برنامه ی بازاریابی

برنامه ی بازاریابی چیست؟

برنامه بازاریابی چیست؟


برنامه بازاریابی یک سند عملیاتی است که یک استراتژی تبلیغاتی را ترسیم می کند که سازمان برای تولید سرنخ و رسیدن به بازار هدف خود اجرا می کند. یک طرح بازاریابی، کمپین‌های ارتباطی و روابط عمومی را که در یک دوره انجام می‌شود، از جمله اینکه چگونه شرکت تأثیر این ابتکارات را اندازه‌گیری می‌کند، توضیح می‌دهد.

کارکردها و اجزای یک طرح بازاریابی شامل موارد زیر است:

تحقیقات بازار برای حمایت از تصمیمات قیمت گذاری و ورودی های جدید بازار
پیام‌های سفارشی که مناطق جمعیتی و جغرافیایی خاصی را هدف قرار می‌دهد
انتخاب پلتفرم برای ارتقای محصول و خدمات: دیجیتال، رادیو، اینترنت، مجلات تجاری و ترکیبی از این پلتفرم ها برای هر کمپین
معیارهایی که نتایج تلاش های بازاریابی و جدول زمانی گزارش آن ها را اندازه گیری می کند.


یک طرح بازاریابی بر اساس استراتژی بازاریابی کلی یک شرکت است.


طرح بازاریابی، استراتژی ای را که یک شرکت برای بازاریابی محصولات خود به مشتریان استفاده می کند، به تفصیل شرح می دهد.
این طرح بازار هدف، ارزش پیشنهادی نام تجاری یا محصول، کمپین هایی که قرار است راه اندازی شود و معیارهایی که برای ارزیابی اثربخشی ابتکارات بازاریابی استفاده می شود را مشخص می کند.
برنامه بازاریابی باید بر اساس یافته‌های معیارهایی که نشان می‌دهند کدام تلاش‌ها تأثیر دارند و کدام‌ها تأثیر ندارند، به‌طور مداوم تنظیم شود.
بازاریابی دیجیتال نتایج را تقریباً در زمان واقعی نشان می دهد، در حالی که تبلیغات تلویزیونی برای تحقق هر سطحی از نفوذ در بازار نیاز به چرخش دارند.
طرح بازاریابی بخشی از یک طرح تجاری است که تمام جنبه های مهم یک کسب و کار مانند اهداف، ارزش ها، بیانیه ماموریت، بودجه و استراتژی های آن را توصیف می کند.


درک برنامه های بازاریابی


اصطلاحات برنامه بازاریابی و استراتژی بازاریابی اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند زیرا یک برنامه بازاریابی بر اساس یک چارچوب استراتژیک فراگیر توسعه می یابد. در برخی موارد، استراتژی و برنامه ممکن است در یک سند گنجانده شود، به ویژه برای شرکت های کوچکتر که ممکن است تنها یک یا دو کمپین بزرگ را در یک سال اجرا کنند. این طرح فعالیت های بازاریابی را به صورت ماهانه، سه ماهه یا سالانه مشخص می کند در حالی که استراتژی بازاریابی ارزش پیشنهادی کلی را مشخص می کند.

انواع طرح های بازاریابی


انواع مختلفی از طرح های بازاریابی مختلف وجود دارد که متناسب با مشاغل مختلف و نیازهای تجاری مختلف است.

راه اندازی محصول جدید: این یک طرح بازاریابی است که نشان می دهد محصول جدید چگونه وارد بازار می شود، چه کسانی را هدف قرار می دهد و به چه روشی تبلیغات انجام می شود.

رسانه های اجتماعی: یک طرح بازاریابی رسانه های اجتماعی بر استراتژی های تبلیغاتی در پلتفرم های مختلف رسانه های اجتماعی و نحوه تعامل با کاربران در این پلتفرم ها تمرکز دارد.

مبتنی بر زمان: برنامه های بازاریابی مبتنی بر زمان، مانند برنامه هایی که به صورت فصلی یا سالانه اجرا می شوند، بر زمان سال، شرایط فعلی کسب و کار و بهترین استراتژی ها در آن دوره تمرکز دارند.

چگونه یک برنامه بازاریابی بنویسیم


ماموریت و ارزش پیشنهادی


یک طرح بازاریابی ارزش پیشنهادی یک کسب و کار را در نظر می گیرد. ارزش پیشنهادی وعده کلی ارزشی است که باید به مشتری تحویل داده شود و بیانیه‌ای است که در وب‌سایت شرکت یا  برندسازی ظاهر می‌شود.

ارزش پیشنهادی باید بیان کند که چگونه یک محصول یا برند مشکل مشتری را حل می کند، مزایای آن محصول یا برند چیست و چرا مشتری باید از این شرکت خرید کند نه شرکت دیگری. طرح بازاریابی بر اساس این ارزش پیشنهادی به مشتری است.

KPI ها را تنظیم کنید
ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) به شما این امکان را می دهد که موفقیت طرح بازاریابی خود را در رابطه با ارزش پیشنهادی شرکت خود اندازه گیری کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شما تعامل با جمعیتی خاص در یک منطقه خاص است، می توانید بازدیدهای رسانه های اجتماعی و وب سایت را دنبال کنید.

بازار هدف خود را شناسایی کنید
طرح بازاریابی بازار هدف یک محصول یا برند را مشخص می کند. تحقیقات بازار اغلب مبنای تصمیمات بازار هدف و کانال بازاریابی است. به عنوان مثال، اینکه آیا شرکت در رادیو، در رسانه های اجتماعی، از طریق تبلیغات آنلاین یا در تلویزیون منطقه ای تبلیغ می کند.

دانستن اینکه می خواهید به چه کسی بفروشید و چرا یکی از اجزای بسیار مهم هر طرح تجاری است. این به شما اجازه می دهد تا کسب و کار خود را متمرکز کنید و موفقیت آن را اندازه گیری کنید. جمعیت‌شناسی‌های مختلف سلیقه‌ها و نیازهای متفاوتی دارند، دانستن اینکه بازار هدف شما چیست، به شما کمک می‌کند برای آنها بازاریابی کنید.

استراتژی و اجرا
طرح بازاریابی شامل منطق این تصمیمات است. این طرح باید بر ایجاد، زمان‌بندی، زمان‌بندی و قرار دادن کمپین‌های خاص تمرکز کند. این طرح شامل معیارهایی است که نتایج تلاش های بازاریابی شما را اندازه گیری می کند. مثلاً در رادیو تبلیغ می کنید یا در شبکه های اجتماعی؟ اگر تبلیغات در رادیو یا تلویزیون باشد چه ساعتی پخش می شود؟ این استراتژی ممکن است شامل برنامه ریزی پرواز باشد، که شامل زمان هایی است که می توانید از دلارهای تبلیغاتی خود بیشترین استفاده را ببرید.

بودجه خود را تنظیم کنید
یک طرح بازاریابی هزینه دارد. دانستن بودجه خود برای یک طرح بازاریابی به شما این امکان را می دهد که یک برنامه مناسب در آن زمینه ایجاد کنید، به آن پایبند باشید و از هزینه های فرار جلوگیری کنید. همچنین به شما کمک می کند تا به بخش های مختلف برنامه بازاریابی خود اختصاص دهید.
برنامه خود را تنظیم کنید
یک طرح بازاریابی را می توان در هر نقطه بر اساس نتایج حاصل از معیارها تنظیم کرد. به عنوان مثال، اگر تبلیغات دیجیتال بهتر از حد انتظار عمل کنند، می توان بودجه یک کمپین را برای تأمین بودجه یک پلتفرم با عملکرد بالاتر تنظیم کرد یا شرکت می تواند بودجه جدیدی را آغاز کند. چالش پیش روی رهبران بازاریابی این است که اطمینان حاصل کنند که هر پلتفرم زمان کافی برای نشان دادن نتایج دارد.

بدون معیارهای صحیح برای ارزیابی تأثیر تلاش‌های تبلیغاتی و بازاریابی، یک سازمان نمی‌داند کدام کمپین‌ها را تکرار کند و کدام کمپین‌ها را کنار بگذارد. حفظ ابتکارات ناکارآمد هزینه های بازاریابی را به طور غیر ضروری افزایش می دهد.
بازاریابی دیجیتال نتایج را تقریباً در زمان واقعی نشان می دهد، در حالی که تبلیغات تلویزیونی برای تحقق هر سطحی از نفوذ در بازار نیاز به چرخش دارند. در مدل آمیخته بازاریابی سنتی، یک طرح بازاریابی تحت دسته «ترفیع» قرار می گیرد که یکی از چهار P است، اصطلاحی که نیل بوردن برای توصیف آمیخته بازاریابی محصول، قیمت، تبلیغ و مکان ابداع کرده است.

برنامه بازاریابی در مقابل طرح کسب و کار


یک طرح کسب و کار به جزئیات نحوه عملکرد و عملکرد یک کسب و کار در کل آن می پردازد. طرح کسب و کار یک نقشه راه برای یک کسب و کار است. این شامل اهداف، ماموریت ها، ارزش ها، مالی و استراتژی هایی است که کسب و کار در عملیات روزمره و دستیابی به اهداف خود از آنها استفاده می کند.

یک طرح کسب و کار شامل یک خلاصه اجرایی، محصولات و خدمات فروخته شده، تجزیه و تحلیل بازاریابی، استراتژی بازاریابی، برنامه ریزی مالی و بودجه خواهد بود که فقط چند مورد را نام می برد.

همانطور که گفته شد، یک طرح تجاری شامل یک طرح بازاریابی است که بر ایجاد یک استراتژی بازاریابی در مورد چگونگی آگاهی مردم از محصول یا خدمات شرکت، نحوه دستیابی به بازار هدف و ایجاد فروش تمرکز دارد.

قالب طرح بازاریابی چیست؟


الگوی طرح بازاریابی سندی است که فرد می تواند از آن برای ایجاد یک طرح بازاریابی استفاده کند. الگوی طرح بازاریابی شامل تمام عناصر مهم و زبان های مختلف مورد نیاز با بخش های خالی خواهد بود. کاربر می تواند اطلاعات مربوط به کسب و کار خود را در قسمت های خالی درج کند تا در نهایت طرح بازاریابی خود را ایجاد کند.

خلاصه اجرایی در طرح بازاریابی چیست؟


خلاصه اجرایی یک برنامه بازاریابی یک نمای کلی از کل برنامه بازاریابی ارائه می دهد. خلاصه اجرایی شامل یافته های کلیدی تحقیقات بازار، اهداف شرکت، اهداف بازاریابی، مروری بر روندهای بازاریابی، شرح محصول یا خدمات در حال بازاریابی، اطلاعات مربوط به بازار هدف، و نحوه برنامه ریزی مالی برای برنامه ی بازاریابی.

