تحلیل جامع بازاریابی ایمیل

تحلیل جامع بازاریابی ایمیل سرد

بازاریابی ایمیل سرد روشی شناخته شده برای شرکت هایی است که به دنبال ارتباط با مشتریان یا مشتریان احتمالی هستند. اگرچه این روشی موثر برای ایجاد سرنخ و افزایش فروش است، اما چالش‌های خاص خود را دارد. در این تحلیل کامل، مزایا و معایب بازاریابی ایمیل سرد را بررسی خواهیم کرد

مزایا:

مقرون به صرفه:

بازاریابی سرد از طریق ایمیل یک روش مقرون به صرفه برای دستیابی به یک جامعه بزرگ است. در مقایسه با تکنیک های تبلیغات سنتی مانند تبلیغات در تلویزیون یا در چاپ ایمیل ارسال ایمیل مقرون به صرفه است. اگر ابزار مناسبی در اختیار داشته باشید، شرکت‌ها می‌توانند ایمیل‌های سفارشی‌سازی شده را برای هزاران کاربر، بدون صرف هزینه‌های گزاف، توسعه دهند و ارسال کنند.

مقیاس پذیری:

بازاریابی از طریق ایمیل سرد قابل تطبیق است. اگر یک استارت آپ کوچک یا یک شرکت بزرگ هستید، می توانید کمپین های خود را متناسب با اندازه شرکت و اهداف آن سفارشی کنید. مقیاس‌پذیری به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا با گسترش، دسترسی خود را گسترش دهند و به مخاطبان و بازارهای جدید دست یابند.

گسترش هدفمند:

ایمیل‌های سرد به کسب‌وکارها اجازه می‌دهند بر روی بخش‌ها یا گروه‌های خاصی از مخاطبان هدف خود تمرکز کنند. با استفاده از تجزیه و تحلیل داده ها و نمایه ساز، متخصصان بازاریابی می توانند پیام های هدفمندی را ایجاد کنند که متناسب با اولویت ها و نیازهای فرد باشد. این روش هدف گذاری شانس تبدیل و تعامل را افزایش می دهد.

معیارهای قابل پیگیری:

پلتفرم های بازاریابی ایمیلی تجزیه و تحلیل دقیقی را ارائه می دهند که به کسب و کارها اجازه می دهد اثربخشی کمپین ها را نظارت کنند. معیارهایی مانند نرخ باز کردن، نرخ کلیک و نرخ تبدیل اطلاعات مفیدی در مورد آنچه کار می کند و آنچه می تواند بهبود یابد ارائه می دهد. این روش تجزیه و تحلیل مبتنی بر داده ها امکان بهینه سازی مداوم کمپین های بازاریابی ایمیلی را فراهم می کند.

امکانات اتوماسیون:

ابزارهای اتوماسیون به شما امکان ایجاد و اجرای کمپین های بازاریابی ایمیل سرد را می دهند. کسب‌وکارها می‌توانند کمپین‌های ایمیلی را برنامه‌ریزی کنند و مخاطبان خود را تقسیم‌بندی کنند و بر اساس رفتار کاربر پیام‌های خودکار ارسال کنند. این نه تنها کارآمد است، بلکه ارتباط سریع و مداوم با مشتریان احتمالی را تضمین می کند.

دسترسی جهانی:

ایمیل مارکتینگ سرد قادر است از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و به کسب و کارها این امکان را می دهد تا به مخاطبان گسترده ای دست یابند. این امر به ویژه برای شرکت هایی که تجارت الکترونیکی دارند یا محصولات و خدمات دیجیتالی ارائه می دهند مفید است. برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه در سراسر جهان می تواند به طور چشمگیری دسترسی به بازار را افزایش دهد.

معایب:

خطر اسپم:

یکی از اصلی‌ترین نکات منفی ایمیل‌های سرد، احتمال علامت‌گذاری به عنوان اسپم است. ایمیل‌های کم‌تکرار می‌توانند منبعی برای تحریک کاربران باشند و به اعتبار یک شرکت آسیب بزنند. برای جلوگیری از این امر، شرکت ها باید مطمئن شوند که کمپین های بازاریابی ایمیلی آنها با قوانین ضد هرزنامه مربوطه مطابقت دارد و بر ارائه ارزش به گیرندگان تمرکز کنند.

نرخ تبدیل پایین:

کمپین های ایمیل سرد معمولا نرخ تبدیل کمتری نسبت به تکنیک های تولید سرنخ گرم دارند. ایجاد اعتماد و اعتبار با کسانی که هیچ رابطه قبلی با شرکت ندارند می تواند دشوار باشد. ممکن است قبل از اینکه یک مشتری بالقوه مایل به خرید یا انجام تصمیم مورد نظر باشد، چندین تعامل لازم است.

وقت گیر:

هنر ایجاد کمپین های ایمیل سرد شخصی و کارآمد می تواند زمان زیادی را ببرد. انجام تحقیق و شناسایی مخاطبان هدف، تدوین محتوای جذاب و هماهنگی پیگیری ها مستلزم آماده سازی و اجرای دقیق است. در برخی موارد ROI ممکن است برای توجیه تلاش و زمان صرف شده کافی نباشد.

وابستگی به قابلیت تحویل ایمیل:

موفقیت یک کمپین بازاریابی ایمیل سرد به توانایی ارسال ایمیل بستگی دارد. اگر ایمیل ها در پوشه اسپم گم شوند یا تحویل داده نشوند، کارایی کمپین با مشکل مواجه می شود. حفظ شهرت مثبت برای فرستنده و رعایت بالاترین استانداردها برای غلبه بر مشکلات مربوط به قابلیت تحویل، حیاتی است.

خطرات مطابقت قانونی:

بازاریابی ایمیل سرد باید با قوانین سختگیرانه ای مانند مقررات عمومی حفاظت از داده ها (GDPR) در اروپا و قانون CAN-SPAM در ایالات متحده مطابقت داشته باشد. نقض این قوانین می تواند منجر به مجازات های قانونی مانند مجازات شود. شرکت ها باید از قوانین آگاه باشند و از آنها تبعیت کنند تا از خطرات قانونی دور بمانند.

شخصی سازی محدود:

اگرچه شخصی‌سازی جنبه مهمی از بازاریابی سرد از طریق ایمیل است، اما محدودیت‌هایی در نحوه برقراری ارتباط یک کسب‌وکار با مشتری بالقوه‌ای که هرگز قبلاً با نام تجاری شرکت نداشته است، وجود دارد. برای اینکه یک رابطه واقعی باشد، به چیزی بیش از ایمیل های شخصی نیاز دارد. برخی از مشتریان بالقوه ممکن است در پاسخ به ایمیل های ناخواسته راحت نباشند.

در پایان، ایمیل مارکتینگ سرد مزایا و چالش‌هایی را به همراه دارد. کارایی، هزینه و رویکرد هدفمند آن را به ابزاری موثر برای انواع مشاغل تبدیل می کند. با این حال، خطر نام‌گذاری هرزنامه، نرخ تبدیل پایین و چارچوب زمانی و الزامات قانونی برای انطباق، دلایل اصلی شرکت‌ها برای جدی گرفتن بازاریابی ایمیل سرد و با برنامه‌ریزی و اجرای دقیق است. زمانی که شرکت‌ها مزایا و معایب بازاریابی ایمیل سرد را درک کنند، می‌توانند تصمیمات آگاهانه‌ای در مورد اینکه آیا بازاریابی ایمیل سرد با استراتژی کلی آنها برای بازاریابی و اهداف مطابقت دارد یا خیر، اتخاذ کنند.

روندهای بازاریابی دیجیتال 2024

روندهای بازاریابی دیجیتال 2024

در سالی که یک سالگرد دنیای دیجیتال در حال تغییر را جشن می گیریم، برای بازاریابان و کسب و کارها بسیار مهم است که از روندها جلوتر باشند. سال 2024 بازاریابی در عصر دیجیتال را تغییر خواهد داد و راه‌های جدیدی برای انجام کسب‌وکار و استراتژی‌هایی که موفقیت بازاریابی آنلاین را بازتعریف می‌کنند، وارد می‌کند.

بیایید مهم ترین تحولاتی را که انتظار می رود چشم انداز بازاریابی دیجیتال را در چند سال آینده مشخص کند، مرور کنیم.

دیجیتال مارکتینگ

1. شخصی سازی مبتنی بر هوش مصنوعی


هوش مصنوعی (AI) در دنیای بازاریابی دیجیتال جدید نیست، اما کاربرد آن به سرعت در حال گسترش است. در سال 2024، هوش مصنوعی برای شخصی سازی بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرد و تجربیات مناسب برای هر کاربر ارائه می دهد. از توصیه‌های محتوای فردی گرفته تا تطبیق پویا رابط‌های وب با رفتار کاربران، هوش مصنوعی نقش کلیدی در افزایش تجربه کاربر و نرخ تبدیل خواهد داشت.

2. تسلط بر محتوای تعاملی


تعامل کاربر در بالای خط برای تاکتیک های بازاریابی آنلاین موثر است. محتوای تعاملی، از جمله نظرسنجی، آزمون‌ها، یا تجربیات واقعیت افزوده، در سال 2024 در دستور کار قرار می‌گیرد. این قالب‌ها نه تنها توجه بینندگان را جلب می‌کنند، بلکه مشارکت فعال را تحریک می‌کنند و در نتیجه تجربه‌ای فراگیرتر برای برند ایجاد می‌کنند.

3. بهینه سازی جستجوی صوتی


با ظهور دستگاه هایی که می توانند توسط دستیارهای صوتی و مجازی فعال شوند، بهینه سازی استفاده از جستجوهای صوتی گزینه ای نیست. بازاریابان باید استراتژی ها و محتوای SEO خود را تغییر دهند تا جستجوهای طبیعی در زبان را در نظر بگیرند. محتوای مرتبط و محاوره ای کلید تضمین آن موقعیت مطلوب در نتایج جستجوهای صوتی است.

4. بازاریابی پایدار و اخلاقی


عموم مردم از پیامدهای اخلاقی و زیست محیطی که در تصمیمات خود می گیرند آگاه تر می شوند. در سال 2024، شرکت ها باید با شیوه های پایدار و اخلاقی هماهنگ شوند. کمپین های بازاریابی دیجیتال شفافیت در زنجیره تامین، ابتکارات سبز و مسئولیت اجتماعی را برجسته می کند که با بازاری که به مصرف آگاهانه ارزش می دهد، طنین انداز می شود.

5. تکامل محتوای ویدیویی


محتوای ویدیویی همچنان محبوب ترین است، با این حال، توسعه آن هنوز کامل نشده است. ویدیوهای کوتاه، پخش جریانی زنده و ویدیوهای 360 درجه همه جانبه بازیگران اصلی در سال 2024 خواهند بود. برندها بر تولید ویدیوهای جذاب و با کاربری آسان تمرکز خواهند کرد که بینندگان مورد نظر را در پلتفرم های مختلف جلب می کند.

