بازاریابی و فروش

همسویی بازاریابی و فروش

همسویی بازاریابی و فروش برای موفقیت هر کسب‌وکاری بسیار مهم است، زیرا تجربه خریدار اغلب با بازاریابی شروع می‌شود و هرگونه تعامل منفی می‌تواند پیش از موعد به معامله پایان دهد. اغلب اوقات، انگار قرار است بازاریابی و فروش در یک تیم باشد، اما هر کدام بازی‌های خود را اجرا می‌کنند. در واقع، طبق داده‌های لینکدین، 60% از تیم‌ها معتقدند ناهماهنگی بین فروش و بازاریابی می‌تواند به عملکرد مالی آسیب برساند. با این حال، با وجود اهمیت آن، بسیاری از شرکت ها هنوز برای دستیابی به همکاری مناسب بین این دو بخش تلاش می کنند.

برخی از مشکلات رایج در مورد ناهماهنگی بین این دو تیم عبارتند از فقدان ارتباطات واضح و اهداف مشترک، استفاده ناکافی از فناوری و داده ها و انگیزه ها و معیارهای مختلف.

در اینجا، دلایلی را بررسی می کنیم که چرا بازاریابی و فروش باید با هم کار کنند و شرکت ها چه کاری می توانند برای بهبود تعادل انجام دهند.

مسئولیت پذیری را با یک تابلوی امتیاز مشترک هدایت کنید


تیم‌های فروش و بازاریابی اغلب انگیزه‌های متفاوتی دارند و با معیارهای مختلفی اندازه‌گیری می‌شوند، که می‌تواند منجر به اولویت‌های متضاد و عدم همسویی شود. به عنوان مثال، تیم بازاریابی بر روی تولید سرنخ برای رسیدن به KPI خود متمرکز است، در حالی که تیم فروش بر بستن معاملات متمرکز است. برای اینکه این دو با هم کار کنند، بازاریابی باید اطمینان حاصل کند که مشتریان بالقوه ایده آل را هدف قرار می دهد و این افراد بالقوه قبل از انتقال آنها به قیف فروش برای دستیابی به معامله و افزایش درآمد، از درجه بالایی از علاقه و قدرت خرید برخوردار هستند.

بدون پروتکل های اندازه گیری برای تجزیه و تحلیل نتایج تعامل خریدار، ممکن است رسیدن به اهداف معیار دشوار باشد. فروش باید بازخوردی در مورد درخواست‌ها و تعامل خریدار ارائه دهد، در حالی که بازاریابی باید عملکرد محتوا را گزارش کند. به جای دو بخش که به طور مستقل کار می کنند، بازاریابی و فروش باید به عنوان یک تیم مشارکتی عمل کنند، با معیارها و فناوری مشترک که می تواند ارزشی را برای خریدار باهوش تر و تحصیل کرده امروزی ایجاد کند.

همکاری عمدی و پیشگیرانه


تیم های فروش و بازاریابی باید برای درک اهداف یکدیگر با هم همکاری کنند. سازمان ها باید جلسات ماهانه ای را با هر دو تیم ترتیب دهند تا درباره دریافت محتوا، بازخورد و مواد بازاریابی جدید توسط خریداران بحث کنند. فروش و بازاریابی دو بخش از سفر خریدار را نشان می دهد که ارزش یک محصول یا خدمات را تعیین می کند، بنابراین ضروری است که همکاری واضحی بین تیم ها وجود داشته باشد. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش از سفر مشتری با تحقیقات و سایر مواد پشتیبانی می‌کنند، می‌توانند از آن به روشی پویا برای تعامل و خوشحالی خریداران استفاده کنند و فرصتی برای آنها باقی نمی‌گذارد تا وارد مرحله بعدی نشوند.

ارتباط شفاف، اعتماد، تفاهم و اهداف مشترک بین دو تیم باید ایجاد شود تا موفقیت حاصل شود. برای بهبود همکاری، برای تیم‌ها ضروری است که معیارها و معیارهای واضحی ایجاد کنند، به طور منظم اطلاعات را با هم ارتباط برقرار کنند و به اشتراک بگذارند، و برای شناسایی و غلبه بر هر چالشی با یکدیگر همکاری کنند. بدون این، تیم بازاریابی ممکن است از نیازهای خاص تیم فروش آگاه نباشد یا برعکس.

زمانی که بازاریابی و فروش کاملاً هماهنگ باشند، تجربه خریدار به میزان قابل توجهی بهبود می یابد. خریداران برای ادامه مسیر برای خرید هیجان‌زده می‌شوند، زیرا می‌توانند ارزش محصول یا خدمات را از طریق محتوای قانع‌کننده، آموزنده و کاملاً متناسب با آنچه که برای موفقیت نیاز دارند، ببینند.

ابزارهای مناسب تفاوت را ایجاد می کنند


ناهماهنگی داخلی ممکن است ناشی از استفاده ناکافی از فناوری و داده باشد. بدون ابزارها و سیستم‌های مناسب برای ردیابی و تجزیه و تحلیل داده‌های مشتری، همکاری موثر و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها برای دو تیم دشوار است.

عدم استفاده از یک پلتفرم متمرکز می تواند یک مسئله کلیدی برای تیم های بازاریابی و فروش باشد. تمام محتوای بازاریابی و فروش از جمله تعامل با خریدار، آموزش و حضور و مربیگری باید در یک پلتفرم مرکزی قرار گرفته و ذخیره شود تا فرآیندها را ساده کرده و بهره وری را افزایش دهد. وقتی تیم‌های فروش محتوای مؤثری ندارند، چرخه‌های فروش طولانی‌تر می‌شوند و معاملات از بین می‌روند. تراز کردن روش های فناوری بازاریابی و فروش برای ارائه یک تجربه خریدار کارآمدتر و موثرتر بسیار مهم است.

ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی راه دیگری برای افزایش عملکرد و ساده‌سازی تعامل بین تیم‌ها هستند. خریداران بالقوه به طور فزاینده ای تحقیقات خود را خارج از تماس با یک نماینده فروش از طریق وب سایت های شخص ثالث، نظرات خریداران، وبلاگ ها، رسانه های اجتماعی و موارد دیگر انجام می دهند. در واقع، طبق گفته Forrester، 68٪ از خریداران B2B ترجیح می دهند به تنهایی به صورت آنلاین تحقیق کنند. با هوش محاوره‌ای، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند انواع تعاملات (انسانی و غیرانسانی) را در جریان‌های کاری بازاریابی، فروش و خدمات مشتری ضبط و تجزیه و تحلیل کنند. بازاریابی و فروش برای پر کردن این شکاف و بهبود اثربخشی مهمترین کانال – فروش – به فناوری مشترک نیاز دارند.

بستن شکاف بین بازاریابی و فروش مستلزم است

به اشتراک گذاشتن دیدگاه مشترک، محتوا و فناوری مناسب برای بینش، دسترسی به تجزیه و تحلیل برای ارزیابی تأثیر محتوا و تعیین اینکه کدام محتوا فرود می‌آید و کدام نیاز به تنظیم دارد. برای بهبود همسویی، شرکت‌ها باید بر ایجاد خطوط ارتباطی روشن تمرکز کنند و به طور منظم اهداف خود را بررسی و تعیین کنند، در فناوری و ابزارهای تجزیه و تحلیل داده‌ها سرمایه‌گذاری کنند و مشوق‌ها و معیارهای روشنی را در دو بخش ایجاد کنند. با پرداختن به این چالش ها، سازمان ها تیم های خود را برای موفقیت و بهبود عملکرد کلی تشکیل می دهند.

4 تاکتیک کلیدی بازاریابی موتورهای جستجو 2024

4 تاکتیک کلیدی بازاریابی موتورهای جستجو 2024

بازاریابی دیجیتال در عصر حاضر بسیار مهم است. زمینه های متعددی از تخصص در این زمینه وجود دارد، و زمانی که صحبت از بهینه سازی استراتژی های کسب و کار به میان می آید، همه مورد توجه قرار می گیرند. یکی از این زیردامنه ها، بازاریابی موتورهای جستجو (SEM) است. برای استفاده حداکثری از این دامنه و افزایش دید دیجیتالی یک کسب و کار، بازاریابان باید انواع مختلف استراتژی های بازاریابی موتور جستجو (SEM) را بدانند.

بر اساس گزارش اخیر، تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (PPC) توسط 65 درصد از مشاغل کوچک و متوسط استفاده می شود. این امر بر اهمیت آن و اینکه چگونه می‌تواند برای کسب‌وکارهای آینده سودمند باشد، تأکید می‌کند. در اینجا، ما استراتژی‌های پیچیده‌ای را که باعث موفقیت آنلاین می‌شوند، تشریح می‌کنیم، و شما را از طریق هنر ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی جذاب، پیمایش پیچیدگی‌های تحقیق کلمات کلیدی، و درک نقش محوری هر عنصر در بهینه‌سازی ردپای دیجیتالی سازمان راهنمایی می‌کنیم.