استراتژی بازاریابی از بالا به پایین چیست؟


استراتژی بازاریابی از بالا به پایین یک استراتژی بازاریابی سنتی است. اینجاست که یک کسب‌وکار تعیین می‌کند که باید به چه کسی و چگونه بفروشد، و پایگاه مشتری تا حد زیادی منفعل است و به محض شنیدن آگهی تشویق می‌شود تا اقدامی انجام دهد. به عنوان مثال، یک استراتژی بازاریابی از بالا به پایین شامل تبلیغات در رادیو یا تلویزیون می شود. استراتژی های بازاریابی از بالا به پایین معمولا توسط مدیران یک شرکت تعیین می شود. معمولاً شامل آنچه یک شرکت می خواهد انجام دهد و سپس تعیین راهی برای انجام آن است.

استراتژی بازاریابی پایین به بالا چیست؟


یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا بر کشف یک استراتژی قابل اجرا و سپس ایجاد آن استراتژی برای ایجاد یک کمپین تبلیغاتی تاثیرگذار تمرکز دارد. مصرف کننده امروزی می خواهد با یک محصول یا خدمات به شیوه ای معنادار ارتباط برقرار کند و یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا برای این امر مناسب تر است. یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا باید بر بازار هدف و چگونگی بهتر ایجاد ارزش برای آنها تمرکز کند.

 

Digital Marketing

بازاریابی دیجیتال

اکنون می‌دانیم که مشتریان بیشتر و بیشتر به شدت به کانال‌های آنلاین برای سرگرمی، اطلاعات، خرید و معاشرت متکی هستند. با ادامه رشد این روند، برندها نیز صعودی تر می شوند. شرکت‌ها تلاش‌ها و بودجه‌های بازاریابی دیجیتال خود را افزایش می‌دهند تا چندین نقطه تماس خدمات را کشف کنند. قبل از اینکه درباره دنیای دیجیتال مارکتینگ بیشتر بیاموزیم، اجازه دهید ابتدا بدانیم بازاریابی دیجیتال چیست و چرا یک مسیر شغلی پردرآمد است.

 

تاریخچه مختصر دیجیتال مارکتینگ


تاریخچه دیجیتال مارکتینگ را می توان به تکامل فناوری، معماری سرور-مشتری و کامپیوترها ردیابی کرد. از اولین رایانه شخصی تا ظهور اینترنت، هر یک از این پیشرفت ها به رشد بازاریابی دیجیتال کمک کرده است. یکی از اولین موتورهای جستجویی که مطرح شد یاهو بود! (در سال 1994)، به دنبال آن گوگل (در سال 1997). به طور همزمان سایت های تجارت الکترونیکی مانند آمازون (در سال 1994) و eBay (در سال 1995) نیز به انقلاب دیجیتال پیوستند. برای برندها، به ویژه بازاریابان، این دوره طلایی با فضای زیادی برای نوآوری بود.

Web 1.0 


در حالی که پلتفرم‌های سنتی مانند بازاریابی تلویزیونی، چاپی، تلفنی و رادیویی ادامه داشت، موتورهای جستجو و بازاریابی ایمیلی در اواسط دهه 1990 به این گروه پیوستند. با افزایش کاربران در این پلتفرم‌ها، مناظر نیز تکامل بیشتری پیدا کردند، به ویژه در اینترنت. شرکت ها شروع به ایجاد وب سایت های ساده نیز کردند تا پیشنهادات خود را به نمایش بگذارند. در اوایل دهه 2000 موتورهای جستجو شروع به فهرست نویسی این وب سایت ها کردند و به کاربران اجازه دادند تا اطلاعات را با چند کلیک پیدا کنند.

 

Web 2.0 


شرکت‌ها شاهد تاثیر بازاریابی دیجیتال بودند و شروع به خرید فضای تبلیغاتی بنری برای محصولات خود کردند. به غیر از یاهو و گوگل، موتورهای جستجوی کوچک دیگری مانند MSN، HotBot و LookSmart نیز وجود داشتند. تا این لحظه مردم کاربر منفعل بودند و پذیرش بسیار کم بود. در سال 2004، این تغییر کرد و وب 2.0 زنده شد. مردم به کاربران و مصرف کنندگان فعال تبدیل شدند. آنها از طریق وب سایت ها، تبلیغات و پست ها با برندها تعامل داشتند.

ظهور رسانه های اجتماعی


دو نقطه عطف بزرگ دنبال شد. رسانه های اجتماعی و کوکی ها بازاریابان دیجیتال شروع به پیروی از عادات، علایق و الگوهای کاربران کردند. این به برندها کمک کرد تا پیشنهادات خود را تغییر دهند و بهتر تبلیغ کنند. بازاریابی دیجیتال بدون تبلیغات سفارشی و شخصی چیست؟ تولد سایت های رسانه های اجتماعی لینکدین (2002)، مای اسپیس (2003)، فیس بوک (2004) و توییتر (2007) تضمین کرد که تاکتیک های بازاریابی کاملاً تغییر کرده است. بازاریابی ورودی شهرت زیادی پیدا کرد. بازاریابان و برندها بر کاربرپسندتر بودن، مشارکتی بودن و دسترسی آسان تر تمرکز کردند.

مزایای دیجیتال مارکتینگ


دسترسی بهتر
بیایید با آن روبرو شویم – اکنون همه آنلاین هستند. ارتباط برندها با مشتریان خود، حتی مشتریان بالقوه، از طریق رسانه های اجتماعی، موتورهای جستجو و تبلیغات هدفمند آسان تر شده است. دیگر لازم نیست رولت روسی را با تبلیغات بازی کنید – یک علم واقعی در پشت آن وجود دارد که می توانید با دوره های بازاریابی دیجیتال مناسب برای تجهیز به آن تسلط پیدا کنید.

صرفه جویی در هزینه
هدف اولیه هر سازمانی کاهش هزینه های کسب/کسب مشتری خواهد بود. به صورت دیجیتالی به آن هزینه به ازای کلیک می گویند. می‌توانید چند آگهی آنلاین با قیمت یک بیلبورد در یک میدان شهر اجرا کنید.

ردیابی آسان
نتایج با توجه به ابزار مناسب به راحتی قابل اندازه گیری هستند. درک اینکه چگونه یک مصرف کننده با شما درگیر می شود و در نتیجه آزمایش هایی را برای بهینه سازی کمپین ها/فرمت های موفق انجام می دهد، آسان است.

تبدیل های بهتر
زمان صرف شده برای هر مشتری بالقوه برای تبدیل شدن به بازاریابی دیجیتال به میزان قابل توجهی کمتر است. به عنوان مثال، اگر محتوای شما قانع کننده باشد، مشتریان می توانند تقریباً بلافاصله اقدام کنند.

ما نمی گوییم که یک رسانه بهتر از دیگری است. رسانه های مختلف برای مشاغل مختلف مناسب هستند – بسته به اینکه آیا شما B2B یا B2C هستید و مخاطب هدف شما چه کسی است. ابزارها و انواع مختلف بازاریابی دیجیتال برای مراحل مختلف قیف فروش وارد بازی می شوند. به عنوان مثال، اگر به دنبال این هستید که مشتریان از برند شما آگاه شوند، وبلاگ ها و وب سایت ها ابزارهای عالی بازاریابی محتوا هستند. این باعث ایجاد آگاهی در بالای قیف می شود. اما تبلیغات دیجیتال یا ایمیل‌ها می‌توانند به تبدیل افراد سریع‌تر کمک کنند و در انتهای قیف قرار بگیرند. اما قیف اکنون ممکن است به یک مفهوم منسوخ تبدیل شود – به خواندن ادامه دهید تا ببینید چرا!

انواع دیجیتال مارکتینگ


بازاریابی محتوا
به گفته Hubspot، بازاریابی محتوا مهم است زیرا به سوالات مخاطبان شما پاسخ می دهد و به شما در ایجاد اعتماد، توسعه روابط، بهبود تبدیل و ایجاد سرنخ کمک می کند. در عصر امروز، مشتریان از برندهای مورد علاقه خود محتوای با کیفیت بالا و ثابت انتظار دارند. برندها با استفاده از ویدئوها، وبلاگ‌ها، اینفوگرافیک‌ها، توصیفات، اینفلوئنسرها و غیره با مشتریان تعامل برقرار می‌کنند. در حالی که محتوا ممکن است کاملاً در مورد فروش محصول نباشد، آگاهی را ایجاد می‌کند و به مصرف‌کنندگان در مورد خدمات/محصول/صنعت آموزش می‌دهد.

بازاریابی رسانه ای
فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، لینکدین، یوتیوب و تیک‌توک از محبوب‌ترین پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی هستند که بازاریابان از آنها برای تعامل با مخاطبان استفاده می‌کنند. دسترسی آسان‌تر به مردم، هدایت ترافیک و تبدیل آسان‌تر، جای تعجب نیست که بازاریابان در سراسر جهان در درک هر پلتفرم و بهترین روش استفاده از آن‌ها تخصص دارند.

بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
سئو هنر این است که مطمئن شوید محتوای شما برای موتورهای جستجو جذاب می شود. این موضوع که دائماً در حال تکامل است، به این موارد می پردازد: محتوای شما چگونه نسبت به رقبا رتبه بندی می کند تا مورد توجه مصرف کنندگان با هدف بالا قرار گیرد؟ این یک هنر و علمی است که اکثر برندهای هوشمند سرمایه گذاری زیادی روی آن کرده اند.

بازاریابی وابسته
این یک روش نوآورانه برای ترغیب سایر برندها و افراد به سمت شما در ازای دریافت کمیسیون است. بسیاری از برندهای برتر مانند آمازون (برنامه Amazon Associate) از این استفاده می کنند.

بازاریابی ایمیلی
اگر تا به حال انتخاب کرده اید که مشترک شوید یا اگر تا به حال چیزی از یک برند خریداری کرده اید، بازاریابی ایمیلی شروع می شود تا شما را در جریان به روز رسانی ها، فروش ها و غیره قرار دهد. این یک ابتکار مداوم است که مردم را به بازگشت نگه می دارد.

تبلیغات دیجیتال
با یک استراتژی تهاجمی، می‌توانید برای موقعیت‌های برتر برای جستجوهای مرتبط در دسته خود خرید یا پیشنهاد بدهید. شما با هر کلیکی که مصرف کننده انجام می دهد، هزینه می کنید، یعنی هزینه به ازای هر کلیک.

چرا بازاریاب دیجیتال شویم؟


بازاریابی سنتی پرهزینه، زمان بر و محدود است. بنابراین، برندهایی که می خواهند به مخاطبان بیشتری دست یابند، آزمایش کنند و زمان و هزینه کمتری صرف کنند، بازاریابی دیجیتال را انتخاب می کنند. با انتخاب برندهای بیشتر و بیشتر در مسیر دیجیتال، هزاران شغل جدید در سراسر جهان ایجاد می شود. اکنون که می دانیم بازاریابی دیجیتال چیست و مزایای آن چیست، اجازه دهید دریابیم که چرا تبدیل شدن به یک بازاریاب دیجیتال مورد تقاضا است.

در اینجا بزرگترین دلایل تبدیل شدن مردم به بازاریابان دیجیتال آورده شده است:

حرفه پردرآمد
این نه تنها یکی از پرطرفدارترین و مطمئن‌ترین مسیرهای شغلی در بازار امروز است، بلکه دستمزد متخصصان بازاریابی دیجیتال نیز مطلوب و در حال رشد است. متوسط حقوق سالانه یک مدیر بازاریابی دیجیتال در ایالات متحده آمریکا 66326 دلار و در انگلستان 32820 پوند است.