6. ادغام تجارت اجتماعی


پلتفرم های اجتماعی به چیزی بیش از شبکه ای از سایت ها تبدیل شده اند. آنها به کانال های فروش قدرتمندی تبدیل شده اند. در سال 2024، دنیای تجارت اجتماعی با ترکیب ویژگی‌هایی مانند خریدهای درون‌برنامه‌ای، تجارت زنده، خرید درون‌برنامه‌ای و پست‌هایی که می‌توان خریداری کرد، بیشتر ادغام خواهد شد. برندها باید تجربه خرید یکپارچه را در پلتفرم های رسانه های اجتماعی ایجاد کنند تا از این روند سود ببرند.

بازاریابی و فروش

همسویی بازاریابی و فروش

همسویی بازاریابی و فروش برای موفقیت هر کسب‌وکاری بسیار مهم است، زیرا تجربه خریدار اغلب با بازاریابی شروع می‌شود و هرگونه تعامل منفی می‌تواند پیش از موعد به معامله پایان دهد. اغلب اوقات، انگار قرار است بازاریابی و فروش در یک تیم باشد، اما هر کدام بازی‌های خود را اجرا می‌کنند. در واقع، طبق داده‌های لینکدین، 60% از تیم‌ها معتقدند ناهماهنگی بین فروش و بازاریابی می‌تواند به عملکرد مالی آسیب برساند. با این حال، با وجود اهمیت آن، بسیاری از شرکت ها هنوز برای دستیابی به همکاری مناسب بین این دو بخش تلاش می کنند.

برخی از مشکلات رایج در مورد ناهماهنگی بین این دو تیم عبارتند از فقدان ارتباطات واضح و اهداف مشترک، استفاده ناکافی از فناوری و داده ها و انگیزه ها و معیارهای مختلف.

در اینجا، دلایلی را بررسی می کنیم که چرا بازاریابی و فروش باید با هم کار کنند و شرکت ها چه کاری می توانند برای بهبود تعادل انجام دهند.

مسئولیت پذیری را با یک تابلوی امتیاز مشترک هدایت کنید


تیم‌های فروش و بازاریابی اغلب انگیزه‌های متفاوتی دارند و با معیارهای مختلفی اندازه‌گیری می‌شوند، که می‌تواند منجر به اولویت‌های متضاد و عدم همسویی شود. به عنوان مثال، تیم بازاریابی بر روی تولید سرنخ برای رسیدن به KPI خود متمرکز است، در حالی که تیم فروش بر بستن معاملات متمرکز است. برای اینکه این دو با هم کار کنند، بازاریابی باید اطمینان حاصل کند که مشتریان بالقوه ایده آل را هدف قرار می دهد و این افراد بالقوه قبل از انتقال آنها به قیف فروش برای دستیابی به معامله و افزایش درآمد، از درجه بالایی از علاقه و قدرت خرید برخوردار هستند.

بدون پروتکل های اندازه گیری برای تجزیه و تحلیل نتایج تعامل خریدار، ممکن است رسیدن به اهداف معیار دشوار باشد. فروش باید بازخوردی در مورد درخواست‌ها و تعامل خریدار ارائه دهد، در حالی که بازاریابی باید عملکرد محتوا را گزارش کند. به جای دو بخش که به طور مستقل کار می کنند، بازاریابی و فروش باید به عنوان یک تیم مشارکتی عمل کنند، با معیارها و فناوری مشترک که می تواند ارزشی را برای خریدار باهوش تر و تحصیل کرده امروزی ایجاد کند.

همکاری عمدی و پیشگیرانه


تیم های فروش و بازاریابی باید برای درک اهداف یکدیگر با هم همکاری کنند. سازمان ها باید جلسات ماهانه ای را با هر دو تیم ترتیب دهند تا درباره دریافت محتوا، بازخورد و مواد بازاریابی جدید توسط خریداران بحث کنند. فروش و بازاریابی دو بخش از سفر خریدار را نشان می دهد که ارزش یک محصول یا خدمات را تعیین می کند، بنابراین ضروری است که همکاری واضحی بین تیم ها وجود داشته باشد. وقتی تیم‌های بازاریابی و فروش از سفر مشتری با تحقیقات و سایر مواد پشتیبانی می‌کنند، می‌توانند از آن به روشی پویا برای تعامل و خوشحالی خریداران استفاده کنند و فرصتی برای آنها باقی نمی‌گذارد تا وارد مرحله بعدی نشوند.

ارتباط شفاف، اعتماد، تفاهم و اهداف مشترک بین دو تیم باید ایجاد شود تا موفقیت حاصل شود. برای بهبود همکاری، برای تیم‌ها ضروری است که معیارها و معیارهای واضحی ایجاد کنند، به طور منظم اطلاعات را با هم ارتباط برقرار کنند و به اشتراک بگذارند، و برای شناسایی و غلبه بر هر چالشی با یکدیگر همکاری کنند. بدون این، تیم بازاریابی ممکن است از نیازهای خاص تیم فروش آگاه نباشد یا برعکس.

زمانی که بازاریابی و فروش کاملاً هماهنگ باشند، تجربه خریدار به میزان قابل توجهی بهبود می یابد. خریداران برای ادامه مسیر برای خرید هیجان‌زده می‌شوند، زیرا می‌توانند ارزش محصول یا خدمات را از طریق محتوای قانع‌کننده، آموزنده و کاملاً متناسب با آنچه که برای موفقیت نیاز دارند، ببینند.

ابزارهای مناسب تفاوت را ایجاد می کنند


ناهماهنگی داخلی ممکن است ناشی از استفاده ناکافی از فناوری و داده باشد. بدون ابزارها و سیستم‌های مناسب برای ردیابی و تجزیه و تحلیل داده‌های مشتری، همکاری موثر و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده‌ها برای دو تیم دشوار است.

عدم استفاده از یک پلتفرم متمرکز می تواند یک مسئله کلیدی برای تیم های بازاریابی و فروش باشد. تمام محتوای بازاریابی و فروش از جمله تعامل با خریدار، آموزش و حضور و مربیگری باید در یک پلتفرم مرکزی قرار گرفته و ذخیره شود تا فرآیندها را ساده کرده و بهره وری را افزایش دهد. وقتی تیم‌های فروش محتوای مؤثری ندارند، چرخه‌های فروش طولانی‌تر می‌شوند و معاملات از بین می‌روند. تراز کردن روش های فناوری بازاریابی و فروش برای ارائه یک تجربه خریدار کارآمدتر و موثرتر بسیار مهم است.

ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی راه دیگری برای افزایش عملکرد و ساده‌سازی تعامل بین تیم‌ها هستند. خریداران بالقوه به طور فزاینده ای تحقیقات خود را خارج از تماس با یک نماینده فروش از طریق وب سایت های شخص ثالث، نظرات خریداران، وبلاگ ها، رسانه های اجتماعی و موارد دیگر انجام می دهند. در واقع، طبق گفته Forrester، 68٪ از خریداران B2B ترجیح می دهند به تنهایی به صورت آنلاین تحقیق کنند. با هوش محاوره‌ای، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند انواع تعاملات (انسانی و غیرانسانی) را در جریان‌های کاری بازاریابی، فروش و خدمات مشتری ضبط و تجزیه و تحلیل کنند. بازاریابی و فروش برای پر کردن این شکاف و بهبود اثربخشی مهمترین کانال – فروش – به فناوری مشترک نیاز دارند.

بستن شکاف بین بازاریابی و فروش مستلزم است

به اشتراک گذاشتن دیدگاه مشترک، محتوا و فناوری مناسب برای بینش، دسترسی به تجزیه و تحلیل برای ارزیابی تأثیر محتوا و تعیین اینکه کدام محتوا فرود می‌آید و کدام نیاز به تنظیم دارد. برای بهبود همسویی، شرکت‌ها باید بر ایجاد خطوط ارتباطی روشن تمرکز کنند و به طور منظم اهداف خود را بررسی و تعیین کنند، در فناوری و ابزارهای تجزیه و تحلیل داده‌ها سرمایه‌گذاری کنند و مشوق‌ها و معیارهای روشنی را در دو بخش ایجاد کنند. با پرداختن به این چالش ها، سازمان ها تیم های خود را برای موفقیت و بهبود عملکرد کلی تشکیل می دهند.

ریبرندینگ

چگونه کسب و کارتان را ریبرندینگ کنید

ریبرندینگ چیزی بیش از تغییر لوگو یا تصویر پروفایل اینستاگرام کسب و کار شماست. این فرآیند در واقع تغییر طرز فکر مردم در مورد برند شما است. شرکت ها به دلایل مختلف، از جمله رهبری جدید، مخاطبان هدف جدید یا چشم انداز جدید شرکت، برند خود را تغییر می دهند. با این حال، صرف نظر از دلیل، تغییر نام تجاری یک کار بزرگ است و تصمیم به انجام آن را نباید به راحتی گرفت.

آیا میدانستید؟
تغییر نام تجاری فقط به معنای ارائه لوگوی جدید شرکت نیست. تغییر نام تجاری به معنای تغییر درک عمومی از سازمان شما است.

چگونه کسب و کار خود را ریبرندینگ کنید؟


تلاش‌های تغییر نام تجاری نباید عجله داشته باشند. برای ایجاد یک برنامه دقیق در مورد نحوه تغییر نام تجاری و رویدادهای مربوط به راه اندازی وقت بگذارید. اما قبل از اینکه قلم را روی کاغذ بیاورید، در مورد هر مرحله از تغییر نام تجاری خود فکر کنید.

این پنج سوال می تواند به شما کمک کند تا برندسازی مجدد کسب و کار خود را شروع کنید.

1. سوالات سخت را از خود بپرسید.
مهم است که در مورد شرکت خود فکر کنید و درک قوی از شرکت شما داشته باشید، چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می‌دهید و می‌خواهید مشتریانتان در مورد شما چه چیزی بدانند. به مشتری فعلی خود و نوع ارزش های برند که آنها به دنبال آن هستند فکر کنید. به روز باشید و از رویدادهای جاری مطلع شوید و دریابید که در حال حاضر چه چیزی در بازار روند دارد. مشتریان در کسب و کاری مشابه شما به دنبال چه هستند؟

2. تصمیم بگیرید که چه کسی چه چیزی را اجرا خواهد کرد.
سوالات زیر را از خودتان بپرسید:

چه کسی برای ایجاد یک هدف، چشم انداز و ارزش های روشن نیاز به مشارکت دارد؟
چه کسی لوگوی شما را دوباره طراحی خواهد کرد؟
آیا نام شرکت نیاز به تغییر دارد؟
چه کسی دستورالعمل رنگ ها، فونت ها، نوشتن و طراحی را ایجاد خواهد کرد؟
چه کسی تمام عناصر جدید مانند وب سایت، علائم، وثیقه، اینترانت و فاکتورها را در سراسر شرکت پیاده سازی خواهد کرد؟
«در این فرآیند، نقش‌های مختلف مورد نیاز را در نظر بگیرید: تیم رهبری، تیم بازاریابی، طراحی، کپی‌نویسی، حقوقی و منابع انسانی.» «اگر قبلاً برندسازی مجدد را رهبری نکرده‌اید، احتمالاً عاقلانه است که یک آژانس یا مشاور برند را درگیر کنید تا شما را در این فرآیند راهنمایی کند و دیدگاهی بیرونی و حتی منابع اضافی ارائه دهد.»