انواع بازاریابی موتورهای جستجو در دسترس چیست؟

  1. SEO (بهینه سازی موتور جستجو)
    استراتژی بهینه سازی موتور جستجو با صبر و حوصله محتوا و ساختار وب سایت شما را بهینه می کند و به تدریج از رتبه بندی موتورهای جستجو برای کلمات کلیدی مرتبط بالا می رود. علاوه بر این، هنگام استفاده از سئو باید به بازی طولانی مدت، محتوای استراتژیک و بک لینک های با کیفیت فکر کنید.
  2. PPC
    استراتژی تبلیغات PPC به شما امکان می دهد برای کلمات کلیدی پیشنهاد دهید و فضای تبلیغاتی اصلی را در صفحات نتایج موتور جستجو ایمن کنید. در اصل، شما فقط زمانی پرداخت می کنید که کاربران روی تبلیغ شما کلیک کنند و ترافیک پرمحتوا را با تاثیر فوری هدف قرار دهید.
  3. بازاریابی جستجوی محلی
    در بازاریابی جستجوی محلی، می‌توانید با بهینه‌سازی برای جستجوهای محلی، قلمرو محلی خود را ادعا کنید. به عنوان مثال، فهرست‌های «Google برای کسب‌وکار من»، تمرکز کلیدواژه‌ها بر منطقه‌تان و ارائه خدمات به مخاطبان اطراف را در نظر بگیرید.
  4. تبلیغات نمایشی
    تبلیغات نمایشی، همانطور که از نام آن پیداست، با بنرها و تصاویر بصری قابل توجهی که در بین وب سایت ها و برنامه ها قرار داده شده اند، توجه را به خود جلب می کند. این به شکل تصاویری پر جنب و جوش، هدف گذاری استراتژیک و کمپین های آگاهی از برند است.     

به طور خلاصه، سئو را برای رشد ارگانیک با کمپین های هدفمند PPC برای تاثیر فوری ادغام کنید. علاوه بر این، می‌توانید از بازاریابی جستجوی محلی برای تسلط بر محله خاصی استفاده کنید و در عین حال از تبلیغات نمایشی برای جلب آگاهی بیشتر از برند استفاده کنید. با این حال، درک این نکته ضروری است که انعطاف پذیری و سازگاری برای چشم انداز موتور جستجو کلیدی است.

چگونه تبلیغات PPC می تواند برای کسب و کار من مفید باشد؟

  1. برخلاف سئو که نتیجه آن زمان می برد، تبلیغات PPC می تواند وب سایت شما را فوراً در بالای صفحه نتایج موتورهای جستجو قرار دهد و به کاربران بسیار مرتبطی که فعالانه محصولات یا خدمات شما را جستجو می کنند دسترسی پیدا کند. در نتیجه، این منجر به سرنخ‌های سریع‌تر و رشد سریع‌تر ترافیک وب‌سایت می‌شود.
  2. پلتفرم‌های PPC مانند Google Ads و Microsoft Ads گزینه‌های هدف‌گیری دقیق را بر اساس جمعیت‌شناسی، علایق، جغرافیا و حتی کلمات کلیدی خاص ارائه می‌دهند. علاوه بر این، این تضمین می‌کند که تبلیغات شما به مخاطبان مناسب برسد، هزینه تبلیغات شما را به حداکثر می‌رساند و نمایش‌های هدر رفته را به حداقل می‌رساند.
  3. PPC داده ها و تجزیه و تحلیل های غنی را ارائه می دهد و به شما امکان می دهد هر کلیک، برداشت و تبدیل را ردیابی کنید. علاوه بر این، این رویکرد مبتنی بر داده به شما این امکان را می دهد که به طور مداوم کمپین ها را برای عملکرد بهتر بهینه کنید و هزینه ها را برای حداکثر بازگشت سرمایه تنظیم کنید.
  4. کنترل کامل بر بودجه PPC، تنظیم سقف روزانه، هفتگی یا ماهانه متناسب با نیازهای شما. علاوه بر این، بازاریابان همچنین می توانند پیشنهادات را برای کلمات کلیدی خاص تنظیم کنند و کمپین ها را در هر زمان متوقف کنند. این انعطاف پذیری و کاهش ریسک در مقایسه با سایر کانال های بازاریابی ارائه می دهد.
  5. حتی اگر کسی فوراً روی تبلیغ کلیک نکند، دیدن برند به طور مداوم در بالای نتایج جستجو باعث ایجاد آگاهی و شناخت برند می شود. در نتیجه، این امر می‌تواند منجر به کلیک‌ها و تبدیل‌های ارگانیک شود، زیرا کاربران با نام تجاری و پیشنهادات آشنا می‌شوند.
  6. PPC می تواند به طور موثر تلاش های سئوی ارگانیک را تکمیل کند. در حالی که سئو برای دیده شدن طولانی مدت کار می کند، PPC می تواند شکاف ها را با کمپین های هدفمند برای کلمات کلیدی با هدف پر کند. در نهایت، این رویکرد ترکیبی می تواند ترافیک کلی و تولید سرنخ قابل توجهی را هدایت کند.

عناصر ضروری یک استراتژی سئوی موفق چیست؟

  1. تحقیق کلمات کلیدی
    برای شناسایی و هدف گذاری عبارات مرتبط با کسب و کار، تحقیقات کاملی در مورد کلمات کلیدی انجام دهید. این مهم است زیرا محتوا را با هدف کاربر هماهنگ می کند.
  2. بهینه سازی روی صفحه
    بهینه سازی متا تگ ها، سرصفحه ها و محتوا برای کلمات کلیدی هدفمند، افزایش دید و ارتباط موتور جستجو.
  3. محتوای با کیفیت
    محتوای قانع کننده و ارزشمندی که نیازهای کاربر را برآورده می کند، توسعه دهید. علاوه بر این، محتوای خوب ترافیک و تعامل ارگانیک را تشویق می کند.
  4. لینک بیلدینگ
    بک لینک های با کیفیت بالا از منابع معتبر بسازید تا مطمئن شوید که وب سایت شما دارای اعتبار و اعتبار است. علاوه بر این، مهم است که توجه داشته باشید که این یک جنبه حیاتی در بازاریابی موتورهای جستجو است.
  5. سئو فنی
    اطمینان حاصل کنید که کسب و کار دارای یک وب سایت خوب ساختار یافته، سازگار با موبایل و سریع است. علاوه بر این، همچنین مطمئن شوید که سایت استانداردهای موتورهای جستجو را برای رتبه بندی بهبود یافته رعایت می کند. این باعث افزایش بیشتر تجربه کاربر می شود.

چگونه می توان بازاریابی شبکه های اجتماعی را با بازاریابی موتورهای جستجو ادغام کرد؟

  1. تبلیغات متقابل محتوا
    محتوای بهینه شده برای سئو را در پلتفرم های رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارید تا به اشتراک گذاری ارگانیک و ایجاد بک لینک، تقویت تلاش های سئو.
  2. از سیگنال های اجتماعی استفاده کنید
    تعاملات اجتماعی (لایک، اشتراک گذاری) را تشویق کنید زیرا آنها به الگوریتم های موتور جستجو کمک می کنند. در نتیجه، این شکاف بین رسانه های اجتماعی و انواع مختلف بازاریابی موتورهای جستجو را پر می کند.
  3. تبلیغات اجتماعی پولی و تراز SEM
    از کمپین های تبلیغاتی هدفمند رسانه های اجتماعی برای همسویی با کلمات کلیدی خاص استفاده کنید و کمپین های SEM را برای یک استراتژی منسجم آنلاین تقویت کنید.
  4. استفاده استراتژیک از هشتگ
    هشتگ‌های مرتبط را در پست‌های رسانه‌های اجتماعی بگنجانید تا پست‌ها را بیشتر شناسایی کنید. در نتیجه، تکمیل استراتژی های کلیدواژه در انواع بازاریابی موتورهای جستجو.
  5. هم افزایی توزیع محتوا
    در نهایت، رسانه های اجتماعی را به طور موثر در برنامه های توزیع محتوا ادغام کنید تا دسترسی و مشارکت محتوای بهینه شده با سئو را تقویت کنید.

بازاریابی محتوا چه نقشی در هدایت ترافیک ارگانیک دارد؟

  1. تراز سئو
    محتوای بهینه شده استراتژیک به طور یکپارچه با سئو ادغام می شود. این منجر به افزایش ترافیک ارگانیک از طریق افزایش رتبه بندی موتورهای جستجو می شود.
  2. رویکرد کلید واژه محور
    بازاریابی محتوا امکان ترکیب کلمات کلیدی هدفمند را فراهم می کند. این به درخواست های کاربر خاص پاسخ می دهد و با انواع مختلف استراتژی های بازاریابی موتور جستجو هماهنگ است.
  3. تولید لینک ورودی
    محتوای با کیفیت بالا به طور طبیعی بک لینک ها را جذب می کند. این منجر به ایجاد اعتبار و اعتماد دامنه می شود. در نتیجه، اینها به عنوان عوامل مهم در انواع مختلف بازاریابی موتورهای جستجو در نظر گرفته می شوند.
  4. تعامل برای حفظ
    محتوای متقاعد کننده کاربران را درگیر می کند، نرخ پرش را کاهش می دهد و به موتورهای جستجو در مورد ارتباط و کیفیت محتوا سیگنال می دهد. علاوه بر این، به طور مثبت بر رتبه بندی ارگانیک تأثیر می گذارد.
  5. تقویت رسانه های اجتماعی
    محتوای قابل اشتراک گذاری در پلتفرم های اجتماعی دسترسی را افزایش می دهد و سیگنال های اجتماعی تولید می کند. در نتیجه، الگوریتم های موتورهای جستجو را تحت تأثیر قرار می دهد و ارتباط بین بازاریابی محتوا و انواع بازاریابی موتورهای جستجو را تقویت می کند.
این نوع از تبلیغات که مخفف Cost Per Action می‌باشد، نوعی از بازاریابی وابسته (افیلیت مارکتینگ) است

بازاریابی CPA چگونه کار می کند؟

این نوع از تبلیغات که مخفف Cost Per Action می‌باشد، نوعی از بازاریابی وابسته (افیلیت مارکتینگ) است که در آن شما فقط وقتی هزینه پرداخت می‌کنید که کاربر اقدام خاصی را که تعریف کرده‌اید انجام دهد.