زمینه برای تفکر خارج از چارچوب
برندها نسبت به روش های سنتی می توانند به مخاطبان بیشتری دست یابند. آنها به افرادی نیاز دارند که با درک نیازها، علایق و عادات خرید مخاطبان را در سطل قرار دهند. این نقش چالش برانگیز و هیجان انگیز شامل بسیاری از استراتژی ها، خلاقیت و تفکر خارج از چارچوب است.

نتایج سریعتر
دیجیتال مارکتینگ بسیار مقرون به صرفه است و نتایج را بسیار سریعتر تولید می کند. به عنوان یک بازاریاب دیجیتال، شخصی که با اعداد و حل مسئله خوب است، می تواند در این صنعت پیشرفت کند.

اندازه گیری و بینش
زمانی که یک بازاریاب خوب پروژه ها را مدیریت می کند، برندها به راحتی می توانند در وسط یک کمپین چرخش کنند و موفقیت را به طور مداوم اندازه گیری کنند. با استقبال بیشتر برندها از بازاریابی دیجیتال، فرصت های شغلی هیجان انگیزتری نیز در راه است!

تلاش های هدفمند
با تلاش های درست، بازاریابان دیجیتال می توانند تنها بر مشتریان بالقوه تمرکز کنند و آنها را به سرنخ تبدیل کنند. در برخی موارد، حقوق می‌تواند مبتنی بر کمیسیون باشد و در چنین مواردی، یک استراتژی خوب به درآمدزایی برای بازاریابان دیجیتال کمک می‌کند!

زمین بازی برابر برای برندها
برندهای جدید و جوان نیز در صورت خلاقیت و نوآوری در پلتفرم های دیجیتال، فرصت رقابت با برندهای بزرگ را دارند. این باعث یکنواختی زمین بازی می شود. این یک فرصت عالی برای بازاریابان خلاق است تا مهارت های خود را به نمایش بگذارند، کمپین های برنده جوایز راه اندازی کنند و شغل خود را تقویت کنند.

حداقل تاثیر عوامل خارجی
اگر بازاریابان مدبر باشند و همیشه روی پای خود فکر کنند، به دلیل مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر کمپین‌ها تأثیر حداقلی وجود دارد. در چنین مواقعی، آنها به راحتی می توانند دستکاری کنند، آسیب را به حداقل برسانند و ادامه دهند.

برنامه ریزی و تمرکز بهتر
هر تلاش دیجیتالی بر روی کاربر متمرکز است و اگر بازاریابان دیجیتال از قبل برنامه ریزی کنند، می توان در هر مرحله مخاطبان را درگیر کرد. همراهی با روندها و کمپین های موفق به بازاریابان دیجیتال کمک می کند تا بهتر برنامه ریزی کنند.

سبز شو
هیچ ردپای کربنی وجود ندارد زیرا از کاغذ، بنرهای فلکسی، رنگ و سایر مواد از این قبیل استفاده نمی شود. بازاریابان دیجیتال می توانند با اتخاذ تکنیک های 100% دیجیتال به سمت شیوه های سبزتر حرکت کنند.

استفاده از داده ها برای بهبود محصولات و خدمات
داده‌های کمپین‌های دیجیتال را می‌توان برای برنامه‌ریزی بهتر برای کمپین‌های آینده و همچنین برای بهبود محصولات و خدمات استفاده کرد. یک خردکننده اعداد با قابلیت تجسم داده ها از این بخش از بازاریابی دیجیتال نیز لذت خواهد برد.

مسیرهای شغلی محبوب بازاریابی دیجیتال


بازاریابی دیجیتال در ماهیت واقعی خود فرآیند استفاده از اینترنت یا سایر اشکال دیجیتالی ارتباط برای دستیابی به مشتریان بالقوه است. اما بازاریابی دیجیتال اصطلاحی گسترده است که هر چیزی از وب سایت ها، وبلاگ ها و کمپین های تبلیغاتی گرفته تا رسانه های اجتماعی، ایمیل ها و موارد دیگر را در بر می گیرد! دیجیتال مارکتینگ برای هر کسب و کار، در همه صنایع، منطقی است. در حالی که متداول‌ترین نام یک بازاریاب دیجیتال یا مدیر بازاریابی دیجیتال است، در اینجا چند شغل دیگر که به مهارت‌های بازاریابی دیجیتال نیاز دارند آورده شده است:

paid per click یعنی پرداخت به ازای هر کلیک (PPC).
بازاریابی نمایشی
بازاریابی رسانه های اجتماعی پولی
رسانه های اجتماعی ارگانیک
بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
بازاریابی محتوا
بازاریابی ایمیلی
بازاریابی لینکدین
تبلیغات تیک تاک
اینفلوئنسر مارکتینگ
بازاریابی وابسته
بازاریابی ویدئویی
اتوماسیون بازاریابی

تبلیغات چاپی

بهترین تبلیغات چاپی KFC

همچنان تبلیغات چاپی بخش بزرگی از زندگی یک فرد معمولی را تشکیل می دهند، همه چیز در اطراف ما وجود دارد، چه در حال رانندگی با ماشین ما، پیاده روی به سمت مغازه یا حتی در خانه خودمان.

987

9 استراتژی بازاریابی برای رشد کسب و کار

پارو زدن در یک تجارت آسان نیست. ابتدا به یک ایده قابل اجرا نیاز دارید. از آنجا، شما باید یک جایگاه سودآور را کشف کنید، یک جمعیت هدف را تعریف کنید و چیزی ارزشمند برای فروش آنها داشته باشید. این که آیا شما در حال دستفروشی محصولات، خدمات یا اطلاعات هستید، انتشار این کلمه به طور فزاینده ای دشوار شده است و بدون برنامه بازاریابی مناسب برای تقویت رشد شما، کسب سود و ماندگاری عملا غیرممکن است.

با این حال، شناسایی استراتژی های مناسب برای بازاریابی کسب و کار شما اغلب به علم موشکی تشبیه می شود. چگونه پیام خود را به مخاطب مناسب برسانید و آن را به طور موثر انجام دهید؟

چگونه می توانید دید را افزایش دهید و فروش را افزایش دهید و در عین حال سود خود را با یک پیشنهاد تبدیلی حفظ کنید؟

حقیقت این است که آنچه شما را در کسب و کار به این نقطه رساند، احتمالاً شما را به سطح بعدی نخواهد رساند. اگر احساس می کنید گیر افتاده اید، به مبارزه بپیوندید. بیشتر کارآفرینان آنقدر مشغول کار «در» کسب و کار خود هستند که در «روی» کسب و کار خود کار نمی کنند. در نتیجه برخورد با عملیات روزانه یک شرکت که شامل نگهداری مشتری، تقاضاهای زنجیره تامین و موارد دیگر می

شود، اغلب از به کارگیری استراتژی های بازاریابی محتوای مناسب که به رشد کسب و کار کوچک ما کمک می کند غفلت می کنیم.

برای انجام آن چه کاری لازم است؟ به زبان ساده، برای لحظه ای باید یک قدم به عقب برگردید. شما باید مکانیزم های اساسی پیام خود را تجزیه و تحلیل کنید و درک کنید که چگونه می توانید به طور مؤثر به مخاطبان بزرگ تری دسترسی پیدا کنید. راز همه اینها؟ مهم نیست از چه استراتژی بازاریابی استفاده می کنید، اگر قیف فروش موثری نداشته باشید و تبدیل های خود را بهینه نکنید، فقط پول را دور می ریزید.

موثرترین استراتژی های بازاریابی برای استفاده از کدام ها هستند؟

اکثر کسب و کارها با معمایی روبرو هستند. این یک Catch-22 است. نیاز آشکار به افزایش دید برای بهبود چشمگیر فروش وجود دارد. اما برای دیده شدن بیشتر، کسب و کارها باید پول بیشتری خرج کنند. وقتی آن چاه خشک شد، چه کاری باید انجام دهید؟

هیچ پاسخ واضح و روشنی برای آن سوال وجود ندارد که همه شرایط را پوشش دهد. اما ابتکاراتی وجود دارد که امروزه، در حال حاضر، حتی با بودجه اندک، برای دستیابی به مشتریان بیشتر بدون شکستن بانک انجام می شود. با این حال، همه چیز به زمان خلاصه می شود. اگر پول ندارید، مطمئناً بهتر است که برای سرمایه گذاری وقت داشته باشید.

در هر صورت، تا زمانی که اصول یک کسب‌وکار سالم وجود دارد و خستگی ناپذیر برای ایجاد یک رابطه معتبر با مصرف‌کننده با تلاش خالصانه برای ارزش افزوده کار می‌کنید، 10 استراتژی وجود دارد که می‌توانید برای بازاریابی آنلاین هر کسب‌وکاری از آنها استفاده کنید.

1. از شبکه های اجتماعی استفاده کنید.

شما نمی توانید شبکه های اجتماعی را نادیده بگیرید. آنجاست که تمام به اصطلاح جادو اتفاق می افتد.

برخی از کسب و کارها تنها بر پایه پلتفرم های رسانه های اجتماعی ساخته شده اند. در ابتدا می تواند ترسناک باشد. مطمئن. اما با افزایش سرعت، پست کردن در رسانه های اجتماعی را در طول زمان آسان تر و آسان تر خواهید یافت.

البته، می‌توانید یک مدیر رسانه‌های اجتماعی را نیز استخدام کنید که می‌تواند کمپین‌های بازاریابی ایجاد کند. اما اگر این کار را نکردید، فقط خودتان باشید. معتبر باشید افکار خود را ارسال کنید

محصولات خود را ارسال کنید هر چیزی را که مرتبط و مفید می‌دانید منتشر کنید که به مخاطبان شما کمک می‌کند تا درباره شما و کسب‌وکارتان یا در مورد صنعتی که در آن هستید اطلاعات بیشتری کسب کنند.

از پیام های مستقیم در پلتفرم هایی مانند اینستاگرام و حتی اسنپ چت یا توییتر برای ارتباط با سایر مشاغل موفق یا حتی برای برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه ای که ممکن است به دنبال محصولات و خدمات شما باشند، استفاده کنید. این یک استراتژی بازاریابی دیجیتال بسیار قدرتمند است.

2. آموزش های ویدئویی ایجاد کنید.

یکی از مؤثرترین راه‌ها برای اطلاع از کسب‌وکارتان، ایجاد آموزش‌های ویدیویی است. چیزهای مفیدی را به مردم بیاموزید. آنها را از طریق آن عبور دهید. دستشونو بگیر آموزش های گام به گام بسیار رایج است. هرچه در این زمینه بهتر باشید و ارزش بیشتری ارائه دهید، سریع‌تر می‌توانید دید خود و در نهایت فروش خود را افزایش دهید.