3. نام تجاری جدید خود را ایجاد کنید.
این یک فرآیند سریع و آسان نیست و نباید باشد. شما می خواهید مطمئن شوید که در اولین بار آن را درست انجام می دهید. در غیر این صورت، می تواند اعتبار کسب و کار شما را تحت تاثیر قرار دهد. به دنبال نظرات مشتریان، کارمندان، شرکا، فروشندگان و موارد دیگر باشید تا مطمئن شوید که در مسیر درستی با نام تجاری جدیدی هستید که کسب و کار شما را مناسب ترسیم می کند.

هنگام ایجاد نام تجاری جدید، به این فکر کنید که چرا این کار را انجام می دهید. اگر این کار را فقط برای انتشار اخبار و جلب توجه انجام می دهید، ممکن است بخواهید در مورد آن تجدید نظر کنید.

4. اولویت بندی و تعیین اهداف.
از آنجایی که تغییر نام تجاری باید یک فرآیند آهسته و حساب شده باشد، شما نمی توانید همه کارها را یکجا انجام دهید.

داشتن یک برنامه نوشته شده برای زمانی که می‌خواهید هر بخش از برندسازی مجدد خود را تکمیل کنید، می‌تواند به همه دست اندرکاران کمک کند تا در مسیر اعلامی باقی بمانند، بنابراین اهداف و احساسات خود را در مورد برندسازی مجدد بنویسید.

5. اعلام کنید.
هنگامی که فرآیندهای بالا را تکمیل کردید، زمان آن است که تغییر نام تجاری خود را اعلام کنید. تغییر نام تجاری فرصت ایده آلی برای پیوند با فرصت های بازاریابی است.

“یک ایمیل برای مشتریان خود ارسال کنید و به آنها اطلاع دهید که چیزهای جدیدی را مشاهده خواهند کرد.” “به وضوح اهداف و استدلال خود را برای تغییر نام تجاری توضیح دهید و به آنها اطمینان دهید که خدمات عالی که قبلا دریافت کرده اند ادامه خواهد داشت. رسانه ها را درگیر کنید. یک بیانیه مطبوعاتی تهیه کنید و آن را در مقابل رسانه های کلیدی صنعت خود دریافت کنید. یک پست وبلاگ بنویسید که در مورد علت تغییر نام تجاری خود بحث کنید. این کلمه را در شبکه های اجتماعی منتشر کنید. و فروش و خدمات مشتری خود را برای نحوه اطلاع رسانی به مشتریان فعلی از تغییرات آماده کنید.”

بهتر است با مشتریان و شرکا شروع کنید زیرا آنها احتمالاً به روشی که کسب و کار شما تاکنون انجام داده است عادت کرده اند و دانش پیشرفته ای از تغییر و دلیل رخ دادن آن می خواهند.

بهترین راه برای اعلام برندسازی مجدد، فروش، تبلیغ یا مسابقه است. باید چیزی جذاب باشد که مشتریان شما را درگیر کند و تمام راه‌هایی را که تغییر نام تجاری شما برای آنها بهترین است، برجسته کند. 

از تغییر نام تجاری به عنوان فرصتی برای تقویت حضور خود در رسانه های اجتماعی و آگاه نگه داشتن عموم از تغییر استفاده کنید. تبلیغات رسانه های اجتماعی جدیدی ایجاد کنید که تلاش های شما را برای تغییر نام تجاری برجسته می کند. هدایای رسانه های اجتماعی را به عنوان انگیزه ای برای انتشار اخبار در مورد راه اندازی مجدد خود اجرا کنید. هر گونه رویداد تغییر نام تجاری را از طریق رسانه های اجتماعی برنامه ریزی کنید تا به تبلیغ آنها برای مخاطبان بیشتر کمک کنید.

مزایای بازسازی برند یا ریبرندینگ کسب و کارتان


تغییر نام تجاری شما چندین مزیت دارد. در دنیای بصری امروزی، تغییر نام تجاری می‌تواند اولین برداشت مصرف‌کنندگان از کسب‌وکار شما را تقویت کند – به‌ویژه زیرا شرکت‌ها همچنان به رقابت برای جلب توجه مصرف‌کننده در بازاری که به طور فزاینده‌ای اشباع شده و رقابتی است، بسیار مهم است.

برندهای معروف مانند Old Spice با افزایش مخاطبان خود از طریق تغییر نام تجاری، حاشیه سود را افزایش داده اند. زمانی که Old Spice در سال 2010 فرآیند تغییر برند خود را آغاز کرد، یک کمپین تبلیغاتی فروش محصول را تا 60 درصد افزایش داد زیرا توجه زوج ها و زنان را به خود جلب کرد. این شرکت همچنین از رکوردشکنی ترافیک وب سایت و افزایش تعداد مشترکین کانال یوتیوب خود خبر داد.

شاید مهم‌تر از همه، تغییر نام تجاری می‌تواند به مشتریان و تیم‌های شما شفافیت را در مورد آنچه کسب‌وکار شما دارد و باید ارائه دهد، بیان کند. به طور معمول، این منجر به بهبود فرآیندهای داخلی، همراه با افزایش شناخت و وفاداری برند می شود.

اشتباهاتی که هنگام ریبرندینگ کسب و کارتان باید از آنها اجتناب کنید


تغییر نام تجاری می تواند تأثیر مثبتی بر برند شما داشته باشد – البته تا زمانی که به طور متفکرانه انجام شود. از این اشتباهات رایج در فرآیند تغییر برند اجتناب کنید تا مطمئن شوید که همه چیز بدون مشکل پیش می رود:

  • ناهماهنگی: تا زمانی که همه مکانیسم‌ها برای پخش مستقیم آن در همه کانال‌هایتان آماده نشده‌اند، نام تجاری خود را معرفی نکنید. این اشتباه باعث سردرگمی می شود و ممکن است شرکت شما نامرتب به نظر برسد. در مراحل اولیه برنامه ریزی، ارزیابی کاملی از تمام دارایی های برند و تبلیغاتی که نیاز به به روز رسانی دارند، انجام دهید. بین تیم‌ها هماهنگ کنید تا مطمئن شوید که طرح‌ها برای همه قالب‌ها آماده هستند و یک برنامه دقیق برای عرضه ایجاد کنید.
  • فقدان ارتباط: Salesforce گزارش می دهد که 74 درصد از مشتریان احساس می کنند که شفافیت و ارتباط صادقانه در حال حاضر مهم تر از همیشه است. یک برنامه ارتباطی قوی برای برندسازی مجدد شما از اعتبار و اعتمادی که با مشتریان، کارمندان، اعضای هیئت مدیره و سایر طرف هایی که به کسب و کار شما اهمیت می دهند محافظت می کند.
  • عدم تخصص: هنگام تلاش برای اجرای یک برند مجدد، همکاری با یک مشاور را در نظر بگیرید. مشاوران شخص ثالث ارزیابی عینی از برند شما ارائه می دهند و سال ها تجربه تحقیقات بازار را به روی میز می آورند.
  • پیام‌های نامشخص: برند شما باید آنچه را که شرکت شما انجام می‌دهد، انجام می‌دهد و  ارائه می‌کند را به اشتراک بگذارد. نام تجاری و اصطلاحاتی که با مخاطب هدف شما صحبت نمی کند یا خیلی مفهومی، بیش از حد هوشمندانه یا نامشخص است، می تواند به کسب و کار شما آسیب برساند.
برنامه ی بازاریابی

برنامه ی بازاریابی چیست؟

برنامه بازاریابی چیست؟


برنامه بازاریابی یک سند عملیاتی است که یک استراتژی تبلیغاتی را ترسیم می کند که سازمان برای تولید سرنخ و رسیدن به بازار هدف خود اجرا می کند. یک طرح بازاریابی، کمپین‌های ارتباطی و روابط عمومی را که در یک دوره انجام می‌شود، از جمله اینکه چگونه شرکت تأثیر این ابتکارات را اندازه‌گیری می‌کند، توضیح می‌دهد.

کارکردها و اجزای یک طرح بازاریابی شامل موارد زیر است:

تحقیقات بازار برای حمایت از تصمیمات قیمت گذاری و ورودی های جدید بازار
پیام‌های سفارشی که مناطق جمعیتی و جغرافیایی خاصی را هدف قرار می‌دهد
انتخاب پلتفرم برای ارتقای محصول و خدمات: دیجیتال، رادیو، اینترنت، مجلات تجاری و ترکیبی از این پلتفرم ها برای هر کمپین
معیارهایی که نتایج تلاش های بازاریابی و جدول زمانی گزارش آن ها را اندازه گیری می کند.


یک طرح بازاریابی بر اساس استراتژی بازاریابی کلی یک شرکت است.


طرح بازاریابی، استراتژی ای را که یک شرکت برای بازاریابی محصولات خود به مشتریان استفاده می کند، به تفصیل شرح می دهد.
این طرح بازار هدف، ارزش پیشنهادی نام تجاری یا محصول، کمپین هایی که قرار است راه اندازی شود و معیارهایی که برای ارزیابی اثربخشی ابتکارات بازاریابی استفاده می شود را مشخص می کند.
برنامه بازاریابی باید بر اساس یافته‌های معیارهایی که نشان می‌دهند کدام تلاش‌ها تأثیر دارند و کدام‌ها تأثیر ندارند، به‌طور مداوم تنظیم شود.
بازاریابی دیجیتال نتایج را تقریباً در زمان واقعی نشان می دهد، در حالی که تبلیغات تلویزیونی برای تحقق هر سطحی از نفوذ در بازار نیاز به چرخش دارند.
طرح بازاریابی بخشی از یک طرح تجاری است که تمام جنبه های مهم یک کسب و کار مانند اهداف، ارزش ها، بیانیه ماموریت، بودجه و استراتژی های آن را توصیف می کند.


درک برنامه های بازاریابی


اصطلاحات برنامه بازاریابی و استراتژی بازاریابی اغلب به جای یکدیگر استفاده می شوند زیرا یک برنامه بازاریابی بر اساس یک چارچوب استراتژیک فراگیر توسعه می یابد. در برخی موارد، استراتژی و برنامه ممکن است در یک سند گنجانده شود، به ویژه برای شرکت های کوچکتر که ممکن است تنها یک یا دو کمپین بزرگ را در یک سال اجرا کنند. این طرح فعالیت های بازاریابی را به صورت ماهانه، سه ماهه یا سالانه مشخص می کند در حالی که استراتژی بازاریابی ارزش پیشنهادی کلی را مشخص می کند.

انواع طرح های بازاریابی


انواع مختلفی از طرح های بازاریابی مختلف وجود دارد که متناسب با مشاغل مختلف و نیازهای تجاری مختلف است.

راه اندازی محصول جدید: این یک طرح بازاریابی است که نشان می دهد محصول جدید چگونه وارد بازار می شود، چه کسانی را هدف قرار می دهد و به چه روشی تبلیغات انجام می شود.