بازاریابی چریکی چیست؟ تاکتیک ها، مزایا و مشکلات

بازاریابی چریکی چیست؟ تاکتیک ها، مزایا و مشکلات

بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم: بازاریابی چریکی چیست؟ خوب، این را تصور کنید: در خیابانی در شهر راه می‌روید، درگیر افکارتان. ناگهان، از ناکجاآباد، چیزی جالب و غیرعادی را مشاهده می کنید. این یک کمپین تبلیغاتی است اما چیزی شبیه به آنچه قبلا دیده اید نیست. این متفاوت و جالب است و باعث می شود به یک برند کاملاً جدید نگاه کنید. آن لحظه غیرمنتظره؟ بازاریابی چریکی یعنی همین. همه چیز در مورد غافلگیری مخاطب و ایجاد تأثیر است و ما در اینجا بیشتر در مورد آن یاد خواهیم گرفت.

در این مقاله یاد خواهید گرفت:

  • بازاریابی چریکی چیست و چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟
  • چگونه بازاریابی چریکی می تواند سر و صدا ایجاد کند و آگاهی از برند را افزایش دهد؟
  • برخی از اصول کلیدی که هنگام اجرای کمپین های بازاریابی چریکی باید به خاطر بسپارید چیست؟
  • سوالات متداول در مورد بازاریابی چریکی

بازاریابی چریکی چیست و چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟


اول از همه، اصطلاح “چرریک” تصاویری از شورشیان و جنگ های غیر متعارف را تداعی می کند. به طور سنتی، این اصطلاح همیشه برای تعریف گروه‌های کوچک با استفاده از تاکتیک‌های غافلگیرکننده برای غلبه بر دشمنان بزرگ‌تر استفاده می‌شود. به همین ترتیب، بازاریابی چریکی از روش‌های غیر متعارف استفاده می‌کند و هدف آن حداکثر تأثیرگذاری در حداقل بودجه است. جالب توجه است که جی کنراد لوینسون، نویسنده تجاری مشهور آمریکایی، این اصطلاح را در کتاب خود با عنوان “بازاریابی چریکی” در سال 1984 مطرح کرد. ایده او از بازاریابی چریکی شامل ایجاد سر و صدایی در مورد یک محصول است که باعث می شود مصرف کنندگان در مورد آن صحبت کنند یا بهتر است خرید کنند. بنابراین، چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟ خوب، در اینجا برخی از تفاوت های اصلی وجود دارد:

1. بودجه بندی
بازاریابی سنتی اغلب به بودجه های سنگین نیاز دارد در حالی که بازاریابی چریکی با خلاقیت بیش از پول نقد رشد می کند.

2. رویکرد
در حالی که بازاریابی سنتی اغلب تمایل دارد یک پیام کلی را به مخاطبان زیادی منتقل کند، تاکتیک های بازاریابی چریکی گروه های منتخب را به روش های غیر متعارف هدف قرار می دهند.

3. عامل خطر
بازاریابی چریکی می تواند خطرآفرین باشد. ماهیت غیرمنتظره آن گاهی اوقات می تواند نتیجه معکوس داشته باشد، اما زمانی که کار می کند، بازده غیرقابل انکار قابل توجهی است.

 

چگونه بازاریابی چریکی می تواند سر و صدا ایجاد کند و آگاهی از برند را افزایش دهد؟


در طول سال‌ها، استراتژی بازاریابی چریکی ثابت کرده است که تفکر غیر متعارف می‌تواند به ایجاد حسی که شبیه هیچ‌کس دیگری نیست کمک کند. برای اینکه بدانیم چگونه کار می کند، باید تاکتیک های آن و نحوه عملکرد آن در عمل را بشناسیم. بنابراین بیایید به چند نمونه از این استراتژی بازاریابی خارج از جعبه نگاه کنیم.

1. فلش موب
خود را در قلب یک میدان شلوغ تجسم کنید. بدون اخطار، یک گروه تصادفی از ناکجاآباد ظاهر می‌شوند و وارد یک اجرای طراحی شده می‌شوند. این ماهیت یک فلش موب است. با تبدیل لحظات معمولی به عینک‌های خارق‌العاده، فلش‌موب‌ها توجه فوری را به خود جلب می‌کنند و اغلب به صورت ویروسی در می‌آیند و دید برند را تقویت می‌کنند. رقص T-Mobline در لیورپول یک نمونه کلاسیک از این موضوع است.

2. بیلبوردهای غیرمنتظره
IKEA فقط مبلمانی با بسته بندی تخت نیست. آنها با نشان دادن استعداد خود برای نوآوری، زمانی یک بیلبورد معمولی را به یک آپارتمان قابل صعود در فرانسه تبدیل کردند. بنابراین، این حرکت جسورانه نه تنها محصولات آنها را در عمل به نمایش گذاشت، بلکه یک تبلیغ ساده را به یک تجربه تعاملی و به یاد ماندنی تبدیل کرد.

3. نصب های تعاملی
اگر تا به حال از کنار یک اثر هنری سه بعدی خیابانی عبور کرده اید، پس از کشش مقاومت ناپذیری که آنها دارند می دانید. این چیدمان ها چیزی بیش از آثار هنری هستند. آنها فرصت عکس نیز هستند. مردم با آنها ارتباط برقرار می کنند، عکس می گیرند و در مورد تاسیسات صحبت می کنند. این اثر موج دار در کانال های رسانه های اجتماعی سطوح بی سابقه ای از تعامل و دسترسی ارگانیک را به برندها ارائه می دهد. Sony’s Affinity is Autonomy یک نمونه کلاسیک از استفاده از نصب های تعاملی به عنوان یک تکنیک بازاریابی است.

4. تبلیغات محیطی
تبلیغات محیطی در مورد ادغام یکپارچه تبلیغات در محیط های روزمره ما است. با معرفی تبلیغات به روش‌های شگفت‌انگیز و غیر متعارف، برندها این قدرت را دارند که روال روال را مختل کنند و تجربیات به یاد ماندنی را به مصرف‌کنندگان ارائه دهند. بنابراین، این استراتژی با ادغام خلاقانه تبلیغات با محیط روزانه ما می درخشد.

5. هدایای محصول
چه کسی می تواند فریب چیزهای رایگان را انکار کند؟ اما وقتی این کار با یک چرخش چریکی انجام شود، تأثیر آن حتی بیشتر است. به عنوان مثال، به هدایای بستنی بن و جری فکر کنید. با توزیع بستنی‌های رایگان در مناسبت‌ها و ارائه فرصتی به شما برای دریافت رایگان بستنی یکساله، آن‌ها یک سر و صدای فوری و وفاداری ماندگار به برند ایجاد کردند.

6. ویدیوهای ویروسی
کمپین Old Spice «مردی که مرد شما می‌تواند بوی آن را بدهد» استاندارد طلایی اینجاست. با استفاده از طنز و پیچش‌های غیرمنتظره، برندها می‌توانند محتوای ویدیویی تولید کنند که بینندگان با میل به اشتراک بگذارند، که منجر به سر و صدای گسترده آنلاین شود.

7. اجرای شیرین کاری
ردبول مترادف با فشار دادن محدودیت ها است، چه از طریق نوشیدنی های انرژی زا یا بازاریابی آنها. به عنوان مثال، پرش Stratos آنها، جایی که فلیکس باومگارتنر چترباز اتریشی از لبه فضا پرید، فقط یک شیرین کاری نبود. یک بیانیه بود چنین شاهکارهای جسورانه تیترها را به خود جلب می کند و برندها را به عنوان پیشگام معرفی می کند.

8. ویترین فروشگاه های چریکی
فروشگاه های پاپ آپ، زمانی که به درستی انجام شوند، می توانند رویای یک بازاریاب چریکی باشند. برندها اغلب فروشگاه‌های پاپ‌آپ شگفت‌انگیزی ایجاد کرده‌اند، جایی که اقلام با نسخه محدود فروخته یا راه‌اندازی می‌شوند و فوریت، انحصار و، حدس می‌زنید، سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنند. 

9. کمپین های واقعیت افزوده
پپسی، در یک کمپین فراموش نشدنی، شیشه یک پناهگاه اتوبوس لندن را به یک صفحه واقعیت افزوده تبدیل کرد که هجوم بیگانگان، ببرهای خروشان، روبات‌ها و موارد دیگر را نشان می‌دهد. رهگذران هر دو مبهوت و سرگرم شدند و منجر به اشتراک‌گذاری‌های آنلاین بی‌شماری شد.

10. کمپین های تبلیغاتی
در این عصر دیجیتال، بازاریابی چریکی راه خود را به صورت آنلاین پیدا کرده است. بسیاری از برندها از تاکتیک حذف نامحسوس تیزرها یا ارسال پیام های رمزآلود در رسانه های اجتماعی استفاده می کنند. این تیزرهای مرموز اغلب به بحث های پر سر و صدای طرفداران و افزایش پوشش رسانه ای منجر می شود.

برخی از اصول کلیدی که هنگام اجرای کمپین های بازاریابی چریکی باید به خاطر بسپارید چیست؟


1. درک مخاطب
نمی توان به اندازه کافی بر اهمیت دانستن اینکه با چه کسی صحبت می کنید تأکید کرد. در حالی که برخی از مانورها ممکن است مورد توجه هزاره ها باشد، ممکن است با جمعیتی قدیمی تر از بین بروند. استراتژی‌هایی را بسازید تا با جمعیت مناسب طنین انداز شوید.