امروزه یوتیوب دومین موتور جستجوی بزرگ دنیا پس از گوگل است. هر وقت کسی بخواهد چیزی را به صورت بصری یاد بگیرد، به آنجا سر می‌زند. احتمالاً بارها و بارها خودتان این کار را انجام داده اید. بنابراین فقط از خود بپرسید که چه چیزی می توانید در کسب و کار خود آموزش دهید که به مصرف کنندگان کمک کند تا برخی از مشکلات را حل کنند؟ در وهله اول چه چیزی باعث شد وارد تجارت شوید؟

3. همین الان وبلاگ نویسی را شروع کنید.

مطمئنا، شما می توانید یک وبلاگ راه اندازی کنید. اگر وبلاگی برای کسب و کار خود ندارید، باید فوراً آن را راه اندازی کنید. اما لازم نیست فقط در وبلاگ خود وبلاگ بنویسید. اکثر مردم وبلاگ نویسی را پیش پا افتاده می دانند زیرا آنها در معرض دید نیستند. حقیقت این است که وبلاگ شما مانند یک بیابان برهوت می شود مگر اینکه بدانید دارید چه می کنید.

اما این فقط در مورد ارسال ایده های خود در وبلاگ خود نیست. شما باید وبلاگ نویسی معتبر را شروع کنید.

وقتی وبلاگ می‌زنید، مطمئن شوید که به طور موثر وبلاگ دارید. مطالب نازک ارسال نکنید به ارزش افزودن فکر کنید. آیا نگران افشای تمام اسرار تجاری خود هستید؟ نباش. مزرعه را بده برای مردم آنقدر ارزش قائل شوید که فوراً در چشم آنها یک مرجع شوید. این یکی از قوی ترین استراتژی هایی است که می توانید برای بازاریابی هر کسب و کاری و تقویت ترافیک وب سایت استفاده کنید.

4. بهینه سازی موتور جستجو را درک کنید.

این حوزه ای از بازاریابی آنلاین است که من به شدت به آن علاقه دارم. اما این همچنین منطقه ای است که بسیاری از مردم به شدت از آن وحشت دارند. بله، سئو می تواند ترسناک باشد. اما می تواند قدرتمند نیز باشد. و هنگامی که یاد می گیرید از آن استفاده کنید و SEO را به روش صحیح یاد می گیرید، آسمان واقعاً محدودیت است.

با سئو نمی توانید از میانبر استفاده کنید. درست مانند یک تجارت آجر و ملات، اگر می خواهید نتایج را در تجارت الکترونیک ببینید، باید کار و زمان بگذارید.

چند نکته برای انجام این کار به روش صحیح؟ کلمات کلیدی را اسپم نکنید دستها پایین. این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که اکثر مردم مرتکب می شوند. ضمن ادای احترام به موتورهای جستجو، محتوای خود را برای انسان ایجاد کنید. اما مهمتر از آن، اطمینان حاصل کنید که هر آنچه را که منتقل می کنید، روشنگر، جذاب، منحصر به فرد است و ارزش فوق العاده ای به آن اضافه می کند.

5. از تأثیرگذاران اهرمی استفاده کنید.

آیا می‌خواهید بدون اینکه سال‌ها طول بکشد تا مخاطبان خود را افزایش دهید، این کلمه را به گوش مردم برسانید و دید خود را در رسانه‌های اجتماعی افزایش دهید؟ پس مطمئناً باید از اینفلوئنسرها استفاده کنید. اما نکته کلیدی یافتن اینفلوئنسر مناسب است. لازم نیست با اینفلوئنسرها با میلیون ها فالوور شراکت ایجاد کنید. شما می توانید میکرو اینفلوئنسرهایی را با ده ها هزار یا حتی صد هزار دنبال کننده انتخاب کنید.

حقه؟ اینفلوئنسر مناسب را در جایگاه خود پیدا کنید تا به بازار هدف خود برسید. این فقط در مورد انتشار پیام شما نیست. این در مورد انتشار پیام شما به پایگاه مصرف کننده مناسب است. اگر بتوانید این کار را به درستی انجام دهید، به احتمال زیاد می‌توانید با سرمایه‌گذاری کمی که در مورد سود بالقوه‌ای که می‌تواند بازگرداند فکر کنید، به مخاطبان قابل توجهی دست پیدا کنید.

اگر سیستم ها و محصولات فروش شما در جای خود هستند، پس این منطقی است. اگر پیشنهادی دارید که به وضوح در حال تبدیل است و صرفاً در مورد دیده شدن بیشتر است، احتمالاً این تاکتیک بازاریابی مناسب در حال حاضر برای شما است. وضعیت را ارزیابی کنید و با اینفلوئنسرها تماس بگیرید و قیمت آنها را بسنجید. تست های کوچک انجام دهید و ببینید چه چیزی کار می کند، سپس مقیاس کنید.

6. یک آهنربای سربی عالی بسازید.

اثربخشی بسیار زیاد در بازاریابی واقعاً به ایجاد یک آهنربای سرب عالی خلاصه می شود. من متوجه شده ام که آهنربای سربی مناسب ارائه شده به مخاطبان مناسب می تواند نتایج انفجاری داشته باشد.

بهترین راه برای انجام این کار این است که اگر بتوانید نقاط درد مناسب را شناسایی کنید و راه حلی را در آهنربای سرب خود ارائه دهید، در این صورت در راه خود هستید.

مصرف کنندگان در جایگاه شما با چه مشکلی مواجه هستند؟ در وهله اول چه چیزی باعث شد وارد تجارت شوید؟ این سوالات را قبل از ساخت آهنربای سربی از خود بپرسید. هرچه در ابتدا مشکل یا نقاط درد را بهتر شناسایی کنید، در واقع با راه حلی در آهنربای سرب خود بهتر می توانید آن را برطرف کنید.

چه نوع آهنربای سربی باید بسازید؟ این می تواند یک کتاب الکترونیکی، یک برگه تقلب، یک چک لیست، یک ویدیو و موارد دیگر باشد. البته این فقط مربوط به آهنربای سربی نیست. شما باید یک صفحه فشرده با کپی فروش بسیار جذاب داشته باشید تا مردم را به قیف شما بیاندازید. اما همه چیز با یک آهنربای سربی عالی شروع می شود. هرچه بهتر باشد، در دستیابی به مخاطبان خود مؤثرتر خواهید بود.

7. از LinkedIn به روش درست استفاده کنید.

به دنبال کانال های بازاریابی حتی بیشتر هستید؟ به لینکدین نگاه کنید. آیا ویدیویی در پروفایل لینکدین خود دارید؟ آیا می دانستید که می توانید به راحتی یکی را اضافه کنید؟ چرا برای معرفی خود و کسب و کارتان وقت نمی گذارید. آن را به توضیحات نمایه خود پیوند دهید. این یک راه آسان برای بازاریابی منفعلانه کسب و کار شما است و زمانی که به درستی انجام شود، می تواند به نتایج تکان دهنده ای منجر شود.

اگر اتصالات زیادی در لینکدین دارید و واقعاً در آنجا پست نمی‌گذارید، فوراً شروع کنید. شما می توانید به مخاطبان زیادی دست پیدا کنید، به خصوص زمانی که پست های شما در فضای مجازی منتشر می شوند. این مکان عالی برای انتقال سفر کارآفرینی است. در مورد چالش های خود صحبت کنید و داستان بگویید. هرچه داستان‌های شما مؤثرتر باشد، زمانی که ویروسی می‌شوید، پتانسیل شما بیشتر می‌شود.

همچنین می توانید با سایر مشاغل ارتباط برقرار کرده و با کارآفرینان همفکر در لینکدین همکاری کنید. این یک منبع عالی برای همه چیزهای تجاری است و بسیاری از مردم این را نادیده می گیرند.

8. یک برنامه وابسته ایجاد کنید.

اکثر مردم قدرت بازاریابی وابسته را درک نمی کنند. شرکت های وابسته می توانند سوخت عظیمی را برای رشد آگاهی از برند ارائه دهند. اما نزدیک شدن به شرکای مناسب همیشه به این آسانی نیست.

اگر می خواهید وابسته بزرگتر شما را جدی بگیرد، باید تبدیل خوبی داشته باشید.

بسیاری از ما پس از چند ناکامی ناامید می شویم، اما نمی توانید اجازه دهید که احساسات در رابطه با وابستگی مانع شوند. یک برنامه وابسته بسازید و شروع به ارتباط با افراد وابسته احتمالی کنید که می توانند به شما کمک کنند.

9. از دنباله های بازاریابی ایمیلی استفاده کنید

بخشی از هر قیف فروش خوب، استفاده از اتوماسیون برای دنباله بازاریابی ایمیلی است. اینها پیام‌های برنامه‌ریزی‌شده‌ای هستند که پس از عضویت در لیست ایمیل شما برای کاربران ارسال می‌شوند. از دنباله ایمیل خود برای ایجاد رابطه با مشترک استفاده کنید. به عنوان بخشی از تلاش های بازاریابی خود، معتبر و شفاف باشید و سفر خود را منتقل کنید.

از معیارهایی مانند پاسخ های ایمیل و کلیک ها برای تقسیم بندی لیست خود و درک بهتر پایگاه مشتری خود استفاده کنید. برای مثال، اگر شخصی روی یک لینک خاص کلیک کند، به وضوح به چیزی علاقه نشان داده است. آن مشترک را تگ کنید تا بعداً برای آنها بازاریابی کند. اگر کسی خرید کرد، او را به عنوان خریدار تگ کنید. شناسایی خریداران و علایق مشترکین شما برای بخش‌های بازار بسیار مهم است.

وقتی پخش را ارسال می کنید، تست تقسیم را انجام دهید. همه چیز را تقسیم کنید. در واقع، تا زمانی که ماشه را نکشید و واقعاً آن را با تحقیقات بازار آزمایش نکنید، هرگز نمی‌دانید چه چیزی مؤثرترین است. این به شما کمک می کند تا درک کنید که مخاطبان شما به چه چیزی بهتر پاسخ می دهند، شما را به یک ارتباط بهتر تبدیل می کند و بهتر می توانید به مشتریان جدید و بازگشته خود بفروشید.

همانطور که اهداف بازاریابی را برای تقویت رشد کسب و کار خود ایجاد می کنید، معیارهای کلیدی را که می خواهید به آن دست یابید و بسیاری از تکنیک های بازاریابی مختلف را که می توانید برای رسیدن به آن استفاده کنید، به خاطر بسپارید.

نترسید که به انواع جدیدی از رسانه های بازاریابی مانند وبینارها، پادکست ها و دیگر انواع تولید محتوای رسانه های اجتماعی منشعب شوید. بهترین استراتژی‌های بازاریابی می‌توانند نسل پیشرو شما را به جلو سوق دهند و همچنان ارزش پیشنهادی کسب و کار شما را به مخاطبان نشان دهند.

چه بودجه بازاریابی بزرگ یا کوچک داشته باشید، ابزارهای بازاریابی با کیفیت بالا با هزینه کم در دسترس هستند. به یاد داشته باشید که کانال‌های رسانه‌های اجتماعی شما پتانسیل گسترده‌ای برای دسترسی دارند و می‌توانید یک استراتژی بازاریابی موفق را تنها بر پشت جوامع آنلاین ایجاد کنید.