رسانه های اجتماعی: یک طرح بازاریابی رسانه های اجتماعی بر استراتژی های تبلیغاتی در پلتفرم های مختلف رسانه های اجتماعی و نحوه تعامل با کاربران در این پلتفرم ها تمرکز دارد.

مبتنی بر زمان: برنامه های بازاریابی مبتنی بر زمان، مانند برنامه هایی که به صورت فصلی یا سالانه اجرا می شوند، بر زمان سال، شرایط فعلی کسب و کار و بهترین استراتژی ها در آن دوره تمرکز دارند.

چگونه یک برنامه بازاریابی بنویسیم


ماموریت و ارزش پیشنهادی


یک طرح بازاریابی ارزش پیشنهادی یک کسب و کار را در نظر می گیرد. ارزش پیشنهادی وعده کلی ارزشی است که باید به مشتری تحویل داده شود و بیانیه‌ای است که در وب‌سایت شرکت یا  برندسازی ظاهر می‌شود.

ارزش پیشنهادی باید بیان کند که چگونه یک محصول یا برند مشکل مشتری را حل می کند، مزایای آن محصول یا برند چیست و چرا مشتری باید از این شرکت خرید کند نه شرکت دیگری. طرح بازاریابی بر اساس این ارزش پیشنهادی به مشتری است.

KPI ها را تنظیم کنید
ایجاد شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) به شما این امکان را می دهد که موفقیت طرح بازاریابی خود را در رابطه با ارزش پیشنهادی شرکت خود اندازه گیری کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شما تعامل با جمعیتی خاص در یک منطقه خاص است، می توانید بازدیدهای رسانه های اجتماعی و وب سایت را دنبال کنید.

بازار هدف خود را شناسایی کنید
طرح بازاریابی بازار هدف یک محصول یا برند را مشخص می کند. تحقیقات بازار اغلب مبنای تصمیمات بازار هدف و کانال بازاریابی است. به عنوان مثال، اینکه آیا شرکت در رادیو، در رسانه های اجتماعی، از طریق تبلیغات آنلاین یا در تلویزیون منطقه ای تبلیغ می کند.

دانستن اینکه می خواهید به چه کسی بفروشید و چرا یکی از اجزای بسیار مهم هر طرح تجاری است. این به شما اجازه می دهد تا کسب و کار خود را متمرکز کنید و موفقیت آن را اندازه گیری کنید. جمعیت‌شناسی‌های مختلف سلیقه‌ها و نیازهای متفاوتی دارند، دانستن اینکه بازار هدف شما چیست، به شما کمک می‌کند برای آنها بازاریابی کنید.

استراتژی و اجرا
طرح بازاریابی شامل منطق این تصمیمات است. این طرح باید بر ایجاد، زمان‌بندی، زمان‌بندی و قرار دادن کمپین‌های خاص تمرکز کند. این طرح شامل معیارهایی است که نتایج تلاش های بازاریابی شما را اندازه گیری می کند. مثلاً در رادیو تبلیغ می کنید یا در شبکه های اجتماعی؟ اگر تبلیغات در رادیو یا تلویزیون باشد چه ساعتی پخش می شود؟ این استراتژی ممکن است شامل برنامه ریزی پرواز باشد، که شامل زمان هایی است که می توانید از دلارهای تبلیغاتی خود بیشترین استفاده را ببرید.

بودجه خود را تنظیم کنید
یک طرح بازاریابی هزینه دارد. دانستن بودجه خود برای یک طرح بازاریابی به شما این امکان را می دهد که یک برنامه مناسب در آن زمینه ایجاد کنید، به آن پایبند باشید و از هزینه های فرار جلوگیری کنید. همچنین به شما کمک می کند تا به بخش های مختلف برنامه بازاریابی خود اختصاص دهید.
برنامه خود را تنظیم کنید
یک طرح بازاریابی را می توان در هر نقطه بر اساس نتایج حاصل از معیارها تنظیم کرد. به عنوان مثال، اگر تبلیغات دیجیتال بهتر از حد انتظار عمل کنند، می توان بودجه یک کمپین را برای تأمین بودجه یک پلتفرم با عملکرد بالاتر تنظیم کرد یا شرکت می تواند بودجه جدیدی را آغاز کند. چالش پیش روی رهبران بازاریابی این است که اطمینان حاصل کنند که هر پلتفرم زمان کافی برای نشان دادن نتایج دارد.

بدون معیارهای صحیح برای ارزیابی تأثیر تلاش‌های تبلیغاتی و بازاریابی، یک سازمان نمی‌داند کدام کمپین‌ها را تکرار کند و کدام کمپین‌ها را کنار بگذارد. حفظ ابتکارات ناکارآمد هزینه های بازاریابی را به طور غیر ضروری افزایش می دهد.
بازاریابی دیجیتال نتایج را تقریباً در زمان واقعی نشان می دهد، در حالی که تبلیغات تلویزیونی برای تحقق هر سطحی از نفوذ در بازار نیاز به چرخش دارند. در مدل آمیخته بازاریابی سنتی، یک طرح بازاریابی تحت دسته «ترفیع» قرار می گیرد که یکی از چهار P است، اصطلاحی که نیل بوردن برای توصیف آمیخته بازاریابی محصول، قیمت، تبلیغ و مکان ابداع کرده است.

برنامه بازاریابی در مقابل طرح کسب و کار


یک طرح کسب و کار به جزئیات نحوه عملکرد و عملکرد یک کسب و کار در کل آن می پردازد. طرح کسب و کار یک نقشه راه برای یک کسب و کار است. این شامل اهداف، ماموریت ها، ارزش ها، مالی و استراتژی هایی است که کسب و کار در عملیات روزمره و دستیابی به اهداف خود از آنها استفاده می کند.

یک طرح کسب و کار شامل یک خلاصه اجرایی، محصولات و خدمات فروخته شده، تجزیه و تحلیل بازاریابی، استراتژی بازاریابی، برنامه ریزی مالی و بودجه خواهد بود که فقط چند مورد را نام می برد.

همانطور که گفته شد، یک طرح تجاری شامل یک طرح بازاریابی است که بر ایجاد یک استراتژی بازاریابی در مورد چگونگی آگاهی مردم از محصول یا خدمات شرکت، نحوه دستیابی به بازار هدف و ایجاد فروش تمرکز دارد.

قالب طرح بازاریابی چیست؟


الگوی طرح بازاریابی سندی است که فرد می تواند از آن برای ایجاد یک طرح بازاریابی استفاده کند. الگوی طرح بازاریابی شامل تمام عناصر مهم و زبان های مختلف مورد نیاز با بخش های خالی خواهد بود. کاربر می تواند اطلاعات مربوط به کسب و کار خود را در قسمت های خالی درج کند تا در نهایت طرح بازاریابی خود را ایجاد کند.

خلاصه اجرایی در طرح بازاریابی چیست؟


خلاصه اجرایی یک برنامه بازاریابی یک نمای کلی از کل برنامه بازاریابی ارائه می دهد. خلاصه اجرایی شامل یافته های کلیدی تحقیقات بازار، اهداف شرکت، اهداف بازاریابی، مروری بر روندهای بازاریابی، شرح محصول یا خدمات در حال بازاریابی، اطلاعات مربوط به بازار هدف، و نحوه برنامه ریزی مالی برای برنامه ی بازاریابی.

استراتژی بازاریابی از بالا به پایین چیست؟


استراتژی بازاریابی از بالا به پایین یک استراتژی بازاریابی سنتی است. اینجاست که یک کسب‌وکار تعیین می‌کند که باید به چه کسی و چگونه بفروشد، و پایگاه مشتری تا حد زیادی منفعل است و به محض شنیدن آگهی تشویق می‌شود تا اقدامی انجام دهد. به عنوان مثال، یک استراتژی بازاریابی از بالا به پایین شامل تبلیغات در رادیو یا تلویزیون می شود. استراتژی های بازاریابی از بالا به پایین معمولا توسط مدیران یک شرکت تعیین می شود. معمولاً شامل آنچه یک شرکت می خواهد انجام دهد و سپس تعیین راهی برای انجام آن است.

استراتژی بازاریابی پایین به بالا چیست؟


یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا بر کشف یک استراتژی قابل اجرا و سپس ایجاد آن استراتژی برای ایجاد یک کمپین تبلیغاتی تاثیرگذار تمرکز دارد. مصرف کننده امروزی می خواهد با یک محصول یا خدمات به شیوه ای معنادار ارتباط برقرار کند و یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا برای این امر مناسب تر است. یک استراتژی بازاریابی از پایین به بالا باید بر بازار هدف و چگونگی بهتر ایجاد ارزش برای آنها تمرکز کند.

 

4 تاکتیک کلیدی بازاریابی موتورهای جستجو 2024

4 تاکتیک کلیدی بازاریابی موتورهای جستجو 2024

بازاریابی دیجیتال در عصر حاضر بسیار مهم است. زمینه های متعددی از تخصص در این زمینه وجود دارد، و زمانی که صحبت از بهینه سازی استراتژی های کسب و کار به میان می آید، همه مورد توجه قرار می گیرند. یکی از این زیردامنه ها، بازاریابی موتورهای جستجو (SEM) است. برای استفاده حداکثری از این دامنه و افزایش دید دیجیتالی یک کسب و کار، بازاریابان باید انواع مختلف استراتژی های بازاریابی موتور جستجو (SEM) را بدانند.

بر اساس گزارش اخیر، تبلیغات پرداخت به ازای کلیک (PPC) توسط 65 درصد از مشاغل کوچک و متوسط استفاده می شود. این امر بر اهمیت آن و اینکه چگونه می‌تواند برای کسب‌وکارهای آینده سودمند باشد، تأکید می‌کند. در اینجا، ما استراتژی‌های پیچیده‌ای را که باعث موفقیت آنلاین می‌شوند، تشریح می‌کنیم، و شما را از طریق هنر ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی جذاب، پیمایش پیچیدگی‌های تحقیق کلمات کلیدی، و درک نقش محوری هر عنصر در بهینه‌سازی ردپای دیجیتالی سازمان راهنمایی می‌کنیم.

انواع بازاریابی موتورهای جستجو در دسترس چیست؟

  1. SEO (بهینه سازی موتور جستجو)
    استراتژی بهینه سازی موتور جستجو با صبر و حوصله محتوا و ساختار وب سایت شما را بهینه می کند و به تدریج از رتبه بندی موتورهای جستجو برای کلمات کلیدی مرتبط بالا می رود. علاوه بر این، هنگام استفاده از سئو باید به بازی طولانی مدت، محتوای استراتژیک و بک لینک های با کیفیت فکر کنید.
  2. PPC
    استراتژی تبلیغات PPC به شما امکان می دهد برای کلمات کلیدی پیشنهاد دهید و فضای تبلیغاتی اصلی را در صفحات نتایج موتور جستجو ایمن کنید. در اصل، شما فقط زمانی پرداخت می کنید که کاربران روی تبلیغ شما کلیک کنند و ترافیک پرمحتوا را با تاثیر فوری هدف قرار دهید.
  3. بازاریابی جستجوی محلی
    در بازاریابی جستجوی محلی، می‌توانید با بهینه‌سازی برای جستجوهای محلی، قلمرو محلی خود را ادعا کنید. به عنوان مثال، فهرست‌های «Google برای کسب‌وکار من»، تمرکز کلیدواژه‌ها بر منطقه‌تان و ارائه خدمات به مخاطبان اطراف را در نظر بگیرید.
  4. تبلیغات نمایشی
    تبلیغات نمایشی، همانطور که از نام آن پیداست، با بنرها و تصاویر بصری قابل توجهی که در بین وب سایت ها و برنامه ها قرار داده شده اند، توجه را به خود جلب می کند. این به شکل تصاویری پر جنب و جوش، هدف گذاری استراتژیک و کمپین های آگاهی از برند است.     