2. فشار دادن مرزها اما با احتیاط
پرخاشگر بودن و کنار زدن مرزها می تواند منجر به لحظات به یاد ماندنی شود که مردم را به صحبت وادار کند. با این حال، با احتیاط قدم بردارید زیرا آخرین چیزی که می خواهید این است که جنجال ایجاد کنید یا مشتریان بالقوه را ناراحت کنید.

3. پیام برند ثابت
مهم نیست که کمپین چقدر خارج از چارچوب باشد، وفادار ماندن به تصویر اصلی برند کاملاً حیاتی است. مخاطبان هدف باید کمپین نوآورانه را به طور یکپارچه به برند متصل کنند.

در حال حاضر، در حالی که بازاریابی چریکی می تواند یک ابزار قدرتمند باشد، برای هر کسب و کاری مناسب نیست. به عنوان مثال، یک شرکت حقوقی را در نظر بگیرید که در دعاوی جدی شرکتی تخصص دارد. یک فلش موب عجیب و غریب و غافلگیرکننده در یک پارک، اگرچه فریبنده است، اما ممکن است با تصویر جدی و حرفه ای شرکت همخوانی نداشته باشد، زیرا چنین تاکتیک هایی ممکن است بیهوده یا نامناسب با ماهیت کار آنها تلقی شود. علاوه بر این، ممکن است مشتریان هدف آنها را از خود دور کند. بنابراین، یادآوری این نکته مهم است که در حالی که بازاریابی چریکی جذابیت خود را دارد، ارزیابی اینکه آیا با هویت و مخاطبان برند مطابقت دارد یا خیر، ضروری است.

سوالات متداول در مورد بازاریابی چریکی


1. آیا تاکتیک های بازاریابی چریکی برای همه انواع مشاغل مناسب است؟
بازاریابی پارتیزانی را نباید یک رویکرد واحد در نظر گرفت. در حالی که یک استارت‌آپ مد روز یا یک برند با هدف جمعیتی جوان‌تر ممکن است از به کارگیری تاکتیک‌های بازاریابی چریکی سود زیادی ببرد، یک کسب‌وکار سنتی یا محافظه‌کارتر ممکن است چنین تاکتیک‌هایی را با تصویر برند خود ناسازگار ببیند.

2. آیا کمپین های بازاریابی چریکی می توانند مقرون به صرفه باشند؟
قطعا. یکی از جذابیت های اصلی بازاریابی چریکی، توانایی آن در ایجاد تأثیر قابل توجه بدون سرمایه گذاری زیاد است. به جای بودجه های هنگفت، در اینجا تاکید بر خلاقیت، شگفتی و نبوغ است.

Sales Skills and Abilities for Your Career Growth

11 مهارت و توانایی فروش برای رشد شغلی

چه چیزی یک نماینده فروش خوب را می سازد؟


یک نماینده فروش خوب را می توان به عنوان کسی تعریف کرد که نه تنها بر فروش محصولات به مشتریان تمرکز می کند، بلکه به نیازهای مشتریان و درک طرز فکر آنها علاقه نشان می دهد. نمایندگان فروش باید گاهی به مذاکره کننده یا معامله گر تبدیل می شوند و گاه به بازاریاب. اما آنچه همیشه در اولویت است ایجاد یک کانال ارتباطی قوی با مشتریان است.

برای انجام این کار، پیروی از رویکرد  three C مفید است:

Care مراقبت: به عنوان یک فروشنده واجد شرایط، باید به مشتریان خود علاقه واقعی نشان دهید، با مشکلاتی که ممکن است داشته باشند، همدلی کنید و برای راه حل تلاش کنید.
Commitment تعهد: شما باید متعهد به اطمینان از رضایت مشتری و دستیابی به اهداف فروش خود باشید.
Consistency ثبات: ارائه خدمات ثابت و ارتباط مستمر با مشتریان نقشی اساسی در فرآیند فروش دارد. امروزه رقابت در بازارها زیاد است، بنابراین ثابت قدم بودن در رویکرد خود در اولویت قرار دادن مشتری، باعث می شود از رقبا جدا شوید.


11 مهارت فروش که باید بدانید:

  1. گوش دادن فعال
    نسبت به هر چیزی که مشتری می گوید مراقب و هوشیار باشید. این به شما امکان می‌دهد تا سؤالات کاوشگری بپرسید که بینش عمیق‌تری را در مورد نیازها و علایق مشتری ارائه می‌دهد، که به نوبه خود به شما کمک می‌کند راه‌حل مناسبی را ارائه دهید.
  2. همدلی
    همدلی و اطمینان دادن به مشتریان که می توانید به آنها در رفع نیازهایشان کمک کنید، جنبه مهمی از کار است. برای این کار، باید بتوانید خود را جای آنها بگذارید، به آنها گوش دهید و نقاط دردشان را درک کنید.
  3. دانش محصول
    مشتریان معمولاً هنگام خرید سؤالات سختی در مورد محصولات شما می پرسند. نمایندگان فروش با دانش عمیق محصول می توانند به مشتریان کمک کنند تا تمام شک و تردیدهای مربوط به محصول خود را روشن کنند. آنها می توانند در خلال چنین تعاملاتی به وضوح شایستگی های محصول یا خدمات را بیان کنند.
  4. مدیریت زمان
    یک نماینده فروش باید به جای ساعات کاری طولانی، هوشمندانه کار کند. یاد بگیرید که چگونه وظایف را اولویت بندی کنید و زمان را بر اساس آن مدیریت کنید. کار کردن 12 تا 15 ساعت در روز و تبدیل صفر سرنخ به فروش باید منطقی تر باشد. در عوض، نمایندگان فروش که به طور موثر کار می کنند (حتی ساعات کمتری از روز) می توانند به طور موثر به هدف فروش خود برسند.
  5. مهارت های مذاکره
    توانایی شما برای ارائه بهترین معاملات که به نفع هر دو طرف باشد به مهارت های مذاکره شما بستگی دارد. یک نماینده فروش که یک مذاکره کننده ماهر است می تواند نیازها و بودجه مشتری را درک کند و بهترین محصول یا خدمات را ارائه دهد.
  6. هوش تجاری
    هوش تجاری توانایی یک فروشنده برای درک مشکلات تجاری، تجزیه و تحلیل ریسک ها و فرصت ها، تصمیم گیری آگاهانه و انجام اقداماتی است که بر سازمان شما تأثیر مثبت می گذارد. این در مورد نقش فروشنده نیز صدق می کند. شما باید بتوانید در شرایط چالش برانگیز تصمیمات آگاهانه بگیرید و اقدامات مناسب را انجام دهید. به عنوان مثال، با جمع آوری اطلاعات از مشتریان، می توانید درک بهتری از روندهای فعلی بازار به دست آورید تا بتوانید نیازهای مشتریان را با موفقیت برآورده کنید.
  7. ایجاد روابط
    یک نماینده فروش باید در ایجاد روابط محکم و طولانی مدت برای موفقیت در این زمینه مهارت داشته باشد. برقراری ارتباط صحیح با مشتریان به شما کمک می کند تا با مشتریان عادی خود معامله کنید و سرنخ های با کیفیت بالا با نرخ تبدیل بالا به دست آورید.
  8. ارتباط موثر
    نمایندگان فروش با تجربه می توانند خود را به صورت شفاهی و کتبی به وضوح بیان کنند و از ارتباط آسان، یکپارچه و منسجم با مشتریان اطمینان حاصل کنند.
  9. مدیریت پروژه
    مدیران پروژه اغلب از بودجه آگاه هستند، در برخورد با مشتریان محتاط، مدیران زمان کارآمد و مذاکره کنندگان خوب هستند. از این رو، یادگیری مهارت‌های مدیریت پروژه می‌تواند به فروشندگان کمک کند تا در محیط‌های محدود به زمان کار کنند، اهداف را در مهلت‌های زمانی تعیین شده برآورده کنند، و در حین بستن معاملات، بهتر با مشتریان مذاکره کنند.

به کارگیری اصول مدیریت پروژه در فرآیندهای فروش و سایر فعالیت های فروش حیاتی ممکن است هزینه ها را کاهش دهد، کارایی را بهبود بخشد، قابلیت پیش بینی را افزایش دهد و رهبری فروش را ارائه دهد.

  1. رسیدگی به اعتراض
    نماینده فروش باید بداند که چگونه با اعتراضات مشتری برخورد کند. آنها می توانند این کار را با تعیین و حل مشکل اساسی و سپس تلاش برای حذف مسائل مرتبط انجام دهند.
  2. جستجوی استراتژیک
    جست‌وجو، شروع و رشد جریان‌های درآمدی جدید با جستجوی مشتریان، مشتریان یا خریداران احتمالی کالاها و/یا خدمات شماست. اگر نمایندگان فروش در مورد جستجوی استراتژیک بدانند، می تواند به آنها کمک کند کانال های فروش جدید را کشف و باز کنند.