با روندهای بازاریابی به روز باشید، به معیارهای خود اعتماد کنید و همیشه به تکامل خود ادامه دهید.

Conversion123-Rate

5 اشتباه استراتژی بازاریابی

شما اینجا هستید زیرا استراتژی بازاریابی شما کار نمی کند.

هر شرکتی برای حمایت از رشد به بازاریابی وابسته است. یک استراتژی بازاریابی موثر می تواند سرنخ های بالقوه را به مشتریان پولی تبدیل کند. اگر یک مدل فروش بازاریابی پیش بینی کننده نداشته باشید، کسب و کار شما می تواند در وضعیت سختی قرار گیرد.

اگر خود را در این مخمصه می یابید، در اینجا پنج دلیلی وجود دارد که باعث می شود بازاریابی شما کارساز نباشد.

1. شما از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنید

داشتن یک حساب کاربری اینستاگرام برای کسب و کار شما کافی نیست. مخاطبان شما از کدام کانال های اجتماعی بیشتر استفاده می کنند؟ به عنوان مثال، بزرگسالان جوان زمان بیشتری را در TikTok صرف می کنند تا در فیس بوک و اینستاگرام.

بسته به مخاطبان هدف خود، ممکن است نیاز داشته باشید که حضور چشمگیری در رسانه های اجتماعی در لینکدین، توییتر، Threads و دیگر پلتفرم ها داشته باشید. اگر تصمیم می گیرید از کدام پلتفرم های رسانه اجتماعی استفاده کنید، مخاطبان خود را در نظر بگیرید. علاوه بر افزایش شناخت برند در میان مصرف کنندگان فعلی، حضور خوب در رسانه های اجتماعی نیز ممکن است باعث ایجاد علاقه در بین مشتریان بالقوه جدید شود.

من معمولاً استفاده از 2-3 پلت فرم رسانه های اجتماعی را توصیه می کنم. استراتژی محتوای رسانه های اجتماعی شما باید ارزش های شرکت شما را منعکس کند، نظرات مشتریان را به نمایش بگذارد و محصولات و خدمات را در صورت نیاز تبلیغ کند.

کلید بازاریابی محتوا، اصالت برند است. به عنوان مثال، شرکت من برای هر مشتری که با آنها کار می کنیم درخت می کارد. برای ما غیرصادقانه خواهد بود که فقط برای نشان دادن اینکه می‌خواهیم “خوبی انجام دهیم” به اهداف اجتماعی مرسوم دست بزنیم.

2. بازاریابی ایمیلی را نادیده می گیرید

86٪ از مصرف کنندگان مایلند ایمیل های تبلیغاتی را از شرکت هایی که با آنها تجارت می کنند حداقل ماهانه دریافت کنند (با 15٪ ایمیل های روزانه را ترجیح می دهند). ساده ترین روش برای تبلیغ فروش، برقراری ارتباط با رویدادهای آینده یا بازاریابی مجدد به مشتریان قبلی از طریق ایمیل است.

یک مصرف کننده متوسط روزانه 100 ایمیل دریافت می کند، بنابراین شما باید متمایز شوید!

در اینجا راهنمایی است که ما برای همه مشتریان خود استفاده می کنیم:

طراحی شما باید مینیمالیستی، کوتاه و آموزنده و پاسخگو باشد (برای همه اندازه های صفحه نمایش بهینه شده است). تا حد امکان از شخصی سازی استفاده کنید. این به معنای نام، تاریخ خرید، تولد و غیره است.

خطوط موضوعی 60 درصد از نرخ های باز را تشکیل می دهند. شما در حال رقابت با 99 موضوع دیگر هستید. یک قانون سرانگشتی این است که شما نمی خواهید در خط موضوع بفروشید. هدف شماره 1 شما این است که یک بازی باز داشته باشید.

یک پیشنهاد قانع کننده داشته باشید! پیشنهاد شما باید برای یک رویداد یا معرفی محصول بی‌معنا باشد.

3. شما مخاطبان خود را نمی شناسید

اگر می‌خواهید استراتژی تبلیغات دیجیتال شما موفق باشد، ارتباطات بازاریابی شما باید به مخاطبان مناسب هدایت شود. اکثر بازاریابان به شما خواهند گفت که بسیار مهم است که بدانید آنها چه کسانی هستند، چگونه زندگی می کنند، چه چیزی را دوست دارند و چه ارزش هایی برای آنها مهم است. اگر می خواهید با مخاطب هدف خود ارتباط برقرار کنید و رضایت مشتری را افزایش دهید، باید این اطلاعات را داشته باشید. برای شناسایی ویژگی های مشتری ایده آل شما می توان از روش های تحلیلی استفاده کرد.

من به شما می‌گویم که بیشتر بازاریابان چه چیزی را نمی‌دانند: پیدا کنید چه رویدادهایی باعث می‌شوند مشتریان شما محصول/خدمت شما را بخرند، و شما همه چیزهایی را که نیاز دارید بدانید.

می توانید این کار را با تنظیم نظرسنجی های پس از خرید انجام دهید.

4. شما خیلی پرفروش هستید

در ده سالی که در بازاریابی فعالیت می‌کنم، می‌توانم به صراحت تأیید کنم که آسیب‌پذیری بیشترین مشارکت را به همراه دارد. همه دوست ندارند به او فروخته شوند.

رایج‌ترین اشتباهی که فروشندگان مرتکب می‌شوند این است که دائماً تلاش می‌کنند تا بدون اینکه نشان دهند چه کسی هستند، بفروشند و بفروشند.

رویکرد مورد علاقه من چیزی است که من آن را مقیاس تعهد می نامم. شما هرگز از یک شریک بالقوه نمی خواهید در اولین قرار ملاقات با شما ازدواج کند زیرا احتمال یک نتیجه مثبت صفر به هیچ است. با گذشت زمان، قرارهای بیشتر و رشد تدریجی رابطه، احتمال اینکه آنها به پیشنهاد ازدواج شما بله بگویند به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. همین رویکرد باید در بازاریابی نیز اعمال شود:

ارزش‌های خود، دلایلی که به آنها اهمیت می‌دهید، آنچه به شما الهام می‌دهد و چرا کاری را که انجام می‌دهید را نشان دهید.

یک رابطه معتبر با مخاطبان خود ایجاد کنید و فروش بیشتری نسبت به آنچه می دانید خواهید داشت.

5. منتظر نتایج فوری هستید

ما در بازاریابی یک شعار ساده داریم: بازاریابی مانند رشد یک درخت است – بهترین زمان برای کاشت درخت 20 سال پیش بود، دومین زمان بهترین زمان امروز است.

شما باید با مشتریان احتمالی و گذشته خود برخوردهای مداوم و مکرری داشته باشید تا جذابیت داشته باشید.

ما در زمینه مشاوره سیاسی بسیار کار می کنیم و یکی از اصول اساسی این است که معمولاً بیش از شش تعامل با یک رای دهنده لازم است تا او را متقاعد کند که رای بدهد. به همین دلیل، رای دهندگان در طول فصل مبارزات سیاسی از طریق چندین پلتفرم مختلف با پیام هایی غرق می شوند. بازاریابی شما بر همین ایده متکی است. بازار هدف شما باید بارها و بارها به دست بیاید.

شما باید این کار را با استفاده از کانال های مختلف، از جمله وب سایت، سایت های رسانه های اجتماعی، ایمیل، ایمیل مستقیم، رادیو و غیره انجام دهید.

معمولاً 6 تا 8 نقطه تماس برای تولید یک فروش نیاز است. تسلیم نشو ثابت ماندن و نتایج نشان خواهد داد.

اگر بازاریابی شما کار نمی کند، مهم است که برای رفع مشکل اقدام کنید. با استفاده از رسانه های اجتماعی، بهینه سازی بازاریابی ایمیلی، شناخت مخاطبان، نشان دادن آسیب پذیری و صبور ماندن، می توانید یک استراتژی بازاریابی موثر ایجاد کنید که به طور مداوم باعث فروش می شود.

357

3 مخاطب اصلی هر برند

بازاریابی برند پیچیده است – نه تنها به این دلیل که قطعات متحرک زیادی دارد، بلکه به این دلیل که اکثر متخصصان بازاریابی همچنان آن را با سایر فعالیت های بازاریابی اشتباه می گیرند.

بازاریابی برند با تبلیغات یکی نیست و مشابه بازاریابی مستقیم نیست. بازاریابی برند چیزی بزرگتر و مبهم تر را در بر می گیرد.

یکی از راه‌های نزدیک شدن به بازاریابی برند به گونه‌ای که تمرکز داشته باشید، فکر کردن به سه مخاطب برای هر برند است:

1. مشتریان بالقوه جدید (اکتساب).

2. مشتریان موجود (نگهداری).

3. اعضای داخلی تیم و ذینفعان (الهام بخش).

همانطور که برنامه بازاریابی خود را توسعه می دهید، در نظر گرفتن این سه مخاطب هدف به شما کمک می کند تا یک کمپین بازاریابی برند را تعریف کنید.

منظور ما از بازاریابی برند چیست؟

هنگامی که ما در مورد بازاریابی برند صحبت می کنیم، در مورد ساختن برند شما از طریق قرار دادن آن در معرض افراد زیادی از مخاطبان هدف خود صحبت می کنیم. بازاریابی برند باعث ایجاد شهرت و شناخت شما می شود و به برقراری روابط با مخاطبان هدف شما کمک می کند.

برندسازی به نحوه صحبت شما درباره خود و تصویرتان و همچنین نحوه ایجاد ارزش برای مشتریان و سهامداران مربوط می شود. از بسیاری جهات، بازاریابی برند در مورد داستان سرایی است –

توضیح داستان برند شما، چه چیزی شما را متفاوت می کند و برند شما چه احساسی را در مردم ایجاد می کند.

نام تجاری تان، شما را از رقبایتان متمایز می کند – بیان شخصیت، هویت، ارزش ها و وعده ارزش شرکت شما به سهامداران شما.

نام تجاری شما انتزاعی است که یک پاسخ احساسی و یک پاسخ ملموس را نشان می دهد. به عنوان مثال، نام تجاری شما می تواند یک حس شادابی باشد که با برچسب قرمز (کوکاکولا) همراه است.

هنگامی که یک داستان برند دارید، می توانید از استراتژی های بازاریابی مختلف برای ارائه پیام استفاده کنید. به عنوان مثال، بازاریابی برند برای کوکاکولا یک برند احساسی از شادی و تجربه‌ای با طراوت را ارائه می‌دهد. در واقع، در زبان ماندارین، کوکاکولا را می توان به عنوان “تفریح خوشمزه” یا “خوشبختی خوشمزه” ترجمه کرد.

پیام برند با استفاده از سایر استراتژی های بازاریابی ارائه می شود. کمپین تبلیغاتی کوکاکولا، «مکثی که تازه می‌کند»”The Pause That Refreshes,، واکنش احساسی برند را به تازگی نشان می‌دهد و آن را با لوگو و بسته‌بندی ملموس‌تر کوکاکولا مرتبط می‌کند.