به طور خلاصه، سئو را برای رشد ارگانیک با کمپین های هدفمند PPC برای تاثیر فوری ادغام کنید. علاوه بر این، می‌توانید از بازاریابی جستجوی محلی برای تسلط بر محله خاصی استفاده کنید و در عین حال از تبلیغات نمایشی برای جلب آگاهی بیشتر از برند استفاده کنید. با این حال، درک این نکته ضروری است که انعطاف پذیری و سازگاری برای چشم انداز موتور جستجو کلیدی است.

چگونه تبلیغات PPC می تواند برای کسب و کار من مفید باشد؟

  1. برخلاف سئو که نتیجه آن زمان می برد، تبلیغات PPC می تواند وب سایت شما را فوراً در بالای صفحه نتایج موتورهای جستجو قرار دهد و به کاربران بسیار مرتبطی که فعالانه محصولات یا خدمات شما را جستجو می کنند دسترسی پیدا کند. در نتیجه، این منجر به سرنخ‌های سریع‌تر و رشد سریع‌تر ترافیک وب‌سایت می‌شود.
  2. پلتفرم‌های PPC مانند Google Ads و Microsoft Ads گزینه‌های هدف‌گیری دقیق را بر اساس جمعیت‌شناسی، علایق، جغرافیا و حتی کلمات کلیدی خاص ارائه می‌دهند. علاوه بر این، این تضمین می‌کند که تبلیغات شما به مخاطبان مناسب برسد، هزینه تبلیغات شما را به حداکثر می‌رساند و نمایش‌های هدر رفته را به حداقل می‌رساند.
  3. PPC داده ها و تجزیه و تحلیل های غنی را ارائه می دهد و به شما امکان می دهد هر کلیک، برداشت و تبدیل را ردیابی کنید. علاوه بر این، این رویکرد مبتنی بر داده به شما این امکان را می دهد که به طور مداوم کمپین ها را برای عملکرد بهتر بهینه کنید و هزینه ها را برای حداکثر بازگشت سرمایه تنظیم کنید.
  4. کنترل کامل بر بودجه PPC، تنظیم سقف روزانه، هفتگی یا ماهانه متناسب با نیازهای شما. علاوه بر این، بازاریابان همچنین می توانند پیشنهادات را برای کلمات کلیدی خاص تنظیم کنند و کمپین ها را در هر زمان متوقف کنند. این انعطاف پذیری و کاهش ریسک در مقایسه با سایر کانال های بازاریابی ارائه می دهد.
  5. حتی اگر کسی فوراً روی تبلیغ کلیک نکند، دیدن برند به طور مداوم در بالای نتایج جستجو باعث ایجاد آگاهی و شناخت برند می شود. در نتیجه، این امر می‌تواند منجر به کلیک‌ها و تبدیل‌های ارگانیک شود، زیرا کاربران با نام تجاری و پیشنهادات آشنا می‌شوند.
  6. PPC می تواند به طور موثر تلاش های سئوی ارگانیک را تکمیل کند. در حالی که سئو برای دیده شدن طولانی مدت کار می کند، PPC می تواند شکاف ها را با کمپین های هدفمند برای کلمات کلیدی با هدف پر کند. در نهایت، این رویکرد ترکیبی می تواند ترافیک کلی و تولید سرنخ قابل توجهی را هدایت کند.

عناصر ضروری یک استراتژی سئوی موفق چیست؟

  1. تحقیق کلمات کلیدی
    برای شناسایی و هدف گذاری عبارات مرتبط با کسب و کار، تحقیقات کاملی در مورد کلمات کلیدی انجام دهید. این مهم است زیرا محتوا را با هدف کاربر هماهنگ می کند.
  2. بهینه سازی روی صفحه
    بهینه سازی متا تگ ها، سرصفحه ها و محتوا برای کلمات کلیدی هدفمند، افزایش دید و ارتباط موتور جستجو.
  3. محتوای با کیفیت
    محتوای قانع کننده و ارزشمندی که نیازهای کاربر را برآورده می کند، توسعه دهید. علاوه بر این، محتوای خوب ترافیک و تعامل ارگانیک را تشویق می کند.
  4. لینک بیلدینگ
    بک لینک های با کیفیت بالا از منابع معتبر بسازید تا مطمئن شوید که وب سایت شما دارای اعتبار و اعتبار است. علاوه بر این، مهم است که توجه داشته باشید که این یک جنبه حیاتی در بازاریابی موتورهای جستجو است.
  5. سئو فنی
    اطمینان حاصل کنید که کسب و کار دارای یک وب سایت خوب ساختار یافته، سازگار با موبایل و سریع است. علاوه بر این، همچنین مطمئن شوید که سایت استانداردهای موتورهای جستجو را برای رتبه بندی بهبود یافته رعایت می کند. این باعث افزایش بیشتر تجربه کاربر می شود.

چگونه می توان بازاریابی شبکه های اجتماعی را با بازاریابی موتورهای جستجو ادغام کرد؟

  1. تبلیغات متقابل محتوا
    محتوای بهینه شده برای سئو را در پلتفرم های رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارید تا به اشتراک گذاری ارگانیک و ایجاد بک لینک، تقویت تلاش های سئو.
  2. از سیگنال های اجتماعی استفاده کنید
    تعاملات اجتماعی (لایک، اشتراک گذاری) را تشویق کنید زیرا آنها به الگوریتم های موتور جستجو کمک می کنند. در نتیجه، این شکاف بین رسانه های اجتماعی و انواع مختلف بازاریابی موتورهای جستجو را پر می کند.
  3. تبلیغات اجتماعی پولی و تراز SEM
    از کمپین های تبلیغاتی هدفمند رسانه های اجتماعی برای همسویی با کلمات کلیدی خاص استفاده کنید و کمپین های SEM را برای یک استراتژی منسجم آنلاین تقویت کنید.
  4. استفاده استراتژیک از هشتگ
    هشتگ‌های مرتبط را در پست‌های رسانه‌های اجتماعی بگنجانید تا پست‌ها را بیشتر شناسایی کنید. در نتیجه، تکمیل استراتژی های کلیدواژه در انواع بازاریابی موتورهای جستجو.
  5. هم افزایی توزیع محتوا
    در نهایت، رسانه های اجتماعی را به طور موثر در برنامه های توزیع محتوا ادغام کنید تا دسترسی و مشارکت محتوای بهینه شده با سئو را تقویت کنید.

بازاریابی محتوا چه نقشی در هدایت ترافیک ارگانیک دارد؟

  1. تراز سئو
    محتوای بهینه شده استراتژیک به طور یکپارچه با سئو ادغام می شود. این منجر به افزایش ترافیک ارگانیک از طریق افزایش رتبه بندی موتورهای جستجو می شود.
  2. رویکرد کلید واژه محور
    بازاریابی محتوا امکان ترکیب کلمات کلیدی هدفمند را فراهم می کند. این به درخواست های کاربر خاص پاسخ می دهد و با انواع مختلف استراتژی های بازاریابی موتور جستجو هماهنگ است.
  3. تولید لینک ورودی
    محتوای با کیفیت بالا به طور طبیعی بک لینک ها را جذب می کند. این منجر به ایجاد اعتبار و اعتماد دامنه می شود. در نتیجه، اینها به عنوان عوامل مهم در انواع مختلف بازاریابی موتورهای جستجو در نظر گرفته می شوند.
  4. تعامل برای حفظ
    محتوای متقاعد کننده کاربران را درگیر می کند، نرخ پرش را کاهش می دهد و به موتورهای جستجو در مورد ارتباط و کیفیت محتوا سیگنال می دهد. علاوه بر این، به طور مثبت بر رتبه بندی ارگانیک تأثیر می گذارد.
  5. تقویت رسانه های اجتماعی
    محتوای قابل اشتراک گذاری در پلتفرم های اجتماعی دسترسی را افزایش می دهد و سیگنال های اجتماعی تولید می کند. در نتیجه، الگوریتم های موتورهای جستجو را تحت تأثیر قرار می دهد و ارتباط بین بازاریابی محتوا و انواع بازاریابی موتورهای جستجو را تقویت می کند.
Digital Marketing

بازاریابی دیجیتال

اکنون می‌دانیم که مشتریان بیشتر و بیشتر به شدت به کانال‌های آنلاین برای سرگرمی، اطلاعات، خرید و معاشرت متکی هستند. با ادامه رشد این روند، برندها نیز صعودی تر می شوند. شرکت‌ها تلاش‌ها و بودجه‌های بازاریابی دیجیتال خود را افزایش می‌دهند تا چندین نقطه تماس خدمات را کشف کنند. قبل از اینکه درباره دنیای دیجیتال مارکتینگ بیشتر بیاموزیم، اجازه دهید ابتدا بدانیم بازاریابی دیجیتال چیست و چرا یک مسیر شغلی پردرآمد است.

 

تاریخچه مختصر دیجیتال مارکتینگ


تاریخچه دیجیتال مارکتینگ را می توان به تکامل فناوری، معماری سرور-مشتری و کامپیوترها ردیابی کرد. از اولین رایانه شخصی تا ظهور اینترنت، هر یک از این پیشرفت ها به رشد بازاریابی دیجیتال کمک کرده است. یکی از اولین موتورهای جستجویی که مطرح شد یاهو بود! (در سال 1994)، به دنبال آن گوگل (در سال 1997). به طور همزمان سایت های تجارت الکترونیکی مانند آمازون (در سال 1994) و eBay (در سال 1995) نیز به انقلاب دیجیتال پیوستند. برای برندها، به ویژه بازاریابان، این دوره طلایی با فضای زیادی برای نوآوری بود.

Web 1.0 


در حالی که پلتفرم‌های سنتی مانند بازاریابی تلویزیونی، چاپی، تلفنی و رادیویی ادامه داشت، موتورهای جستجو و بازاریابی ایمیلی در اواسط دهه 1990 به این گروه پیوستند. با افزایش کاربران در این پلتفرم‌ها، مناظر نیز تکامل بیشتری پیدا کردند، به ویژه در اینترنت. شرکت ها شروع به ایجاد وب سایت های ساده نیز کردند تا پیشنهادات خود را به نمایش بگذارند. در اوایل دهه 2000 موتورهای جستجو شروع به فهرست نویسی این وب سایت ها کردند و به کاربران اجازه دادند تا اطلاعات را با چند کلیک پیدا کنند.