 

مهارت ها و توانایی های اساسی فروش که هر نماینده باید داشته باشد:

  1. مهارت های ارائه
    این می تواند در مورد حفظ ارتباط چشمی در حین ارائه، استفاده از حرکات، یا درگیر شدن در حین صحبت با مشتریان و مشتریان باشد. مهارت های ارائه خوب این پتانسیل را دارد که نه تنها باعث فروش شود، بلکه آن را نیز فعال کند
  2. نمایندگان فروش برای حفظ مشتریان فعلی و آوردن مشتریان جدید به هیئت مدیره.
  3. کشف
    مهارت اکتشاف همه چیز در مورد درک نیازهای پنهان خریدار است. در هنگام ارتباط با مشتریان مراقب باشید و به همه جزئیات توجه کنید. این به شما کمک می کند مشتری خود را بهتر درک کنید، و حتی بینشی در مورد الزاماتی که آنها بیان نکرده اند به دست آورید. این به شما امکان می دهد با معرفی محصولات دیگر برای جلب توجه آنها، فروش بیشتری داشته باشید.
  4. تکنولوژی
    یک نماینده فروش می تواند از ابزارها و نرم افزارهای مناسب برای خودکارسازی کارهای دستی و تکراری استفاده کند. با کمک ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، آن‌ها می‌توانند داده‌های مشتریان را ذخیره کنند، روابط و تعامل برند با مشتریان را مدیریت کنند و کل فرآیند را ساده کنند.
  5. مدیریت قلمرو
    مدیریت منطقه فروش فرآیندی است که در آن مناطق/منطقه‌ها برای نمایندگی‌های فروش مختلف تنظیم می‌شود تا بتوانند به طور موثر کار کنند. مدیریت قلمرو به شما امکان می دهد با اقامت در یک منطقه تعیین شده، اولویت بندی و مدیریت گروهی از مشتریان را بیاموزید.
  6. کنجکاوی
    کنجکاوی به سادگی دلالت بر علاقه ای که شما به مشتری نشان می دهید، عادات خرید، علاقه مندی ها، دوست نداشتن ها، و غیره است. یک نماینده فروش باید روی پرسیدن سوالاتی تمرکز کند که آنها را قادر می سازد اطلاعات مرتبط را به دست آورند و به درک نیازهای مشتری کمک کنند.
  7. بهترین مهارت های فروش برای رزومه
  8. ایجاد رابطه
    فروش به شدت به رابطه بین نماینده فروش و مشتری بستگی دارد. افزودن این مهارت به رزومه می‌تواند به مصاحبه‌گر کمک کند تا توانایی شما در ایجاد اعتماد و ایجاد ارزش یک برند را از طریق ایجاد رابطه شخصی با مشتریان درک کند.
  9. مدیریت و حل تعارض
    رسیدگی به اختلافات و درگیری ها یکی از مهارت های اصلی یک حرفه ای فروش خوب است. مدیریت تعارض همه چیز در مورد یادگیری ویژگی هایی مانند کار گروهی، حل مسئله، هوش هیجانی و غیره است.
  10. قصه گویی
    همانطور که مهارت ها و توانایی های فروش پیش می رود، داستان سرایی یک مکمل ارزشمند برای رزومه شما است. این به مصاحبه کننده می فهماند که می توانید با مشتریان ارتباط شخصی ایجاد کنید تا احساسات آنها را جلب کند و آنها را متقاعد به خرید محصول یا خدمات کنید.
  11. ارتباطات تجاری
    یک نماینده فروش می داند که سبک ارتباطی آنها چگونه بر انتخاب ها و اقدامات مشتریان تأثیر می گذارد. یک مهارت هدف گرا مانند ارتباطات تجاری نشان می دهد که شما از شیوه های سازمانی و چگونگی رفع حفره ها و جلب رضایت مشتریان خود آگاه هستید.
  12. تعامل با مشتری
    اگر مشتریان را درگیر کنید و تجربه ای به یاد ماندنی را به آنها ارائه دهید، برند شما را به خاطر خواهند آورد. کسب مهارت درگیر کردن با مشتریان چالش برانگیز است، بنابراین اگر آن را دارید، اضافه کردن آن به رزومه شما را از سایر نمایندگان فروش متمایز می کند.
  13. تحقیق/ جمع آوری اطلاعات
    شما می توانید علاقه و نیازهای خریداران خود را با پیدا کردن علاقه و ناپسندی آنها و آنچه آنها را راضی می کند، درک کنید. بنابراین، تحقیق در این زمینه مهارت قابل توجهی است. شما باید در تکنیک های جمع آوری اطلاعات مانند نظرسنجی، مصاحبه، آزمایش، مشاهده، تجزیه و تحلیل داده ها و غیره به خوبی مسلط باشید.
  14. دانش قوی از نرم افزارهای تجاری رایج و راه حل های فعال کننده فروش
    در عصر دیجیتال امروزی، نمایندگان فروش باید با فناوری‌های نوظهور مرتبط همگام باشند. افزودن این مهارت به رزومه، دانش شما را در مورد نرم افزارهای بازاریابی مکالمه ای مانند CRM نشان می دهد.
  15. تفکر انتقادی/حل مسئله
    ظرفیت تجزیه و تحلیل واقعی و شکل‌گیری عقیده تحت تفکر انتقادی قرار می‌گیرد. تفکر منطقی و واضح مهارت های مهمی برای یک نماینده فروش است، زیرا این امر فرآیند تصمیم گیری را آسان می کند.
  16. وابستگی به فناوری
    دانش در مورد جدیدترین نرم افزار امروزه بدون توجه به حرفه شما یک نیاز است. سیستم CRM یک تصویر مهم از فناوری فروش و بازاریابی و مهارتی است که رزومه شما را ارتقا می دهد.
  17. چگونه می توان مهارت ها و توانایی های فروش را بهبود بخشید
  18. از پرسیدن سوالات مرتبط با مدیر فروش یا مشتری بالقوه خود دریغ نکنید. این به شما کمک می کند تا دانش و تخصص کسب کنید
  19. به آزمایش روش‌های فروش نوآورانه ادامه دهید و برای بستن معامله به خارج از جعبه فکر کنید
  20. بهره وری خود را با ادغام فناوری های مناسب در فعالیت های فروش خود افزایش دهید
  21. اگر به یک برنامه فروش قوی پایبند باشید، توانایی شما برای بستن معاملات به طرز چشمگیری افزایش می یابد
  22. مهم ترین بخش موفقیت به عنوان یک حرفه ای فروش، به روز رسانی دانش و مهارت های شماست. یک راه آسان برای انجام این کار، شرکت در وبینارهای فروش است که توسط شرکت های مختلف به عنوان بخشی از برنامه بازاریابی آنها ارائه می شود. 
3652

هماهنگی بازاریابی محتوا با سفر خریدار

یک استراتژی منحصر به فرد منجر به تعامل بالا و حداکثر تبدیل می شود.

به هر کجا که نگاه کنید، بازاریابی محتوا حضور دارد. بدون دست زدن به حداقل برخی از جنبه های آن نمی توانید به جایی آنلاین بروید. در واقع، 88 درصد از بازاریابان  B2B Business-to-business و 76 درصد از بازاریابان B2C Business to Consumer قصد دارند از نوعی استراتژی محتوا در سال 2016 استفاده کنند.

با فرض اینکه شما بخشی از این درصد هستید، مهم است که ما نقش بازاریابی محتوا را در سفر خریدار بررسی کنیم، بنابراین می توانید ایده بهتری در مورد چگونگی ایجاد یک استراتژی که منجر به تبدیل بالا می شود، داشته باشید.

هدف بازاریابی محتوا

همه ما در حال حاضر با بازاریابی محتوا آشنا هستیم، اما تعداد کمی از ما درک مختصری از آنچه واقعاً شامل می شود داریم. آیا می دانید بازاریابی محتوا دقیقاً چیست؟

بر اساس یک تعریف، “بازاریابی محتوا یک رویکرد بازاریابی استراتژیک است که بر ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار برای جذب و حفظ مخاطبان مشخص و مشخص – و در نهایت، هدایت اقدام سودآور مشتری” متمرکز است.

صرف انتشار محتوا به این معنی نیست که شما یک استراتژی بازاریابی محتوا دارید. برای اینکه از انتشار محتوا به بازاریابی محتوا بروید، به یک برنامه مرتبط نیاز دارید که «اقدام سودآور مشتری را هدایت کند». برای انجام این کار، باید سفر خریدار را درک کنید.

سفر خریدار

در حالی که بازاریابان مختلف نسخه های دقیق خود را از سفر خریدار دارند، رایج ترین مورد استفاده شامل سه مرحله اساسی است: کشف، بررسی و تصمیم. هر یک از این مراحل شامل چند مرحله مختلف است.

کشف. مرحله کشف همان آغاز سفر است. این زمانی است که خریدار تشخیص می دهد که یک مشکل یا نقطه درد دارد که باید حل شود و شروع به جستجوی راه حل می کند. مرحله کشف یا می تواند خیلی سریع اتفاق بیفتد یا ممکن است زمان زیادی طول بکشد. همه چیز بستگی به این دارد که خریدار چقدر سریع عمل کند و این موضوع چقدر در زندگی او اولویت دارد.

توجه. مرحله بعدی، مرحله بررسی سفر است. این زمانی است که خریدار راه‌حل‌های مختلف را بررسی می‌کند و راه‌حلی را که احساس می‌کند بهترین راه حل را حل می‌کند، بررسی می‌کند. باز هم، این مرحله می تواند طولانی یا کوتاه باشد.

تصمیم. در نهایت، مرحله تصمیم گیری از سفر وجود دارد. در این مرحله، خریدار راه حلی را که شناسایی کرده است بررسی می کند و سعی می کند تصمیم خرید را توجیه کند. اگر همه چیز خوب پیش برود، آنها در نهایت انتخاب را انجام می دهند. اگر آنها به این نتیجه رسیدند که راه حل برای آنها مناسب نیست، آنها به مرحله بررسی باز می گردند تا به گزینه های جایگزین نگاه کنند.

همچنین باید توجه داشت که نگاشت صحیح محتوا برای خریداران پیامدهای مستقیمی بر موفقیت شما با بهینه سازی موتور جستجو دارد.

با درک روشنی از سفر خریدار، باید بتوانید استراتژی های بازاریابی هدفمندی را ایجاد کنید که افراد را از این سفر یا قیف تا زمانی که به مشتریان پولی تبدیل شوند، سوق دهد.