هنگامی که پیام برند خود را تعریف کردید، استراتژی بازاریابی برند شما باید آن وعده برند را برای هر یک از سه مخاطب هدف شما ترجمه کند.

تطبیق نام تجاری با هدف

تطبیق پیام برند شما با مخاطبان هدف می تواند یکی از چالش برانگیزترین جنبه های بازاریابی برند باشد. همانطور که برند خود را توسعه می دهید، باید مخاطبان هدف خود را در ذهن داشته باشید.

هرچه نیازهای اطلاعاتی و پاسخ های احساسی مخاطبان خود را عمیق تر درک کنید، بیشتر می توانید برنامه های بازاریابی خود را متمرکز کنید و بودجه بازاریابی خود را به طور موثرتری تخصیص دهید.

1. مشتریان بالقوه جدید

برنامه های بازاریابی اساساً برای هدایت فروش طراحی شده اند و تعداد سرنخ های جدید موفقیت اکثر کمپین های بازاریابی را اندازه گیری می کند. در واقع، متخصصان بازاریابی اغلب از تعداد سرنخ های فروش واجد شرایط به عنوان شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) استفاده می کنند که تبلیغات و پاداش ها را دیکته می کنند.

در همان زمان، هزینه های جذب مشتری (CAC) Customer Acquisition Cost بین سال های 2013 و 2019 60 درصد افزایش یافت.

بیشتر این افزایش را می توان به افزایش هزینه بازاریابی محتوا نسبت داد. محتوای آنلاین از طریق وبلاگ ها، فیلم ها، پست های رسانه های اجتماعی، راهنماهای قابل دانلود و سایر منابع گران است اما بسیار موثر است. ثابت شده است که محتوا بهترین راه برای رساندن پیام برند به مشتریان بالقوه است و شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا به مشتریان بالقوه کمک کنند تا بین وعده برند و ارزشی که از برند دریافت می‌کنند ارتباط برقرار کنند.

استفاده از محتوا برای بسته‌بندی ارزش پیشنهادی برند شما را قادر می‌سازد پیام برند خود را در جایی ارائه دهید که مخاطبان هدف شما احتمالاً آن را ببینند، بنابراین آگاهی را افزایش می‌دهد.

هنگامی که آگاهی پیدا کردید، می‌توانید با نشان دادن اینکه برند شما چگونه به آنها سود می‌رساند، روی سوق دادن مشتریان بالقوه تمرکز کنید و در نهایت به شما این امکان را می‌دهید که آنها را به عنوان مشتری جذب کنید.

2. حفظ مشتری

سازمان های بسیار کمی منابع کافی را برای حفظ مشتری اختصاص می دهند. هزینه حفظ مشتری پنج برابر کمتر از جذب مشتری است و افزایش حفظ مشتری به میزان 5 درصد می تواند سود را بین 25 تا 95 درصد افزایش دهد. میانگین نرخ حفظ مشتری برای پنج شرکت برتر در بیشتر صنایع 94 درصد است و احتمال افزایش فروش مشتری فعلی بین 60 تا 70 درصد است. به همین دلیل است که ارتباط با مشتریان فعلی مهمتر از یافتن مشتریان جدید است.

به مشتریان فعلی شما باید یادآوری شود که چرا شما را دوست دارند برند شما هستند و برای شما مهم هستند. از پیام برند خود برای ایجاد ارتباط عاطفی با مشتریان از طریق خبرنامه های الکترونیکی، کمپین های رسانه های اجتماعی، تبلیغات، مسابقات، پیشنهادات

ویژه فقط برای مشتریان و سایر ابزارها استفاده کنید. با اطلاع رسانی و سرگرم نگه داشتن مشتریان فعلی، شناخت برند را ارتقا دهید.

3. ذینفعان داخلی

از اعضای تیم داخلی خود غافل نشوید. آنها نیز باید آگاه و الهام گرفته شوند.

تیم خود را از طریق خبرنامه های داخلی، ایمیل ها، پست ها در اتاق ناهار و غیره در مورد تبلیغات مشتری و اخبار شرکت به روز نگه دارید. به یاد داشته باشید که اعضای تیم شما حامل پیام برند هستند، بنابراین بسیار مهم هستند.

تیم داخلی شما فراتر از کارکنان است. استراتژی های ارتباطی را برای شرکا، اعضای هیئت مدیره، تامین کنندگان، دوستان و خانواده توسعه دهید. همه آنها بخشی از سازمان هستند و پیام برند را به شیوه خود حمل می کنند.

بازاریابی برند یک تلاش مشترک است – نه تنها با تیم داخلی شما، بلکه با مشتریان و مشتریان بالقوه. هرکسی که پیام برند شما را دریافت می‌کند، می‌تواند به یک شکل مبشر شود. به همین دلیل ضروری است که هویت برند خود و ارزشی که برای هر یک از مخاطبان شما ارائه می دهد روشن باشید.

951

افرادی که بیشترین تأثیر را بر فرهنگ شرکت شما دارند

وقتی این افراد در تیم شما هستند، همه توجه می کنند

وقتی صحبت از فرهنگ شرکت می شود، بسیاری از صاحبان مشاغل مطمئن نیستند که از کجا شروع کنند. آن‌ها می‌دانند که این مهم است و می‌تواند به رشد و توسعه تیمشان کمک کند، اما اینجاست که دانش تمام می‌شود. آیا باید یک کتابچه راهنمای شرکت ایجاد کنید؟ آیا باید یادداشت هایی برای تشریح رفتارهای مورد نظر ارسال کنید؟ آیا باید شروع به پاداش دادن به کسانی کنید که رفتارها و اعمالی را الگوبرداری می کنند که دوست دارید بیشتر آنها را ببینید؟ نحوه ساختار فرهنگ شرکت خود ممکن است متفاوت باشد، اما چند چیز وجود دارد که برای همه شرکت ها جهانی است.

و امروز می خواهم دو نوع از افراد را که بیشترین تأثیر را بر فرهنگ شرکت دارند به اشتراک بگذارم.

کتاب راهنما را کنار بگذارید

اما قبل از اینکه وارد دو گروهی شویم که بیشترین اهمیت را دارند، می‌خواهم یک سلب مسئولیت درباره کتاب‌های راهنمای شرکت ارائه کنم. از بین تمام گزینه های موجود، کتاب راهنمای شرکت شاید قدیمی ترین و کم اثرترین ابزار برای ایجاد فرهنگ شرکت باشد. کسی قرار نیست آن را

بخواند. و حتی قبل از اینکه جوهر روی کاغذ خشک شود قدیمی می شود. در عوض، بهترین توصیه من این است که هزار ضربه کوچک بزنید. از استندآپ روزانه خود استفاده کنید تا یکی از اعضای تیم را به رسمیت بشناسید که نمونه ای را که می خواهید دیگران از آن پیروی کنند،

الگوبرداری کرده است. هنگام آموزش دیگران از آن مثال ها استفاده کنید. هیچوقت از اطلاع دادن به کسی که تصمیم درستی گرفت، تردید نکنید. و تیم رهبری خود را به انجام همین کار تشویق کنید.

با گذشت زمان، بر خلاف آن کتاب راهنمای قدیمی، فرهنگ شرکتی ایجاد خواهید کرد که قادر به انطباق با آن است.

حال بیایید به دو نوع از افرادی که بیشترین تلاش را برای فرهنگ شرکت می کنند نگاه کنیم.

رهبران

هیچ کس به اندازه تیم رهبری شما بر فرهنگ شرکت تأثیر نمی گذارد. اما آن طور که شما فکر می کنید نیست. در حالی که می توانید روزانه تمرین کنید و رفتارهای خاصی را تشویق کنید، تاثیرگذارترین لحظات تدریس اغلب زمانی اتفاق می افتد که نمی خواهید همه تماشا کنند. لحظات

استرس و آشفتگی، و دیگر موقعیت‌های هیجانی بالا، از گویاترین برای هر تیم رهبری هستند.

استرس رفتاری را ایجاد می کند که ممکن است به آرامی در طول زمان بر فرهنگ تأثیر بگذارد و آن را روی استروئیدها قرار می دهد. احساسات لحظه ای رفتار مورد نظر را تشدید می کند، به آن قدرت بسیار بیشتری می بخشد و آن را قادر می سازد تا در شکاف های شرکت شما فرو برود.

اینفلوئنسرها

خارج از تیم رهبری شما، گروه دیگری از افراد وجود دارند که قدرت ایجاد یا شکستن کسب و کار شما را دارند. اینها تأثیرگذاران کلیدی در شرکت هستند – و به خاطر داشته باشید، این افراد ممکن است در مسیر رهبری باشند یا نباشند. شاید یک نفر در انبار باشد که سال ها آنجا بوده است و همه به دنبال مشاوره و کمک برای مسائل کاری از او هستند. شاید این فروشنده برتر شما باشد که همه به دنبال مشاوره و کمک در بستن بسته های سخت به او هستند.

وقتی این افراد اقدامی انجام می‌دهند، همه اعضای تیم شما را یادداشت می‌کنند. چه ما آنها را به عنوان مثال معرفی کنیم یا نه، این واقعیت که دیگران آنها را تأثیرگذار می بینند، به طور خودکار به آنها قدرت رفتاری می دهد. بنابراین به کاری که آنها انجام می دهند توجه کنید، زیرا فرهنگ شرکت را برای همه شکل می دهد.

624

افزایش سود خود با استراتژی قیمت گذاری مناسب

استراتژی قیمت‌گذاری خوب، بهتر، بهترین، که به عنوان قیمت‌گذاری سطحی نیز شناخته می‌شود، یک مدل قیمت‌گذاری است که سه بسته محصول یا خدمات متمایز را ارائه می‌دهد – یک بسته «خوب»، «بهتر» و «بهترین».

بسته “خوب” معمولاً ابتدایی ترین و کم هزینه ترین است.

بسته “بهتر” شامل ویژگی ها یا پیشرفت های اضافی است که قیمت آنها بالاتر از گزینه “خوب” است.

بسته “بهترین” جامع ترین ویژگی ها را ارائه می دهد و بالاترین قیمت را دارد.

این استراتژی به مصرف کنندگان امکان انتخاب می دهد و به آنها امکان می دهد بسته ای را انتخاب کنند که به بهترین وجه با نیازها و بودجه آنها مطابقت دارد.

چرا کار می کند؟

موفقیت استراتژی قیمت گذاری خوب-بهتر-بهترین از روانشناسی آن ناشی می شود. این استراتژی ارزش درک شده ای را در بین مشتریان ایجاد می کند که گزینه “بهترین” بیشترین ارزش را برای پول فراهم می کند، حتی اگر آنها به همه ویژگی های گنجانده شده نیاز نداشته باشند.

علاوه بر این، خطر اضافه بار انتخاب را کاهش می دهد – پدیده ای که زمانی رخ می دهد که گزینه های زیادی به مشتریان ارائه شود. محدود کردن انتخاب به سه، فرآیند تصمیم گیری را برای مشتریان ساده می کند و به جلوگیری از خستگی تصمیم گیری کمک می کند.