 

Web 2.0 


شرکت‌ها شاهد تاثیر بازاریابی دیجیتال بودند و شروع به خرید فضای تبلیغاتی بنری برای محصولات خود کردند. به غیر از یاهو و گوگل، موتورهای جستجوی کوچک دیگری مانند MSN، HotBot و LookSmart نیز وجود داشتند. تا این لحظه مردم کاربر منفعل بودند و پذیرش بسیار کم بود. در سال 2004، این تغییر کرد و وب 2.0 زنده شد. مردم به کاربران و مصرف کنندگان فعال تبدیل شدند. آنها از طریق وب سایت ها، تبلیغات و پست ها با برندها تعامل داشتند.

ظهور رسانه های اجتماعی


دو نقطه عطف بزرگ دنبال شد. رسانه های اجتماعی و کوکی ها بازاریابان دیجیتال شروع به پیروی از عادات، علایق و الگوهای کاربران کردند. این به برندها کمک کرد تا پیشنهادات خود را تغییر دهند و بهتر تبلیغ کنند. بازاریابی دیجیتال بدون تبلیغات سفارشی و شخصی چیست؟ تولد سایت های رسانه های اجتماعی لینکدین (2002)، مای اسپیس (2003)، فیس بوک (2004) و توییتر (2007) تضمین کرد که تاکتیک های بازاریابی کاملاً تغییر کرده است. بازاریابی ورودی شهرت زیادی پیدا کرد. بازاریابان و برندها بر کاربرپسندتر بودن، مشارکتی بودن و دسترسی آسان تر تمرکز کردند.

مزایای دیجیتال مارکتینگ


دسترسی بهتر
بیایید با آن روبرو شویم – اکنون همه آنلاین هستند. ارتباط برندها با مشتریان خود، حتی مشتریان بالقوه، از طریق رسانه های اجتماعی، موتورهای جستجو و تبلیغات هدفمند آسان تر شده است. دیگر لازم نیست رولت روسی را با تبلیغات بازی کنید – یک علم واقعی در پشت آن وجود دارد که می توانید با دوره های بازاریابی دیجیتال مناسب برای تجهیز به آن تسلط پیدا کنید.

صرفه جویی در هزینه
هدف اولیه هر سازمانی کاهش هزینه های کسب/کسب مشتری خواهد بود. به صورت دیجیتالی به آن هزینه به ازای کلیک می گویند. می‌توانید چند آگهی آنلاین با قیمت یک بیلبورد در یک میدان شهر اجرا کنید.

ردیابی آسان
نتایج با توجه به ابزار مناسب به راحتی قابل اندازه گیری هستند. درک اینکه چگونه یک مصرف کننده با شما درگیر می شود و در نتیجه آزمایش هایی را برای بهینه سازی کمپین ها/فرمت های موفق انجام می دهد، آسان است.

تبدیل های بهتر
زمان صرف شده برای هر مشتری بالقوه برای تبدیل شدن به بازاریابی دیجیتال به میزان قابل توجهی کمتر است. به عنوان مثال، اگر محتوای شما قانع کننده باشد، مشتریان می توانند تقریباً بلافاصله اقدام کنند.

ما نمی گوییم که یک رسانه بهتر از دیگری است. رسانه های مختلف برای مشاغل مختلف مناسب هستند – بسته به اینکه آیا شما B2B یا B2C هستید و مخاطب هدف شما چه کسی است. ابزارها و انواع مختلف بازاریابی دیجیتال برای مراحل مختلف قیف فروش وارد بازی می شوند. به عنوان مثال، اگر به دنبال این هستید که مشتریان از برند شما آگاه شوند، وبلاگ ها و وب سایت ها ابزارهای عالی بازاریابی محتوا هستند. این باعث ایجاد آگاهی در بالای قیف می شود. اما تبلیغات دیجیتال یا ایمیل‌ها می‌توانند به تبدیل افراد سریع‌تر کمک کنند و در انتهای قیف قرار بگیرند. اما قیف اکنون ممکن است به یک مفهوم منسوخ تبدیل شود – به خواندن ادامه دهید تا ببینید چرا!

انواع دیجیتال مارکتینگ


بازاریابی محتوا
به گفته Hubspot، بازاریابی محتوا مهم است زیرا به سوالات مخاطبان شما پاسخ می دهد و به شما در ایجاد اعتماد، توسعه روابط، بهبود تبدیل و ایجاد سرنخ کمک می کند. در عصر امروز، مشتریان از برندهای مورد علاقه خود محتوای با کیفیت بالا و ثابت انتظار دارند. برندها با استفاده از ویدئوها، وبلاگ‌ها، اینفوگرافیک‌ها، توصیفات، اینفلوئنسرها و غیره با مشتریان تعامل برقرار می‌کنند. در حالی که محتوا ممکن است کاملاً در مورد فروش محصول نباشد، آگاهی را ایجاد می‌کند و به مصرف‌کنندگان در مورد خدمات/محصول/صنعت آموزش می‌دهد.

بازاریابی رسانه ای
فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، لینکدین، یوتیوب و تیک‌توک از محبوب‌ترین پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی هستند که بازاریابان از آنها برای تعامل با مخاطبان استفاده می‌کنند. دسترسی آسان‌تر به مردم، هدایت ترافیک و تبدیل آسان‌تر، جای تعجب نیست که بازاریابان در سراسر جهان در درک هر پلتفرم و بهترین روش استفاده از آن‌ها تخصص دارند.

بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
سئو هنر این است که مطمئن شوید محتوای شما برای موتورهای جستجو جذاب می شود. این موضوع که دائماً در حال تکامل است، به این موارد می پردازد: محتوای شما چگونه نسبت به رقبا رتبه بندی می کند تا مورد توجه مصرف کنندگان با هدف بالا قرار گیرد؟ این یک هنر و علمی است که اکثر برندهای هوشمند سرمایه گذاری زیادی روی آن کرده اند.

بازاریابی وابسته
این یک روش نوآورانه برای ترغیب سایر برندها و افراد به سمت شما در ازای دریافت کمیسیون است. بسیاری از برندهای برتر مانند آمازون (برنامه Amazon Associate) از این استفاده می کنند.

بازاریابی ایمیلی
اگر تا به حال انتخاب کرده اید که مشترک شوید یا اگر تا به حال چیزی از یک برند خریداری کرده اید، بازاریابی ایمیلی شروع می شود تا شما را در جریان به روز رسانی ها، فروش ها و غیره قرار دهد. این یک ابتکار مداوم است که مردم را به بازگشت نگه می دارد.

تبلیغات دیجیتال
با یک استراتژی تهاجمی، می‌توانید برای موقعیت‌های برتر برای جستجوهای مرتبط در دسته خود خرید یا پیشنهاد بدهید. شما با هر کلیکی که مصرف کننده انجام می دهد، هزینه می کنید، یعنی هزینه به ازای هر کلیک.

چرا بازاریاب دیجیتال شویم؟


بازاریابی سنتی پرهزینه، زمان بر و محدود است. بنابراین، برندهایی که می خواهند به مخاطبان بیشتری دست یابند، آزمایش کنند و زمان و هزینه کمتری صرف کنند، بازاریابی دیجیتال را انتخاب می کنند. با انتخاب برندهای بیشتر و بیشتر در مسیر دیجیتال، هزاران شغل جدید در سراسر جهان ایجاد می شود. اکنون که می دانیم بازاریابی دیجیتال چیست و مزایای آن چیست، اجازه دهید دریابیم که چرا تبدیل شدن به یک بازاریاب دیجیتال مورد تقاضا است.

در اینجا بزرگترین دلایل تبدیل شدن مردم به بازاریابان دیجیتال آورده شده است:

حرفه پردرآمد
این نه تنها یکی از پرطرفدارترین و مطمئن‌ترین مسیرهای شغلی در بازار امروز است، بلکه دستمزد متخصصان بازاریابی دیجیتال نیز مطلوب و در حال رشد است. متوسط حقوق سالانه یک مدیر بازاریابی دیجیتال در ایالات متحده آمریکا 66326 دلار و در انگلستان 32820 پوند است.

زمینه برای تفکر خارج از چارچوب
برندها نسبت به روش های سنتی می توانند به مخاطبان بیشتری دست یابند. آنها به افرادی نیاز دارند که با درک نیازها، علایق و عادات خرید مخاطبان را در سطل قرار دهند. این نقش چالش برانگیز و هیجان انگیز شامل بسیاری از استراتژی ها، خلاقیت و تفکر خارج از چارچوب است.

نتایج سریعتر
دیجیتال مارکتینگ بسیار مقرون به صرفه است و نتایج را بسیار سریعتر تولید می کند. به عنوان یک بازاریاب دیجیتال، شخصی که با اعداد و حل مسئله خوب است، می تواند در این صنعت پیشرفت کند.

اندازه گیری و بینش
زمانی که یک بازاریاب خوب پروژه ها را مدیریت می کند، برندها به راحتی می توانند در وسط یک کمپین چرخش کنند و موفقیت را به طور مداوم اندازه گیری کنند. با استقبال بیشتر برندها از بازاریابی دیجیتال، فرصت های شغلی هیجان انگیزتری نیز در راه است!

تلاش های هدفمند
با تلاش های درست، بازاریابان دیجیتال می توانند تنها بر مشتریان بالقوه تمرکز کنند و آنها را به سرنخ تبدیل کنند. در برخی موارد، حقوق می‌تواند مبتنی بر کمیسیون باشد و در چنین مواردی، یک استراتژی خوب به درآمدزایی برای بازاریابان دیجیتال کمک می‌کند!

زمین بازی برابر برای برندها
برندهای جدید و جوان نیز در صورت خلاقیت و نوآوری در پلتفرم های دیجیتال، فرصت رقابت با برندهای بزرگ را دارند. این باعث یکنواختی زمین بازی می شود. این یک فرصت عالی برای بازاریابان خلاق است تا مهارت های خود را به نمایش بگذارند، کمپین های برنده جوایز راه اندازی کنند و شغل خود را تقویت کنند.

حداقل تاثیر عوامل خارجی
اگر بازاریابان مدبر باشند و همیشه روی پای خود فکر کنند، به دلیل مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بر کمپین‌ها تأثیر حداقلی وجود دارد. در چنین مواقعی، آنها به راحتی می توانند دستکاری کنند، آسیب را به حداقل برسانند و ادامه دهند.

برنامه ریزی و تمرکز بهتر
هر تلاش دیجیتالی بر روی کاربر متمرکز است و اگر بازاریابان دیجیتال از قبل برنامه ریزی کنند، می توان در هر مرحله مخاطبان را درگیر کرد. همراهی با روندها و کمپین های موفق به بازاریابان دیجیتال کمک می کند تا بهتر برنامه ریزی کنند.

سبز شو
هیچ ردپای کربنی وجود ندارد زیرا از کاغذ، بنرهای فلکسی، رنگ و سایر مواد از این قبیل استفاده نمی شود. بازاریابان دیجیتال می توانند با اتخاذ تکنیک های 100% دیجیتال به سمت شیوه های سبزتر حرکت کنند.