بازاریابی محتوا و سفر خریدار.

اگر هرگز به بازاریابی محتوا از دریچه سفر خریدار نگاه نکرده اید، آماده باشید که شگفت زده شوید. این دیدگاه جدید اساساً رویکرد شما را به بازاریابی محتوا تغییر خواهد داد. بیا یک نگاهی بیندازیم:

1. مرحله کشف.

در مرحله کشف سفر خریدار، هدف بازاریابی محتوا ایجاد آگاهی از یک مشکل خاص و سپس همسو کردن آن مشکل با موضوعات مختلف مرتبط با تجارت است. گام های ویژه ای که در این مرحله دخیل است عبارتند از: «کاهش وضعیت موجود» و «تعهد به تغییر».

به منظور کمک به مشتریان برای رهایی از وضعیت موجود و تصمیم گیری برای تغییر چیزی، این به بازاریاب بستگی دارد که محتوایی ایجاد کند که آگاهی را ارتقا دهد و فوریت را تحریک کند.

به عنوان مثال، بیایید کسب و کاری را در نظر بگیریم که نرم افزار CMR را ارائه می دهد. در مرحله کشف، محتوای آنها حول شناسایی نقاط دردسر کسب‌وکارهایی می‌چرخد که در حال حاضر خدمات مشتری را به صورت دستی انجام می‌دهند، اما دیگر زمان یا انگیزه‌ای برای ادامه انجام آن ندارند. به عبارت دیگر، استراتژی محتوا برای کمک به مشتریان بالقوه طراحی شده است که مشکل پیش روی خود را تشخیص دهند.

محتوای پیشنهادی: در مرحله کشف، انعطاف پذیری قابل توجهی از نظر قالب های محتوا وجود دارد. رایج‌ترین انواع شامل گزارش‌های تحقیقاتی، محتوای سرمقاله، کاغذهای سفید و گزارش‌های آماری است که از نقاط دردناکی که خریدار تجربه می‌کند پشتیبانی می‌کند.

2.  مرحله بررسی.

در مرحله بررسی، هدف بازاریابی محتوا کمک به خریدار برای شناسایی نیازهای خاص برای حل مشکلی است که در مرحله کشف شناسایی کرده است. هدف دوم این است که آن راه حل را با نیازهای تجاری خاصی که خریدار با آن مواجه است، هماهنگ کنیم.

با استفاده از مثال قبلی ما، ارائه‌دهنده نرم‌افزار CRM شروع به برجسته کردن راه‌حل خود و چگونگی برآورده کردن نقاط درد و نیازهای مربوطه می‌کند. این نقطه ای است که رویکرد بازاریابی محتوا شروع به تبلیغ ویژگی های محصول می کند.

محتوای توصیه شده: در این مرحله، محتوای توصیه شده شامل مواردی مانند نمایش محصول ضبط شده، راهنماها و مطالعات موردی، پست های مقایسه و حتی پادکست ها می شود.

3. مرحله تصمیم گیری.

اکنون به مرحله تصمیم گیری می رسیم. اگر کار خوبی برای راهنمایی خریداران در مراحل کشف و بررسی انجام داده اید، آنها را متقاعد کرده اید که راه حل شما را به عنوان راه حلی که نقطه درد آنها را برآورده می کند، در نظر بگیرند. اکنون فقط باید معامله را ببندید.

در این مرحله، تمرکز بر این است که چرا محصول یا راه حل ارزش خرید دارد. وقتی گزینه های زیادی وجود دارد، ممکن است دشوار باشد، اما به یاد داشته باشید که قبلاً از مرحله بررسی جان سالم به در برده اید.

محتوای پیشنهادی: بسته به صنعتی که در آن فعالیت می‌کنید و نوع محصول یا خدماتی که در حال انجام آن هستید، محتوای توصیه‌شده برای این مرحله شامل محتوای مقایسه محصول، بارگیری‌های آزمایشی، مطالعات موردی عمیق و نمایش‌های نمایشی زنده است.

با محتوای مناسب مشتری را هدایت کنید.

سهم بازار

سهم بازار و فرمول محاسبه آن

سهم بازار چیست؟

سهم بازار درصدی از کل فروش در یک صنعت است که توسط یک شرکت خاص تولید می شود. سهم بازار با در نظر گرفتن فروش شرکت در طول دوره و تقسیم آن بر کل فروش صنعت در همان دوره محاسبه می شود. این معیار برای ارائه یک ایده کلی از اندازه یک شرکت در رابطه با بازار و رقبای آن استفاده می شود. رهبر بازار در یک صنعت، شرکتی است که بیشترین سهم بازار را دارد.

نکات کلیدی

  • سهم بازار نشان دهنده درصدی از یک صنعت یا کل فروش یک بازار است که توسط یک شرکت خاص در یک دوره زمانی مشخص به دست می آید.
  • سهم بازار با در نظر گرفتن فروش شرکت در طول دوره و تقسیم آن بر کل فروش صنعت در همان دوره محاسبه می شود.
  • این معیار برای ارائه یک ایده کلی از اندازه یک شرکت در رابطه با بازار و رقبای آن استفاده می شود.
  • رهبر بازار شرکتی است در صنعتی که بیشترین سهم بازار را دارد و عموماً بیشترین تأثیر را دارد.
  • راه‌های افزایش سهم بازار شامل پیاده‌سازی فناوری‌های جدید، ایجاد وفاداری مشتری و جذب رقبا است.

سهم بازار

درک سهم بازار


سهم بازار یک شرکت، سهم آن از کل فروش در رابطه با بازار یا صنعتی است که در آن فعالیت می کند. برای محاسبه سهم بازار یک شرکت، ابتدا دوره ای را که می خواهید بررسی کنید مشخص کنید. می تواند یک سه ماهه مالی، سال یا چندین سال باشد.

در مرحله بعد، کل فروش شرکت در آن دوره را محاسبه کنید. سپس از کل فروش صنعت شرکت مطلع شوید. در نهایت، کل درآمد شرکت را بر کل فروش صنعت آن تقسیم کنید. 

محاسبه سهم بازار معمولاً برای کشورها یا مناطق خاصی انجام می شود، 

فرمول سهم بازار

سهم بازار = کل فروش شرکت / کل فروش صنعت

مزایای سهم بازار

سرمایه گذاران و تحلیلگران افزایش و کاهش سهم بازار را با دقت رصد می کنند زیرا می تواند نشانه رقابت نسبی محصولات یا خدمات شرکت باشد. همانطور که کل بازار یک محصول یا خدمات رشد می کند، شرکتی که سهم بازار خود را حفظ می کند، درآمد خود را با همان نرخ کل بازار افزایش می دهد. شرکتی که سهم بازار خود را افزایش می دهد، درآمد خود را سریعتر از رقبای خود افزایش می دهد.

مهم: سود یا زیان در سهم بازار بسته به شرایط صنعت، می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد سهام شرکت داشته باشد.
افزایش سهم بازار می تواند به شرکت اجازه دهد تا با عملیات خود به مقیاس بیشتری دست یابد و سودآوری را بهبود بخشد.

یک شرکت می تواند سعی کند چه از طریق کاهش قیمت، استفاده از تبلیغات و یا معرفی محصولات جدید یا…سهم خود را از بازار افزایش دهد،  علاوه بر این، می‌تواند با جلب نظر سایر مخاطبان یا جمعیت‌شناسی، اندازه سهم بازار خود را افزایش دهد.

تاثیر سهم بازار

تغییرات در سهم بازار تأثیر بیشتری بر عملکرد شرکت‌ها در صنایع بالغ یا چرخه‌ای دارد که رشد پایینی دارند. در مقابل، تغییرات در سهم بازار تاثیر کمتری بر شرکت‌ها در صنایع در حال رشد دارد. در این صنایع، کل پای در حال رشد است، بنابراین شرکت ها حتی اگر در حال از دست دادن سهم بازار باشند، همچنان می توانند فروش خود را افزایش دهند. برای شرکت هایی که در این شرایط قرار دارند، عملکرد سهام بیش از سایر عوامل تحت تأثیر رشد فروش و حاشیه است.

در صنایع چرخه ای، رقابت برای سهم بازار بی رحمانه است. عوامل اقتصادی بیشتر از سایر عوامل در واریانس فروش، سود و حاشیه نقش دارند. حاشیه ها معمولاً کم هستند و به دلیل رقابت، عملیات با حداکثر کارایی انجام می شود. از آنجایی که فروش به قیمت سایر شرکت ها تمام می شود، آنها سرمایه گذاری زیادی در تلاش های بازاریابی یا حتی رهبران ضرر برای جذب فروش می کنند.

در این صنایع، شرکت‌ها ممکن است تمایل داشته باشند که پول خود را به طور موقت از دست بدهند تا رقبا را مجبور به تسلیم شدن یا اعلام ورشکستگی کنند. هنگامی که آنها سهم بیشتری از بازار را به دست آوردند و رقبا کنار گذاشته شدند، سعی می کنند قیمت ها را افزایش دهند. این استراتژی می‌تواند کارساز باشد، یا می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و ضررهای آن‌ها را تشدید کند. با این حال، به همین دلیل است که بسیاری از صنایع تحت سلطه چند بازیگر بزرگ هستند، مانند خرده فروشی های تخفیف دار.

چگونه شرکت ها می توانند سهم بازار را افزایش دهند؟

یک شرکت می تواند با ارائه فناوری نوآورانه به مشتریان خود، تقویت وفاداری مشتری، استخدام کارکنان با استعداد و به دست آوردن رقبا، سهم بازار خود را افزایش دهد.

