یکی از مطمئن ترین روش ها برای افزایش سهم بازار، به دست آوردن یک رقیب است. با انجام این کار، یک شرکت دو کار را انجام می دهد. این به پایگاه مشتریان فعلی شرکت تازه خریداری شده نفوذ می کند و تعداد شرکت هایی را که برای یک تکه از همان کیک می جنگند، یکی کاهش می دهد. مدیران زیرک، چه مسئول کسب‌وکارهای کوچک و چه شرکت‌های بزرگ، زمانی که شرکت‌هایشان در یک مدل رشد قرار دارند، همیشه چشم‌شان به یک معامله خرید خوب است.

مثال سهم بازار

همه شرکت های چند ملیتی موفقیت را بر اساس سهم بازار بازارهای خاص اندازه گیری می کنند. چین بازار مهمی برای شرکت ها بوده است، زیرا هنوز هم بازاری با رشد سریع برای بسیاری از محصولات است. به عنوان مثال، شرکت اپل از اعداد سهم بازار خود در چین به عنوان شاخص عملکرد کلیدی برای رشد تجارت خود استفاده می کند.

سهم اپل در بازار گوشی های هوشمند چین در سه ماهه چهارم سال 2020 با Vivo و Oppo با 17 درصد در جایگاه دوم قرار گرفت. در آن زمان، 29 درصد از بازار تلفن همراه چین را بسیاری از برندهای دیگر تشکیل می دادند. در طول سه ماهه اول تا سه ماهه سوم، اپل شاهد کاهش سهم بازار خود در چین به 12 درصد بود که در برابر Vivo و Oppo شکست خورد. در سه ماهه چهارم 2021، اپل با جهش 22 درصدی مواجه شد. در سه ماهه اول 2022، 18 درصد باقی ماند.

سهم بازار چیست؟

سهم بازار اندازه یک شرکت را نشان می دهد، معیاری مفید برای نشان دادن تسلط و رقابت یک شرکت در یک زمینه معین. سهم بازار به صورت درصد محاسبه می شود

میزان فروش شرکت در مقایسه با کل سهم فروش در صنعت مربوطه در یک دوره زمانی. سهم بازار یک شرکت می تواند به طور قابل توجهی بر عملیات آن تأثیر بگذارد، یعنی عملکرد سهم، مقیاس پذیری، و قیمت هایی که می تواند برای محصول یا خدمات خود ارائه دهد.

چرا سهم بازار مهم است؟

به بیان ساده، سهم بازار یک شاخص کلیدی برای رقابت پذیری یک شرکت است. هنگامی که یک شرکت سهم بازار خود را افزایش می دهد، این می تواند سودآوری آن را بهبود بخشد. این به این دلیل است که با افزایش اندازه شرکت ها، آنها نیز می توانند مقیاس شوند، بنابراین قیمت های پایین تری ارائه می دهند و رشد رقبا را محدود می کنند.

در برخی موارد، شرکت‌ها ممکن است تا آنجا پیش بروند که در برخی از بخش‌ها با زیان کار کنند تا رقبا را کنار بزنند یا آنها را مجبور به ورشکستگی کنند. پس از این مرحله، شرکت ممکن است سهم بازار خود را افزایش دهد و قیمت ها را بیشتر افزایش دهد. در بازارهای مالی، سهم بازار می تواند تا حد زیادی بر قیمت سهام تأثیر بگذارد، به ویژه در صنایع دوره ای که حاشیه ها باریک و رقابت شدید است. هر گونه تفاوت قابل توجه در سهم بازار ممکن است باعث ضعف یا قدرت در احساسات سرمایه گذار شود.

چه استراتژی هایی برای به دست آوردن سهم بازار استفاده می شود؟

برای به دست آوردن سهم بازار بیشتر، یک شرکت ممکن است یکی از چندین استراتژی را به کار گیرد. اول، ممکن است فناوری جدیدی را برای جذب مشتریانی که ممکن است از رقیب خود خریداری کرده باشند، معرفی کند. دوم، پرورش وفاداری مشتری تاکتیکی است که می‌تواند منجر به یک پایگاه مشتری فعلی و گسترش شفاهی شود. سوم، استخدام کارکنان با استعداد از هزینه های پرهزینه جابجایی کارکنان جلوگیری می کند و به شرکت اجازه می دهد در عوض شایستگی های اصلی خود را اولویت بندی کند. در نهایت، با یک اکتساب، یک شرکت می تواند هم تعداد رقبا را کاهش دهد و هم پایگاه مشتریان خود را به دست آورد.

چگونه سهم بازار را اندازه گیری می کنید؟

برای تعیین سهم بازار یک شرکت، کل فروش یک شرکت را گرفته و آن را بر کل فروش صنعت آن در یک دوره معین تقسیم می‌کنید. 

سهم بازار پایین چیست؟

سهم بازار پایین سهم بازاری است که کمتر از نیمی از سهم بازار پیشرو صنعت باشد. بنابراین اگر پیشرو صنعت سهم بازار 40% و شرکت دیگری سهم بازار 10% داشته باشد، آن شرکت دارای سهم بازار پایینی در نظر گرفته می شود زیرا 10% کمتر از 20% (نیم 40%) است.


سهم بازار درصدی از کل فروش صنعت است که یک شرکت دارد. هر چه سهم بازار بیشتر باشد، فروش یک شرکت بیشتر از رقبای خود در صنعت خاص خود است. سهم بازار نشان دهنده میزان بزرگی یک شرکت و میزان نفوذ آن در صنعت خود است. همچنین می تواند نشانگر رشد و موفقیت باشد.

شرکت ها عموما به دنبال افزایش سهم بازار خود هستند. راه‌های انجام این کار از طریق پیاده‌سازی فناوری‌های جدید، ارائه محصول با کیفیت بالاتر، اجرای بازاریابی خوب، جذب رقبا و ایجاد وفاداری مشتری است.