این یک ساختار قیمت گذاری برد-برد است. به‌عنوان یک کسب‌وکار، می‌توانید به مشتریان خود سه انتخاب ارائه دهید، حتی اگر می‌خواهید یکی از سطوح بالاتر را خریداری کنند.

با بسته بندی پیشنهادات خود در سه گزینه و استفاده از ساختار قیمت گذاری با تخفیف برای سطوح بالاتر، سود خود را به حداکثر می رسانید و در عین حال مشتریان خود را خوشحال می کنید.

مزایای قیمت گذاری سطحی

انتخاب مشتری را افزایش می دهد. ارائه گزینه های متعدد به مشتریان این امکان را می دهد که گزینه ای را انتخاب کنند که با بودجه، نیازها و ترجیحات آنها مطابقت دارد. این امر رضایت کلی مشتریان را با دادن قدرت انتخاب به آنها افزایش می دهد.

پایگاه مشتریان را گسترش می دهد. ارائه چندین امتیاز قیمت، محصولات یا خدمات شما را به روی مشتریانی با بودجه بالاتر یا کمتر باز می کند و پیشنهاد شما را در دسترس تر می کند.

افزایش ارزش درک شده با ارائه چندین لایه محصول، مشتریان ارزش بالاتری نسبت به یک محصول واحد با قیمت ثابت دریافت می کنند.

افزایش سودآوری.

ارائه بسته‌های خوب-بهتر-بهترین می‌تواند به سودآوری بیشتر به دلیل فرصت‌های فروش بیشتر کمک کند. مشتریانی که در ابتدا بسته “خوب” را در نظر گرفتند، ممکن است پس از مشاهده ارزش افزوده،

به گزینه های “بهتر” یا “بهترین” ارتقا دهند.

مزیت رقابتی.

ارائه یک ساختار قیمت گذاری خوب بهتر و بهترین می تواند شما را قادر سازد تا کسب و کار خود را از رقبا متمایز کنید و به شما این امکان را می دهد که پیشنهادات مختلف خود را در ساختارهای قیمت گذاری مختلف به نمایش بگذارید و خود را بیشتر از رقبا متمایز کنید.

معایب بالقوه بسته قیمت گذاری سطحی

پیچیدگی برای مشتریان چندین ردیف محصول با چندین ویژگی، مزایا و امتیاز قیمت می تواند مشتریان را گیج کند. اگر آنها گزینه های زیادی داشته باشند، می تواند فلج تصمیم را ایجاد کند. شما می توانید تنها با ارائه 3 سطح و مشخص کردن ارزش افزوده سطوح بالاتر از این امر جلوگیری کنید.

افزایش پیچیدگی کسب و کار.

ارائه بسته‌های چند محصول با قیمت‌های متعدد می‌تواند پیچیدگی بیشتری را برای شما به‌عنوان یک صاحب کسب‌وکار در هنگام پیدا کردن نحوه بسته‌بندی این بسته‌ها و ارائه آنها به مشتریان یا مشتریان ایجاد کند. با این حال، این در ابتدا تنها یک مانع است و تقریباً همیشه مزایای آن بیشتر از منحنی یادگیری است.

احتمال نارضایتی مشتری اگر تمایز بین سطوح شما به اندازه کافی قابل توجه نباشد یا به خوبی منتقل نشود، می تواند منجر به نارضایتی مشتری شود. مشتریانی که سطوح بالاتری را انتخاب می کنند، انتظار ارزش و کیفیت بالاتری دارند، بنابراین باید مطمئن شوید که تفاوت واقعی بین بسته های شما به غیر از متن روی صفحه وجود دارد.

.

شما می توانید بسته هایی را استراتژی کنید که شما را از رقبا متمایز کند. علاوه بر این، اگر بتوانید با قیمتی مشابه یا پایین‌تر، بیشتر از آنچه رقبا ارائه می‌کند، به شما کمک کند مشتریان بیشتری را به دست آورید. قیمت های رقابتی و ارائه بسته به شما در دراز مدت کمک می کند.

عاقلانه بسته ها را استراتژی کنید

همانطور که در بخش معایب احتمالی ساختارهای قیمت گذاری طبقه ای ذکر شد، اگر بسته های شما تمایز کافی نداشته باشند، ممکن است مشتریان احساس نارضایتی کنند.

هر بسته باید طوری طراحی شود که برای یک بخش مشتری مجزا جذاب باشد. گزینه “خوب” شما باید نیازهای اساسی مشتریان شما را پوشش دهد و عمدتاً برای شما قابل استفاده باشد، مگر اینکه یک تجارت مبتنی بر خدمات باشید.

بسته “بهتر” شما باید ارزش افزوده ای ارائه دهد که قیمت بالاتر آن را توجیه کند، و باید مطمئن شوید که این ارزش را در صفحه قیمت گذاری متمایز کرده و برجسته کرده اید.

در نهایت، بسته “بهترین” شما باید بالاترین بسته استاندارد طلایی یا سطح خدماتی باشد که می توانید ارائه دهید. این بسته باید با زنگ‌ها و سوت‌های اضافی و پیشنهادات آبدار همراه باشد که باعث می‌شود مشتریانی که در طبقات پایین‌تر مد نظر قرار می‌گیرند، بیهوش شوند. اگر بتوانید ارزش اضافی کافی به سطوح بالاتر اضافه کنید، می توانید سودآوری کلی خود را با افزایش فروش آسان افزایش دهید.

استراتژی خوب بهتر بهترین راهبرد قیمت گذاری بهترین روش ها

هنگامی که تحقیقات اولیه و آماده سازی برای برنامه ریزی بسته های قیمت گذاری خود را بررسی کردید، در اینجا چند بهترین روش وجود دارد که باید دنبال کنید.

برای سطوح بالاتر تخفیف را ذخیره کنید

یک استراتژی عاقلانه هنگام اجرای یک ساختار قیمت‌گذاری طبقه‌بندی شده، ارائه نرخ تخفیف در سطوح بالاتر است. با این حال، فقط از تخفیف های خود در بسته های “بهتر” و “بهترین” استفاده کنید – این به تشویق مشتریان برای ثبت نام در سطوح بالاتر کمک می کند.

یکی از راه‌هایی که می‌توانید این کار را انجام دهید، فهرست کردن قیمت‌های جداگانه برای ارزش افزوده هر بسته است. اطمینان حاصل کنید که قیمت بسته شما کمتر از تمام مزایای اضافه شده است تا تخفیف انتخاب ردیف بالاتر را برجسته کنید.

برای برجسته کردن ارزش، پیشنهادها را به وضوح توصیف کنید

هر بسته باید توصیفی واضح و مختصر داشته باشد که به طور دقیق آنچه را که مشتری با هر بسته بدست می آورد، منتقل کند.

از بیان بیش از حد این موضوع خودداری کنید زیرا مشتریان بالقوه را تحت تأثیر قرار می دهد.

بسته های شما باید تمایز واضحی داشته باشند. برای اینکه آنها را متمایز کنید، مزایای اضافی را در بسته های “بهتر” و “بهترین” خود با متن پررنگ فهرست کنید.

با نامگذاری خلاق شوید

اگر واقعاً می‌خواهید در بین مشتریان بالقوه متمایز شوید، باید هنگام نام‌گذاری بسته‌های قیمتی خود خلاقیت به خرج دهید. بسیاری از شرکت‌ها نام‌هایی مانند «برنز»، «نقره» و «طلا» را انتخاب می‌کنند – این نام‌ها به توصیف بسته‌ها کمک چندانی نمی‌کنند و کسل‌کننده هستند. از استفاده از نام های ساده خودداری کنید و ایده های خلاقانه نام گذاری بسته ها را بسته به جایگاه شما و آنچه در بسته های شما وجود دارد ایجاد کنید.

جمع بندی بهترین استراتژی قیمت گذاری خوب، بهتر

اگر می‌دانید که می‌خواهید بسته‌های قیمت‌گذاری متفاوتی را برای مشتریان خود ارائه دهید، نمی‌توانید با استراتژی قیمت‌گذاری «خوب، بهتر، بهترین» اشتباه کنید. این استراتژی شما را قادر می سازد تا به پایگاه مشتریان گسترده تری برسید و به طور کلی ارزش بیشتری ارائه دهید. این به شما کمک می کند تا شما را از رقبا متمایز کنید و واقعاً از سایرین متمایز شوید – در نهایت مشتریان بیشتری را برای شما به ارمغان می آورد و باعث سود بیشتر شما می شود!

985244

5 مرحله برای ایجاد استراتژی بازاریابی محتوا

در اینجا پنج راه برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوا همیشه برنده برای کسب و کار شما آورده شده است.

بازاریابی محتوا معدن طلا برای رسیدن به نتایج عالی کسب و کار است، زیرا بسیاری از خریداران برای خرید به محتوا وابسته هستند.

آمار نشان می دهد که 60 درصد از مشتریان پس از مطالعه در مورد یک محصول، الهام گرفته اند تا به دنبال آن باشند. یک استراتژی بازاریابی محتوای خوب می تواند همه چیز را برای برند شما ایجاد کند، به همین دلیل است که 82 درصد از بازاریابان فعالانه از بازاریابی محتوا استفاده می کنند.

ابتدا اجازه دهید به اصول اولیه بپردازیم. استراتژی محتوا دقیقاً چیست؟ استراتژی محتوا برنامه ای برای ایجاد محتوایی است که هدف کسب و کار شما را تسهیل می کند. این به شما کمک می کند محتوای آگاهی از برند درستی ایجاد کنید که می تواند بر تصمیم خریدار شما برای هر مرحله از قیف فروش تأثیر بگذارد تا منجر به جذب مشتری و تبدیل شود.

از بین استراتژی‌های بازاریابی مختلفی که در دسترس بازاریابان است، بازاریابی محتوا یک رویکرد مقرون‌به‌صرفه برای تولید سرنخ طولانی‌مدت است. محتوای همیشه سبز می تواند به هدایت ترافیک ارگانیک از جستجوها به وب سایت شما و ایجاد تبدیل ادامه دهد. به عنوان مثال، یک پست وبلاگ آموزنده که با پیوندهای محصول تعبیه شده است، می تواند کاربران را تا مدت ها پس از انتشار محصول شما را به سمت آن هدایت کند.

همچنین، بازاریابی محتوا برای آگاهی از برند عالی است و می تواند به عنوان کانالی برای شکوفایی سایر تاکتیک های بازاریابی باشد. در حالی که محتوای شما می تواند برند شما را به عنوان مرجعی برای ارجاع در صنعت شما معرفی کند، همچنین می تواند نتیجه تبلیغات حمایت شده، بازاریابی تأثیرگذار و استراتژی های بازاریابی مشابه را به همراه داشته باشد.

اکنون، بیایید به پنج مرحله ای که برای ایجاد یک استراتژی بازاریابی موثر نیاز است بپردازیم:

1. هدف خود را بشناسید

شروع هر طرحی به این معنی است که شما هدفی دارید که منتظر رسیدن به آن هستید. هدف استراتژی بازاریابی محتوای شما باید با آگاهی از برند، سرنخ ها، تبدیل ها و حفظ مشتری مرتبط باشد.