استفاده از داده ها برای بهبود محصولات و خدمات
داده‌های کمپین‌های دیجیتال را می‌توان برای برنامه‌ریزی بهتر برای کمپین‌های آینده و همچنین برای بهبود محصولات و خدمات استفاده کرد. یک خردکننده اعداد با قابلیت تجسم داده ها از این بخش از بازاریابی دیجیتال نیز لذت خواهد برد.

مسیرهای شغلی محبوب بازاریابی دیجیتال


بازاریابی دیجیتال در ماهیت واقعی خود فرآیند استفاده از اینترنت یا سایر اشکال دیجیتالی ارتباط برای دستیابی به مشتریان بالقوه است. اما بازاریابی دیجیتال اصطلاحی گسترده است که هر چیزی از وب سایت ها، وبلاگ ها و کمپین های تبلیغاتی گرفته تا رسانه های اجتماعی، ایمیل ها و موارد دیگر را در بر می گیرد! دیجیتال مارکتینگ برای هر کسب و کار، در همه صنایع، منطقی است. در حالی که متداول‌ترین نام یک بازاریاب دیجیتال یا مدیر بازاریابی دیجیتال است، در اینجا چند شغل دیگر که به مهارت‌های بازاریابی دیجیتال نیاز دارند آورده شده است:

paid per click یعنی پرداخت به ازای هر کلیک (PPC).
بازاریابی نمایشی
بازاریابی رسانه های اجتماعی پولی
رسانه های اجتماعی ارگانیک
بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO)
بازاریابی محتوا
بازاریابی ایمیلی
بازاریابی لینکدین
تبلیغات تیک تاک
اینفلوئنسر مارکتینگ
بازاریابی وابسته
بازاریابی ویدئویی
اتوماسیون بازاریابی

این نوع از تبلیغات که مخفف Cost Per Action می‌باشد، نوعی از بازاریابی وابسته (افیلیت مارکتینگ) است

بازاریابی CPA چگونه کار می کند؟

این نوع از تبلیغات که مخفف Cost Per Action می‌باشد، نوعی از بازاریابی وابسته (افیلیت مارکتینگ) است که در آن شما فقط وقتی هزینه پرداخت می‌کنید که کاربر اقدام خاصی را که تعریف کرده‌اید انجام دهد.

بازاریابی چریکی چیست؟ تاکتیک ها، مزایا و مشکلات

بازاریابی چریکی چیست؟ تاکتیک ها، مزایا و مشکلات

بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم: بازاریابی چریکی چیست؟ خوب، این را تصور کنید: در خیابانی در شهر راه می‌روید، درگیر افکارتان. ناگهان، از ناکجاآباد، چیزی جالب و غیرعادی را مشاهده می کنید. این یک کمپین تبلیغاتی است اما چیزی شبیه به آنچه قبلا دیده اید نیست. این متفاوت و جالب است و باعث می شود به یک برند کاملاً جدید نگاه کنید. آن لحظه غیرمنتظره؟ بازاریابی چریکی یعنی همین. همه چیز در مورد غافلگیری مخاطب و ایجاد تأثیر است و ما در اینجا بیشتر در مورد آن یاد خواهیم گرفت.

در این مقاله یاد خواهید گرفت:

  • بازاریابی چریکی چیست و چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟
  • چگونه بازاریابی چریکی می تواند سر و صدا ایجاد کند و آگاهی از برند را افزایش دهد؟
  • برخی از اصول کلیدی که هنگام اجرای کمپین های بازاریابی چریکی باید به خاطر بسپارید چیست؟
  • سوالات متداول در مورد بازاریابی چریکی

بازاریابی چریکی چیست و چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟


اول از همه، اصطلاح “چرریک” تصاویری از شورشیان و جنگ های غیر متعارف را تداعی می کند. به طور سنتی، این اصطلاح همیشه برای تعریف گروه‌های کوچک با استفاده از تاکتیک‌های غافلگیرکننده برای غلبه بر دشمنان بزرگ‌تر استفاده می‌شود. به همین ترتیب، بازاریابی چریکی از روش‌های غیر متعارف استفاده می‌کند و هدف آن حداکثر تأثیرگذاری در حداقل بودجه است. جالب توجه است که جی کنراد لوینسون، نویسنده تجاری مشهور آمریکایی، این اصطلاح را در کتاب خود با عنوان “بازاریابی چریکی” در سال 1984 مطرح کرد. ایده او از بازاریابی چریکی شامل ایجاد سر و صدایی در مورد یک محصول است که باعث می شود مصرف کنندگان در مورد آن صحبت کنند یا بهتر است خرید کنند. بنابراین، چه تفاوتی با بازاریابی سنتی دارد؟ خوب، در اینجا برخی از تفاوت های اصلی وجود دارد:

1. بودجه بندی
بازاریابی سنتی اغلب به بودجه های سنگین نیاز دارد در حالی که بازاریابی چریکی با خلاقیت بیش از پول نقد رشد می کند.

2. رویکرد
در حالی که بازاریابی سنتی اغلب تمایل دارد یک پیام کلی را به مخاطبان زیادی منتقل کند، تاکتیک های بازاریابی چریکی گروه های منتخب را به روش های غیر متعارف هدف قرار می دهند.

3. عامل خطر
بازاریابی چریکی می تواند خطرآفرین باشد. ماهیت غیرمنتظره آن گاهی اوقات می تواند نتیجه معکوس داشته باشد، اما زمانی که کار می کند، بازده غیرقابل انکار قابل توجهی است.

 

چگونه بازاریابی چریکی می تواند سر و صدا ایجاد کند و آگاهی از برند را افزایش دهد؟


در طول سال‌ها، استراتژی بازاریابی چریکی ثابت کرده است که تفکر غیر متعارف می‌تواند به ایجاد حسی که شبیه هیچ‌کس دیگری نیست کمک کند. برای اینکه بدانیم چگونه کار می کند، باید تاکتیک های آن و نحوه عملکرد آن در عمل را بشناسیم. بنابراین بیایید به چند نمونه از این استراتژی بازاریابی خارج از جعبه نگاه کنیم.

1. فلش موب
خود را در قلب یک میدان شلوغ تجسم کنید. بدون اخطار، یک گروه تصادفی از ناکجاآباد ظاهر می‌شوند و وارد یک اجرای طراحی شده می‌شوند. این ماهیت یک فلش موب است. با تبدیل لحظات معمولی به عینک‌های خارق‌العاده، فلش‌موب‌ها توجه فوری را به خود جلب می‌کنند و اغلب به صورت ویروسی در می‌آیند و دید برند را تقویت می‌کنند. رقص T-Mobline در لیورپول یک نمونه کلاسیک از این موضوع است.

2. بیلبوردهای غیرمنتظره
IKEA فقط مبلمانی با بسته بندی تخت نیست. آنها با نشان دادن استعداد خود برای نوآوری، زمانی یک بیلبورد معمولی را به یک آپارتمان قابل صعود در فرانسه تبدیل کردند. بنابراین، این حرکت جسورانه نه تنها محصولات آنها را در عمل به نمایش گذاشت، بلکه یک تبلیغ ساده را به یک تجربه تعاملی و به یاد ماندنی تبدیل کرد.

3. نصب های تعاملی
اگر تا به حال از کنار یک اثر هنری سه بعدی خیابانی عبور کرده اید، پس از کشش مقاومت ناپذیری که آنها دارند می دانید. این چیدمان ها چیزی بیش از آثار هنری هستند. آنها فرصت عکس نیز هستند. مردم با آنها ارتباط برقرار می کنند، عکس می گیرند و در مورد تاسیسات صحبت می کنند. این اثر موج دار در کانال های رسانه های اجتماعی سطوح بی سابقه ای از تعامل و دسترسی ارگانیک را به برندها ارائه می دهد. Sony’s Affinity is Autonomy یک نمونه کلاسیک از استفاده از نصب های تعاملی به عنوان یک تکنیک بازاریابی است.

4. تبلیغات محیطی
تبلیغات محیطی در مورد ادغام یکپارچه تبلیغات در محیط های روزمره ما است. با معرفی تبلیغات به روش‌های شگفت‌انگیز و غیر متعارف، برندها این قدرت را دارند که روال روال را مختل کنند و تجربیات به یاد ماندنی را به مصرف‌کنندگان ارائه دهند. بنابراین، این استراتژی با ادغام خلاقانه تبلیغات با محیط روزانه ما می درخشد.

5. هدایای محصول
چه کسی می تواند فریب چیزهای رایگان را انکار کند؟ اما وقتی این کار با یک چرخش چریکی انجام شود، تأثیر آن حتی بیشتر است. به عنوان مثال، به هدایای بستنی بن و جری فکر کنید. با توزیع بستنی‌های رایگان در مناسبت‌ها و ارائه فرصتی به شما برای دریافت رایگان بستنی یکساله، آن‌ها یک سر و صدای فوری و وفاداری ماندگار به برند ایجاد کردند.

6. ویدیوهای ویروسی
کمپین Old Spice «مردی که مرد شما می‌تواند بوی آن را بدهد» استاندارد طلایی اینجاست. با استفاده از طنز و پیچش‌های غیرمنتظره، برندها می‌توانند محتوای ویدیویی تولید کنند که بینندگان با میل به اشتراک بگذارند، که منجر به سر و صدای گسترده آنلاین شود.

7. اجرای شیرین کاری
ردبول مترادف با فشار دادن محدودیت ها است، چه از طریق نوشیدنی های انرژی زا یا بازاریابی آنها. به عنوان مثال، پرش Stratos آنها، جایی که فلیکس باومگارتنر چترباز اتریشی از لبه فضا پرید، فقط یک شیرین کاری نبود. یک بیانیه بود چنین شاهکارهای جسورانه تیترها را به خود جلب می کند و برندها را به عنوان پیشگام معرفی می کند.

8. ویترین فروشگاه های چریکی
فروشگاه های پاپ آپ، زمانی که به درستی انجام شوند، می توانند رویای یک بازاریاب چریکی باشند. برندها اغلب فروشگاه‌های پاپ‌آپ شگفت‌انگیزی ایجاد کرده‌اند، جایی که اقلام با نسخه محدود فروخته یا راه‌اندازی می‌شوند و فوریت، انحصار و، حدس می‌زنید، سر و صدای زیادی ایجاد می‌کنند. 

9. کمپین های واقعیت افزوده
پپسی، در یک کمپین فراموش نشدنی، شیشه یک پناهگاه اتوبوس لندن را به یک صفحه واقعیت افزوده تبدیل کرد که هجوم بیگانگان، ببرهای خروشان، روبات‌ها و موارد دیگر را نشان می‌دهد. رهگذران هر دو مبهوت و سرگرم شدند و منجر به اشتراک‌گذاری‌های آنلاین بی‌شماری شد.

10. کمپین های تبلیغاتی
در این عصر دیجیتال، بازاریابی چریکی راه خود را به صورت آنلاین پیدا کرده است. بسیاری از برندها از تاکتیک حذف نامحسوس تیزرها یا ارسال پیام های رمزآلود در رسانه های اجتماعی استفاده می کنند. این تیزرهای مرموز اغلب به بحث های پر سر و صدای طرفداران و افزایش پوشش رسانه ای منجر می شود.