تکنولوژی جدید

نوآوری یکی از روش هایی است که توسط آن یک شرکت ممکن است سهم بازار را افزایش دهد. وقتی یک شرکت فناوری جدیدی را وارد بازار می‌کند که رقبای‌اش هنوز آن را ارائه نکرده‌اند، مصرف‌کنندگانی که مایل به داشتن فناوری هستند، آن را از آن شرکت خریداری می‌کنند، حتی اگر قبلاً با یک رقیب تجارت کرده باشند. بسیاری از این مصرف‌کنندگان به مشتریان وفادار تبدیل می‌شوند که به سهم بازار شرکت می‌افزاید و سهم بازار شرکتی را که از آن تغییر داده‌اند کاهش می‌دهد.

وفاداری مشتری

با تقویت روابط با مشتری، شرکت‌ها از سهم بازار موجود خود محافظت می‌کنند و مانع از آن می‌شوند که مشتریان کنونی هنگام ارائه یک پیشنهاد جدید و داغ از سوی رقیب، از جهش خارج شوند. بهتر از این، شرکت‌ها می‌توانند با استفاده از همان تاکتیک ساده، سهم بازار را افزایش دهند، زیرا مشتریان راضی اغلب از تجربه مثبت خود با دوستان و اقوام خود صحبت می‌کنند که سپس مشتریان جدیدی می‌شوند. به دست آوردن سهم بازار از طریق دهان به دهان، درآمد شرکت را بدون افزایش همزمان در هزینه های بازاریابی افزایش می دهد.

کارمندان با استعداد

شرکت هایی که بیشترین سهم بازار را در صنایع خود دارند تقریباً همیشه ماهرترین و متعهدترین کارکنان را دارند. حضور بهترین کارکنان در هیئت مدیره هزینه های مربوط به گردش مالی و آموزش را کاهش می دهد و شرکت ها را قادر می سازد منابع بیشتری را برای تمرکز بر شایستگی های اصلی خود اختصاص دهند. ارائه حقوق و مزایا رقابتی یکی از راه های اثبات شده برای جذب بهترین کارمندان است. با این حال، کارمندان در قرن بیست و یکم به دنبال مزایای نامشهود مانند برنامه‌های انعطاف‌پذیر و محیط‌های کاری معمولی هستند.

کسب

در نهایت، یکی از مطمئن ترین روش ها برای افزایش سهم بازار، به دست آوردن یک رقیب است. با انجام این کار، یک شرکت دو کار را انجام می دهد. این به پایگاه مشتریان فعلی شرکت تازه خریداری شده نفوذ می کند و تعداد شرکت هایی را که برای یک تکه از همان کیک می جنگند، یکی کاهش می دهد. مدیران زیرک، چه مسئول کسب‌وکارهای کوچک و چه شرکت‌های بزرگ، زمانی که شرکت‌هایشان در یک مدل رشد قرار دارند، همیشه چشم‌شان به یک معامله خرید خوب است.

مثال سهم بازار

همه شرکت های چند ملیتی موفقیت را بر اساس سهم بازار بازارهای خاص اندازه گیری می کنند. چین بازار مهمی برای شرکت ها بوده است، زیرا هنوز هم بازاری با رشد سریع برای بسیاری از محصولات است. به عنوان مثال، شرکت اپل از اعداد سهم بازار خود در چین به عنوان شاخص عملکرد کلیدی برای رشد تجارت خود استفاده می کند.

سهم اپل در بازار گوشی های هوشمند چین در سه ماهه چهارم سال 2020 با Vivo و Oppo با 17 درصد در جایگاه دوم قرار گرفت. در آن زمان، 29 درصد از بازار تلفن همراه چین را بسیاری از برندهای دیگر تشکیل می دادند. در طول سه ماهه اول تا سه ماهه سوم، اپل شاهد کاهش سهم بازار خود در چین به 12 درصد بود که در برابر Vivo و Oppo شکست خورد. در سه ماهه چهارم 2021، اپل با جهش 22 درصدی مواجه شد. در سه ماهه اول 2022، 18 درصد باقی ماند.

سهم بازار چیست؟

سهم بازار اندازه یک شرکت را نشان می دهد، معیاری مفید برای نشان دادن تسلط و رقابت یک شرکت در یک زمینه معین. سهم بازار به صورت درصد محاسبه می شود

میزان فروش شرکت در مقایسه با کل سهم فروش در صنعت مربوطه در یک دوره زمانی. سهم بازار یک شرکت می تواند به طور قابل توجهی بر عملیات آن تأثیر بگذارد، یعنی عملکرد سهم، مقیاس پذیری، و قیمت هایی که می تواند برای محصول یا خدمات خود ارائه دهد.

چرا سهم بازار مهم است؟

به بیان ساده، سهم بازار یک شاخص کلیدی برای رقابت پذیری یک شرکت است. هنگامی که یک شرکت سهم بازار خود را افزایش می دهد، این می تواند سودآوری آن را بهبود بخشد. این به این دلیل است که با افزایش اندازه شرکت ها، آنها نیز می توانند مقیاس شوند، بنابراین قیمت های پایین تری ارائه می دهند و رشد رقبا را محدود می کنند.

در برخی موارد، شرکت‌ها ممکن است تا آنجا پیش بروند که در برخی از بخش‌ها با زیان کار کنند تا رقبا را کنار بزنند یا آنها را مجبور به ورشکستگی کنند. پس از این مرحله، شرکت ممکن است سهم بازار خود را افزایش دهد و قیمت ها را بیشتر افزایش دهد. در بازارهای مالی، سهم بازار می تواند تا حد زیادی بر قیمت سهام تأثیر بگذارد، به ویژه در صنایع دوره ای که حاشیه ها باریک و رقابت شدید است. هر گونه تفاوت قابل توجه در سهم بازار ممکن است باعث ضعف یا قدرت در احساسات سرمایه گذار شود.

چه استراتژی هایی برای به دست آوردن سهم بازار استفاده می شود؟

برای به دست آوردن سهم بازار بیشتر، یک شرکت ممکن است یکی از چندین استراتژی را به کار گیرد. اول، ممکن است فناوری جدیدی را برای جذب مشتریانی که ممکن است از رقیب خود خریداری کرده باشند، معرفی کند. دوم، پرورش وفاداری مشتری تاکتیکی است که می‌تواند منجر به یک پایگاه مشتری فعلی و گسترش شفاهی شود. سوم، استخدام کارکنان با استعداد از هزینه های پرهزینه جابجایی کارکنان جلوگیری می کند و به شرکت اجازه می دهد در عوض شایستگی های اصلی خود را اولویت بندی کند. در نهایت، با یک اکتساب، یک شرکت می تواند هم تعداد رقبا را کاهش دهد و هم پایگاه مشتریان خود را به دست آورد.

چگونه سهم بازار را اندازه گیری می کنید؟

برای تعیین سهم بازار یک شرکت، کل فروش یک شرکت را گرفته و آن را بر کل فروش صنعت آن در یک دوره معین تقسیم می‌کنید. 

سهم بازار پایین چیست؟

سهم بازار پایین سهم بازاری است که کمتر از نیمی از سهم بازار پیشرو صنعت باشد. بنابراین اگر پیشرو صنعت سهم بازار 40% و شرکت دیگری سهم بازار 10% داشته باشد، آن شرکت دارای سهم بازار پایینی در نظر گرفته می شود زیرا 10% کمتر از 20% (نیم 40%) است.


سهم بازار درصدی از کل فروش صنعت است که یک شرکت دارد. هر چه سهم بازار بیشتر باشد، فروش یک شرکت بیشتر از رقبای خود در صنعت خاص خود است. سهم بازار نشان دهنده میزان بزرگی یک شرکت و میزان نفوذ آن در صنعت خود است. همچنین می تواند نشانگر رشد و موفقیت باشد.

شرکت ها عموما به دنبال افزایش سهم بازار خود هستند. راه‌های انجام این کار از طریق پیاده‌سازی فناوری‌های جدید، ارائه محصول با کیفیت بالاتر، اجرای بازاریابی خوب، جذب رقبا و ایجاد وفاداری مشتری است.

راز موفقیت در بازاریابی

اخیراً با مشاوری صحبت کردم که به من گفت هدف او در سال 2024 این است که «به عادات خوب بازاریابی برگردم». سال گذشته یک گردباد از فعالیت برای شرکت بود که با نقاط عطفی مانند خرید و بازسازی یک ساختمان، تغییر مکان دفتر، و تغییر نام و تغییر نام کامل مشخص شد. با تمام این ابتکارات عمده، برخی از فعالیت های بازاریابی معمول آنها، مانند پادکست ها و خبرنامه ها، نادیده گرفته شده بود.

عبارت مشاور، «به عادات خوب بازاریابی برگردید»، جوهر بازاریابی مؤثر را کاملاً در بر می گیرد. در حالی که زمان هایی برای پیشرفت های مهم مانند ایجاد نام تجاری، توسعه وب سایت یا راه اندازی یک کمپین جدید وجود دارد، هسته اصلی بازاریابی در روال است.