هر چیزی که قصد دارید با بازاریابی محتوای خود به دست آورید باید به خوبی تعریف شود. این به شما کمک می کند تا تعیین کنید که چگونه استراتژی بازاریابی محتوای خود را ایجاد کنید و شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator   KPI) را که باید در تصمیم گیری درباره اثربخشی استراتژی بازاریابی محتوای خود به آن توجه کنید.

2. تحقیق در مورد شخصیت خریدار انجام دهید

خریداران 48 درصد بیشتر احتمال دارد که ارائه دهندگان خدماتی را که استراتژی بازاریابی شخصی دارند در نظر بگیرند. محتوای شما برای خریداران هدف شماست. بنابراین، شما باید بدانید که خریداران هدف شما چه کسانی هستند تا بتوانید بهترین راه برای فروش محتوای خود به آنها را انتخاب کنید.

پس از شناسایی خریداران هدف خود، استراتژی بازاریابی محتوای خود را به گونه ای تنظیم کنید که با ترجیحات و رفتار خریدار ایده آل شما مطابقت داشته باشد.

3. ایده های محتوا را توسعه دهید

ایده های محتوایی شما باعث ایجاد تعاملی می شود که استراتژی بازاریابی محتوا از آن لذت می برد.

محتوای مرتبط همیشه مکان خوبی برای شروع است و برای هر مرحله از سفر خریدار بسیار مهم است. در زیر مواردی وجود دارد که می تواند به توسعه ایده های محتوا کمک کند.

ممیزی محتوا انجام دهید:

دانستن نحوه اجرای محتوای قبلی می تواند به شما کمک کند تصمیم بگیرید چه چیزی برای مخاطبان شما مفید است. این شامل مشاهده تجزیه و تحلیل داده های محتوای شما است.

محتوای با کارایی بالا می‌تواند شما را ترغیب کند که روی محتوای مشابه کار کنید یا محتوای قدیمی را به‌روزرسانی و تغییر کاربری دهید. محتوای با کارایی پایین می‌تواند نشان‌دهنده چیزی باشد که می‌توانید هنگام ایجاد محتوا در آن بهبود دهید.

تمرکز بر آگاهی از برند:

محتوای شما به این منظور است که برند شما را به عنوان یک مرجع معتبر در صنعت شما معرفی کند. این بدان معنی است که شما باید خود را از رقبا در صنعت متمایز کنید. برای انجام این کار، باید به مخاطبان خود بفهمانید که چه چیزی شما را از طریق محتوای خود منحصر به فرد می کند و در عین حال به آنها نشان دهید که با حل مشکلات آنها قابل اعتماد هستید.

اکثر کاربران برای یافتن راه حل به محتوا نگاه می کنند. بنابراین، محتوای شما باید نشان دهد که شما نقطه درد آنها را درک می کنید و قادر به حل آن هستید زیرا راه حل را دارید. محتوایی که

چنین اطمینانی را به تصویر می‌کشد برای ایجاد تبدیل برای محصولات شما مفید است.

فرکانس محتوا:

اگر از بازاریابی محتوا برای برند خود استفاده می کنید، فراوانی محتوای شما کلیدی است که شما را به طور مداوم در دید مخاطبان خود نگه می دارد. این بدان معنی است که شما باید محتوایی را ایجاد کنید که به شما امکان می دهد اتاق یکدست باشد. یک راه خوب برای شروع این است که به روندهای صنعت نگاه کنید و دائماً مخاطبان خود را درگیر کنید تا بدانند چه چیزی می خواهند ببینند.

4. قالب محتوا و کانال های تحویل خود را تعیین کنید

بسته به مخاطب هدف شما، قالب محتوای شما می تواند به صورت اینفوگرافیک، ویدیو، پادکست یا موارد دیگر باشد. این همچنین برای پلتفرم هایی که برای ارائه محتوای خود انتخاب می کنید صدق می کند. به عنوان مثال، TikTok عمدتا توسط جوانان استفاده می شود، به این معنی که اگر مخاطبان شما در محدوده جمعیتی قرار بگیرند، می تواند کانال تحویل ایده آل برای محتوای شما باشد.

5. عملکرد استراتژی محتوای خود را پیگیری کنید

دانستن وضعیت پیشرفت استراتژی بازاریابی محتوای خود به این معنی است که می توانید تعیین کنید. که آیا به هدف خود نزدیک هستید یا خیر. این عالی است زیرا شما باید تصمیم بگیرید که چه چیزی باید تغییر کند یا ادامه یابد. شما می توانید پیشرفت استراتژی بازاریابی محتوای خود را با استفاده از ابزارهای سیستم مدیریت محتوا و KPI ها پیگیری کنید. این KPI ها می توانند بر اساس تعداد سرنخ ها، تبدیل ها یا ترافیک ارگانیک ثبت شده در نتیجه بازاریابی محتوای شما باشد.

با در نظر گرفتن این نکات و مثال‌ها، اکنون می‌دانید که استراتژی‌های بازاریابی محتوا چگونه کار می‌کنند و چگونه می‌توانید آن را ایجاد کنید. مراحل بعدی؟ ايجاد كردن!

6251489

ارزش پیشنهادی کسب و کار شما چیست؟

کارآفرینی یکی از هیجان‌انگیزترین سفرهایی است که هر کسی می‌تواند از آن استقبال کند. وقتی با کسب و کار خود شروع می کنیم، تصور می کنیم که همه چیزهایی را که ما باید ارائه دهیم را دوست داشته و درک کنند.

اما چالش اصلی در فروش پول یا قیمت نیست، بلکه مشخص نکردن ارزش ما برای مشتریان بالقوه است.

همانطور که در یک بازار اشباع شده رقابت می کنیم و خود را در تقلای فروش می یابیم، باید از خود این سوالات را بپرسیم – ارزش من برای دیگران چیست؟، و چرا مشتریان من به من بیش از دیگران نیاز دارند؟

ارزش پیشنهادی یک اصطلاح رایج در آژانس های خلاق است. با این حال، اکثر کارآفرینان تجربه ای در انجام این جلسات استراتژی ندارند و اجرای این مرحله حیاتی را از دست می دهند. در نتیجه دلیل پایین بودن فروش خود را نمی دانند. به عنوان بخشی از سفر فروش خود، باید به این سوال بازگردیم – ارزش ما چیست؟

مراحل زیادی برای تعریف ارزش پیشنهادی ما وجود دارد. به خاطر داشته باشید که یک فرآیند استراتژی و طوفان فکری برای یافتن آن وجود دارد و ممکن است جلسات زیادی طول بکشد تا آن را کامل کنید.

در زیر برخی از توصیه های من برای شما آورده شده است که باید آنها را در نظر بگیرید تا بتوانید در حین پیگیری فروش، درک بهتری کسب کنید.

محصول شما چیست؟ چه چیزی را حل می کند و به نظر شما چرا ارزشش را دارد؟

به یاد داشته باشید که قیمت محصول شما نه تنها باید بر اساس هزینه های تولید یا چیزی باشد که می خواهید بسازید، بلکه باید بر اساس ارزش و تاثیری که روی مشتریان شما می گذارد نیز باشد.

بازار هدف خود را بشناسید

ممکن است هدف شما تقسیم بندی اشتباه باشد. شاید شما در نظر داشته باشید که محصول شما برای مشتریان پردرآمد است در حالی که ارزش شما در واقع برای مشتریان کم‌هزینه است. پذیرش این امر به شما این امکان را می دهد که ارزش و قیمت خود را بر اساس آن موقعیت یابی کنید. واقع بین باش.

تمام راه حل هایی که محصول شما ارائه می دهد را تعریف کنید

به اثرات کوتاه مدت و بلندمدت فکر کنید و برای هر کدام قیمت بگذارید.

همچنین، من توصیه می کنم آنها را با جزئیات با رقابت خود مقایسه کنید – مزایا و معایب را بررسی کنید. ممکن است متوجه شوید که ارزش شما بیشتر یا کمتر از آن چیزی است که قبلاً فکر میکردید.

در ارتباطات خود متواضع نباشید

اغلب ما از ارزشی که برای ارائه داریم غافل می شویم. ما بر شرح خدمات خود، تدارکات و جنبه های قانونی تمرکز می کنیم. اما به اندازه کافی بیان نمی کنیم که چقدر می توانیم برای مشتریان یا مشتریان خود تأثیر بگذاریم.

خود را به جای مشتری خود بگذارید

تصور کنید این تجربه برای آنها چگونه خواهد بود. آیا آنها از محصولات شما برای مدت طولانی یا کوتاه مدت استفاده خواهند کرد؟ دانستن این موضوع به شما کمک می کند ارزش خود را درک کنید.

تفاوت بین خواستن چیزی، نیاز به چیزی یا هر دو را درک کنید.

گاهی اوقات ما مطمئن هستیم که بدانیم دیگران به چه چیزی نیاز دارند و فرضیات خود را درست فرض می‌کنیم، اما واقعاً از زندگی دیگران مطمئن نیستیم. وقتی متوجه شویم که محصولات ما به یک خواسته، نیاز یا هر دو پاسخ می‌دهند، می‌توانیم در مورد ارزش، قیمت و چه کسی آن را به بازار عرضه کنیم.

جنبه عاطفی را نادیده نگیرید

فروش با احساسات گره خورده است. یک مشتری بالقوه ممکن است بنشیند و خرید محصولی را که راه حلی برای چیزی است که مورد نیاز است به تعویق بیاندازد. آنها ممکن است یک خرید ناگهانی یا معامله گران قیمت در مورد چیزی انجام دهند که فوراً روحیه آنها را تغییر می دهد، مانند تعطیلات. منطقی نیست اما مردم سریع‌تر برای چیزهایی خرج می‌کنند که می‌دانند بدون توجه به هزینه، احساس بهتری در آنها ایجاد می‌کند. بنابراین برای یافتن ارزش خود، تعیین کنید که محصول شما چگونه می تواند با احساسات آنها ارتباط برقرار کند و احساس بهتری در آنها ایجاد کند. پرداختن به نقاط درد، به نظر من، می تواند یک واکنش خشم آلود، و ترس از دستکاری شدن ایجاد کند. همه ما به دنبال این هستیم که احساس خوبی داشته باشیم، پس ارزش خود را با این نیت پیدا کنید.

برای انجام جلسات خلاقانه و استراتژی با کارشناسان کار کنید

سفر مشتری و تأثیری که محصول شما ارائه می دهد را کاوش کنید. افراد خلاق همیشه خارج از چارچوب فکر می کنند و همه سناریوهای ممکن را بررسی می کنند.

به یاد داشته باشید، ارزش ما دائما در حال تغییر است.

مشتریان ما و ما، به عنوان صاحبان مشاغل، نیز تغییر خواهیم کرد. بنابراین ارزش ما چیزی است که دائماً باید آن را مرور کنیم. هر چه بیشتر به دنبال فروش باشیم، بیشتر مجبور می شویم آنچه را که ارائه می دهیم درک کنیم. تسلیم نشوید، فقط به یادگیری منحصر به فرد خود ادامه دهید و به آن خواهید رسید.