چرا این روال در بازاریابی بسیار حیاتی است؟ اساساً به ماهیت مبتنی بر اعتماد صنعت مربوط می شود. وقتی یک روتین دارید، کارهای زیر را انجام می دهید:

  • آگاهی: انتشار منظم پست های وبلاگ، ویدئوها، پادکست ها و خبرنامه ها به تقویت پیام برند شما کمک می کند. حفظ حضور منظم چه به صورت آنلاین و چه آفلاین تضمین می کند که در ذهن مخاطبان هدف خود باقی بمانید.
  • روابط: حضور مداوم در رویدادهای شبکه یا انجمن‌های آنلاین، درگیر شدن با مراکز نفوذ (COI=(Certificate of inspection، پرورش فعالانه روابط با مشتری و شرکت در فعالیت‌های اجتماعی، همگی برای توسعه و پرورش روابطی که منجر به ارجاع می‌شوند، حیاتی هستند.
  • اعتماد: ارتباط و تعامل مداوم باعث ایجاد اعتماد با مشتریان، مشتریان احتمالی، COI ها و جامعه گسترده تر می شود.
  • اقتدار: نشان دادن تخصص خود به طور منظم از طریق مقالات، مشارکت های سخنرانی یا رسانه های اجتماعی، شما را به عنوان یک رهبر فکری در محله یا جامعه محلی خود معرفی می کند.

اگر امسال نیز به عادات بازاریابی خوب فکر می کنید، در اینجا برخی از مواردی وجود دارد که می توانید در روال روزانه، هفتگی و ماهانه خود ادغام کنید:

  • ایجاد محتوا: پست های وبلاگ یا ویدیوهای منظم را در مورد موضوعاتی منتشر کنید که با مخاطب خاص یا هدف شما طنین انداز می شود. یک برنامه روتین، چه چند بار در هفته، چه هفتگی یا دو هفته یکبار تنظیم کنید.
  • مشارکت در رسانه های اجتماعی: روزانه یا چندین بار در هفته در پلتفرم هایی مانند لینکدین، توییتر و فیس بوک شرکت کنید. این می تواند شامل به اشتراک گذاری محتوای شما، مدیریت محتوا از دیگران یا شرکت در گفتگو باشد.
  • ارسال خبرنامه های ایمیل: به صورت دوره ای یک خبرنامه با محتوای مرتبط، اخبار شرکت و یادداشت ها یا نظرات شخصی ارسال کنید.
  • شبکه سازی: به طور مداوم در کنفرانس ها، سمینارها و رویدادهای تجاری محلی شرکت کنید و در رویدادهای اجتماعی یا فرصت های حمایت مالی شرکت کنید.
  • ارجاع مشتری را تشویق کنید: به طور مرتب مشتریان را تشویق کنید تا دوستان، خانواده یا همکاران خود را از طریق ارتباطات شما و در رویدادهای مشتری معرفی کنند.
  • میزبانی کارگاه ها و سمینارها: یک برنامه منظم برای میزبانی کارگاه ها در طول سال ایجاد کنید.
  • به طور مداوم پیگیری کنید: به طور منظم با مشتریان یا مشتریان احتمالی از طریق تماس های تلفنی، ایمیل، یا در برخی موارد، پیام های متنی تماس بگیرید تا حضور خود را به آنها یادآوری کنید.
  • وب سایت خود را حفظ کنید: وب سایت را با محتوای جدید به روز نگه دارید و آن را برای موتورهای جستجو بهینه کنید.
  • انتشار پادکست ها: قسمت های جدید را بر اساس یک برنامه منظم منتشر کنید. هفتگی عالی است، اما حتی دو بار در ماه یا ماهانه کار می کند. نکته کلیدی این است که ثبات داشته باشید و به مردم اطلاع دهید که چه زمانی باید انتظار محتوای جدید را داشته باشند.

نتیجه نهایی:

در حالی که هیجان پروژه های بازاریابی بزرگ غیرقابل انکار است، قدرت واقعی در تلاش های بازاریابی کم زرق و برق و در عین حال مداوم و معمولی نهفته است. این شیوه ها پایه و اساس آگاهی و اعتبار بلندمدت را تشکیل می دهند. تمرکز بر این عادات اساسی بازاریابی می تواند موفقیت شما را در سال جاری افزایش دهد.

 

بازاریابی وابسته

بازاریابی وابسته یک راه حل قیف بازاریابی کامل

بازاریابی دیجیتال به گونه ای تکامل یافته است که طیف وسیعی از کانال ها را در بر می گیرد و بسیاری از بازاریابان بخش قابل توجهی از بودجه خود را به جستجوی پولی، رسانه های اجتماعی و تبلیغات برنامه ای اختصاص می دهند. در حالی که این کانال ها که تحت سلطه غول هایی مانند Meta, Google و TikTok هستند، سهم عمده ای از توجه بازاریابان را به خود جلب می کنند، هزینه آنها به طور فزاینده ای گران است.

با این حال، بازاریابی وابسته یا مشارکت، یک راه جایگزین نه تنها برای ایجاد تبدیل، بلکه برای افزایش حضور برند در سراسر سفر مصرف کننده را ارائه می دهد.

برخلاف تصورات سنتی از بازاریابی وابسته به عنوان کانال آخرین کلیک، شیوه‌های مدرن شامل اعمال نفوذ مشارکت برای اهداف مختلف است که به برندها اجازه می‌دهد در تمام مراحل قیف در سفر مصرف‌کننده با مخاطبان درگیر شوند و از آنجایی که بازاریابی وابسته یک کانال مبتنی بر عملکرد است، سود حاصل از بازاریابی وابسته می تواند بخشی از هزینه فعالیت در سایر کانال های فروش و بازاریابی پولی را جبران کند.

چشم انداز بازاریابی وابسته، به ارزش تقریبی 9.1 میلیارد دلار، طیف گسترده ای از تعاملات مصرف کننده را در خود جای می دهد. این تنوع، فرصت هایی را به بازاریابان ارائه می دهد تا استراتژی های خود را با انگیزه های مختلف مصرف کننده هماهنگ کنند.

تقریباً همه مصرف کنندگان آنلاین از بازاریابی وابسته آگاه هستند و 37٪ با آن بسیار آشنا هستند. آنها ویژگی های جمعیت شناختی متنوعی را ارائه می دهند و به برندها امکان می دهند به گروه های مصرف کننده هدف دسترسی پیدا کنند و روابط جدید یا موجود با مشتریان را تقویت کنند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که 57٪ از طریق وب‌سایت‌های بازگشت نقدی یا پاداش، 48٪ از طریق درگاه‌های خرید «اکنون پرداخت کن» و 41٪ از طریق وب‌سایت‌های کوپن خرید کرده‌اند.

علاوه بر این، بازاریابی وابسته نقش مهمی در افزایش آگاهی از برند و حفظ محصولات در ذهن خود دارد. محتوای وابسته همچنین می تواند مصرف کنندگان را مجذوب خود کند و آنها را تشویق کند که یک برند را بیشتر کشف کنند.

در مرحله بررسی، سایت های وابسته منابع ارزشمندی برای تحقیق و مقایسه محصول هستند. بررسی های قابل اعتماد در این سایت ها می تواند به طور قابل توجهی بر تصمیمات خرید تأثیر بگذارد، به طوری که 51٪ از مصرف کنندگان نشان می دهند که تأییدیه های آنلاین باعث شده است زودتر از آنچه که برنامه ریزی کرده بودند، خریدهایی را انجام دهند که قبلاً در نظر گرفته بودند.

سایت‌های وابسته نیز تا حدودی با ایجاد حس فوریت، تأثیر قدرتمندی در ایجاد تبدیل‌ها دارند. تبلیغات حساس به زمان و تجربیات کاربر پسند در سایت های وابسته اغلب مصرف کنندگان را وادار می کند که بلافاصله تصمیمات خرید را بگیرند.

عناصر کلیدی که باعث خرید از طریق بازاریابی وابسته می شوند عبارتند از انگیزه های بازپرداخت یا پاداش جذاب، تجربیات مثبت کاربر، دسترسی به محصولات جدید و نظرات معتبر مشتریان.

برندها باید اطمینان حاصل کنند که وب‌سایت‌های آن‌ها تجربیات یکپارچه و آموزنده را مانند تجربیات شرکای وابسته خود ارائه می‌دهند.

ثبات در اطلاعات محصول و در دسترس بودن برای جلوگیری از اصطکاک و رها شدن بالقوه بسیار مهم است.

بازاریابی وابسته همچنین بر عادات هزینه مصرف کننده تأثیر می گذارد، به طوری که 71 ٪ از خریداران آنلاین در مقایسه با سایر پلتفرم های خرده فروشی آنلاین، به همان میزان یا بیشتر در سایت های وابسته هزینه می کنند.

فراتر از تبدیل، وابستگان نقشی حیاتی در تقویت وفاداری و تعامل مجدد دارند. ابزارهایی مانند UpSellit یا RevLifter تجربه پس از خرید را بهینه می‌کنند، محصولات مکمل را پیشنهاد می‌کنند یا مشتریان را با ایمیل‌های بعدی هدف قرار می‌دهند و به اعتبار

بازاریابی وابسته، مصرف‌کنندگان اظهار می‌کنند که به سایت‌های وابسته اعتماد دارند، به طوری که 63٪ نسبت به سایت‌های مستقیم برند، اطمینان یکسانی در خرید از طریق آن‌ها ابراز می‌کنند، و 17٪ حتی اعتماد بیشتری دارند.

بازاریابی وابسته یک ابزار قدرتمند، مقرون به صرفه و چند وجهی یک بازاریاب دیجیتال است که تمام مراحل سفر مصرف کننده، از آگاهی و توجه گرفته تا تبدیل و وفاداری را پوشش می دهد.

برندهایی که از بازاریابی وابسته استفاده نمی کنند بخشی از مصرف کنندگان را که می توانند تحت تأثیر پیشنهادات قانع کننده یا محتوای متقاعد کننده قرار گیرند، از دست می دهند و آنها را وادار می کند تا رقبایی را که قبلاً از این فضا استفاده می کنند، انتخاب کنند.