برخی از اصول کلیدی که هنگام اجرای کمپین های بازاریابی چریکی باید به خاطر بسپارید چیست؟


1. درک مخاطب
نمی توان به اندازه کافی بر اهمیت دانستن اینکه با چه کسی صحبت می کنید تأکید کرد. در حالی که برخی از مانورها ممکن است مورد توجه هزاره ها باشد، ممکن است با جمعیتی قدیمی تر از بین بروند. استراتژی‌هایی را بسازید تا با جمعیت مناسب طنین انداز شوید.

2. فشار دادن مرزها اما با احتیاط
پرخاشگر بودن و کنار زدن مرزها می تواند منجر به لحظات به یاد ماندنی شود که مردم را به صحبت وادار کند. با این حال، با احتیاط قدم بردارید زیرا آخرین چیزی که می خواهید این است که جنجال ایجاد کنید یا مشتریان بالقوه را ناراحت کنید.

3. پیام برند ثابت
مهم نیست که کمپین چقدر خارج از چارچوب باشد، وفادار ماندن به تصویر اصلی برند کاملاً حیاتی است. مخاطبان هدف باید کمپین نوآورانه را به طور یکپارچه به برند متصل کنند.

در حال حاضر، در حالی که بازاریابی چریکی می تواند یک ابزار قدرتمند باشد، برای هر کسب و کاری مناسب نیست. به عنوان مثال، یک شرکت حقوقی را در نظر بگیرید که در دعاوی جدی شرکتی تخصص دارد. یک فلش موب عجیب و غریب و غافلگیرکننده در یک پارک، اگرچه فریبنده است، اما ممکن است با تصویر جدی و حرفه ای شرکت همخوانی نداشته باشد، زیرا چنین تاکتیک هایی ممکن است بیهوده یا نامناسب با ماهیت کار آنها تلقی شود. علاوه بر این، ممکن است مشتریان هدف آنها را از خود دور کند. بنابراین، یادآوری این نکته مهم است که در حالی که بازاریابی چریکی جذابیت خود را دارد، ارزیابی اینکه آیا با هویت و مخاطبان برند مطابقت دارد یا خیر، ضروری است.

سوالات متداول در مورد بازاریابی چریکی


1. آیا تاکتیک های بازاریابی چریکی برای همه انواع مشاغل مناسب است؟
بازاریابی پارتیزانی را نباید یک رویکرد واحد در نظر گرفت. در حالی که یک استارت‌آپ مد روز یا یک برند با هدف جمعیتی جوان‌تر ممکن است از به کارگیری تاکتیک‌های بازاریابی چریکی سود زیادی ببرد، یک کسب‌وکار سنتی یا محافظه‌کارتر ممکن است چنین تاکتیک‌هایی را با تصویر برند خود ناسازگار ببیند.

2. آیا کمپین های بازاریابی چریکی می توانند مقرون به صرفه باشند؟
قطعا. یکی از جذابیت های اصلی بازاریابی چریکی، توانایی آن در ایجاد تأثیر قابل توجه بدون سرمایه گذاری زیاد است. به جای بودجه های هنگفت، در اینجا تاکید بر خلاقیت، شگفتی و نبوغ است.

Sales Skills and Abilities for Your Career Growth

11 مهارت و توانایی فروش برای رشد شغلی

چه چیزی یک نماینده فروش خوب را می سازد؟


یک نماینده فروش خوب را می توان به عنوان کسی تعریف کرد که نه تنها بر فروش محصولات به مشتریان تمرکز می کند، بلکه به نیازهای مشتریان و درک طرز فکر آنها علاقه نشان می دهد. نمایندگان فروش باید گاهی به مذاکره کننده یا معامله گر تبدیل می شوند و گاه به بازاریاب. اما آنچه همیشه در اولویت است ایجاد یک کانال ارتباطی قوی با مشتریان است.

برای انجام این کار، پیروی از رویکرد  three C مفید است:

Care مراقبت: به عنوان یک فروشنده واجد شرایط، باید به مشتریان خود علاقه واقعی نشان دهید، با مشکلاتی که ممکن است داشته باشند، همدلی کنید و برای راه حل تلاش کنید.
Commitment تعهد: شما باید متعهد به اطمینان از رضایت مشتری و دستیابی به اهداف فروش خود باشید.
Consistency ثبات: ارائه خدمات ثابت و ارتباط مستمر با مشتریان نقشی اساسی در فرآیند فروش دارد. امروزه رقابت در بازارها زیاد است، بنابراین ثابت قدم بودن در رویکرد خود در اولویت قرار دادن مشتری، باعث می شود از رقبا جدا شوید.


11 مهارت فروش که باید بدانید:

  1. گوش دادن فعال
    نسبت به هر چیزی که مشتری می گوید مراقب و هوشیار باشید. این به شما امکان می‌دهد تا سؤالات کاوشگری بپرسید که بینش عمیق‌تری را در مورد نیازها و علایق مشتری ارائه می‌دهد، که به نوبه خود به شما کمک می‌کند راه‌حل مناسبی را ارائه دهید.
  2. همدلی
    همدلی و اطمینان دادن به مشتریان که می توانید به آنها در رفع نیازهایشان کمک کنید، جنبه مهمی از کار است. برای این کار، باید بتوانید خود را جای آنها بگذارید، به آنها گوش دهید و نقاط دردشان را درک کنید.
  3. دانش محصول
    مشتریان معمولاً هنگام خرید سؤالات سختی در مورد محصولات شما می پرسند. نمایندگان فروش با دانش عمیق محصول می توانند به مشتریان کمک کنند تا تمام شک و تردیدهای مربوط به محصول خود را روشن کنند. آنها می توانند در خلال چنین تعاملاتی به وضوح شایستگی های محصول یا خدمات را بیان کنند.
  4. مدیریت زمان
    یک نماینده فروش باید به جای ساعات کاری طولانی، هوشمندانه کار کند. یاد بگیرید که چگونه وظایف را اولویت بندی کنید و زمان را بر اساس آن مدیریت کنید. کار کردن 12 تا 15 ساعت در روز و تبدیل صفر سرنخ به فروش باید منطقی تر باشد. در عوض، نمایندگان فروش که به طور موثر کار می کنند (حتی ساعات کمتری از روز) می توانند به طور موثر به هدف فروش خود برسند.
  5. مهارت های مذاکره
    توانایی شما برای ارائه بهترین معاملات که به نفع هر دو طرف باشد به مهارت های مذاکره شما بستگی دارد. یک نماینده فروش که یک مذاکره کننده ماهر است می تواند نیازها و بودجه مشتری را درک کند و بهترین محصول یا خدمات را ارائه دهد.
  6. هوش تجاری
    هوش تجاری توانایی یک فروشنده برای درک مشکلات تجاری، تجزیه و تحلیل ریسک ها و فرصت ها، تصمیم گیری آگاهانه و انجام اقداماتی است که بر سازمان شما تأثیر مثبت می گذارد. این در مورد نقش فروشنده نیز صدق می کند. شما باید بتوانید در شرایط چالش برانگیز تصمیمات آگاهانه بگیرید و اقدامات مناسب را انجام دهید. به عنوان مثال، با جمع آوری اطلاعات از مشتریان، می توانید درک بهتری از روندهای فعلی بازار به دست آورید تا بتوانید نیازهای مشتریان را با موفقیت برآورده کنید.
  7. ایجاد روابط
    یک نماینده فروش باید در ایجاد روابط محکم و طولانی مدت برای موفقیت در این زمینه مهارت داشته باشد. برقراری ارتباط صحیح با مشتریان به شما کمک می کند تا با مشتریان عادی خود معامله کنید و سرنخ های با کیفیت بالا با نرخ تبدیل بالا به دست آورید.
  8. ارتباط موثر
    نمایندگان فروش با تجربه می توانند خود را به صورت شفاهی و کتبی به وضوح بیان کنند و از ارتباط آسان، یکپارچه و منسجم با مشتریان اطمینان حاصل کنند.
  9. مدیریت پروژه
    مدیران پروژه اغلب از بودجه آگاه هستند، در برخورد با مشتریان محتاط، مدیران زمان کارآمد و مذاکره کنندگان خوب هستند. از این رو، یادگیری مهارت‌های مدیریت پروژه می‌تواند به فروشندگان کمک کند تا در محیط‌های محدود به زمان کار کنند، اهداف را در مهلت‌های زمانی تعیین شده برآورده کنند، و در حین بستن معاملات، بهتر با مشتریان مذاکره کنند.

به کارگیری اصول مدیریت پروژه در فرآیندهای فروش و سایر فعالیت های فروش حیاتی ممکن است هزینه ها را کاهش دهد، کارایی را بهبود بخشد، قابلیت پیش بینی را افزایش دهد و رهبری فروش را ارائه دهد.

  1. رسیدگی به اعتراض
    نماینده فروش باید بداند که چگونه با اعتراضات مشتری برخورد کند. آنها می توانند این کار را با تعیین و حل مشکل اساسی و سپس تلاش برای حذف مسائل مرتبط انجام دهند.
  2. جستجوی استراتژیک
    جست‌وجو، شروع و رشد جریان‌های درآمدی جدید با جستجوی مشتریان، مشتریان یا خریداران احتمالی کالاها و/یا خدمات شماست. اگر نمایندگان فروش در مورد جستجوی استراتژیک بدانند، می تواند به آنها کمک کند کانال های فروش جدید را کشف و باز کنند.

 

مهارت ها و توانایی های اساسی فروش که هر نماینده باید داشته باشد:

  1. مهارت های ارائه
    این می تواند در مورد حفظ ارتباط چشمی در حین ارائه، استفاده از حرکات، یا درگیر شدن در حین صحبت با مشتریان و مشتریان باشد. مهارت های ارائه خوب این پتانسیل را دارد که نه تنها باعث فروش شود، بلکه آن را نیز فعال کند
  2. نمایندگان فروش برای حفظ مشتریان فعلی و آوردن مشتریان جدید به هیئت مدیره.
  3. کشف
    مهارت اکتشاف همه چیز در مورد درک نیازهای پنهان خریدار است. در هنگام ارتباط با مشتریان مراقب باشید و به همه جزئیات توجه کنید. این به شما کمک می کند مشتری خود را بهتر درک کنید، و حتی بینشی در مورد الزاماتی که آنها بیان نکرده اند به دست آورید. این به شما امکان می دهد با معرفی محصولات دیگر برای جلب توجه آنها، فروش بیشتری داشته باشید.
  4. تکنولوژی
    یک نماینده فروش می تواند از ابزارها و نرم افزارهای مناسب برای خودکارسازی کارهای دستی و تکراری استفاده کند. با کمک ابزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، آن‌ها می‌توانند داده‌های مشتریان را ذخیره کنند، روابط و تعامل برند با مشتریان را مدیریت کنند و کل فرآیند را ساده کنند.
  5. مدیریت قلمرو
    مدیریت منطقه فروش فرآیندی است که در آن مناطق/منطقه‌ها برای نمایندگی‌های فروش مختلف تنظیم می‌شود تا بتوانند به طور موثر کار کنند. مدیریت قلمرو به شما امکان می دهد با اقامت در یک منطقه تعیین شده، اولویت بندی و مدیریت گروهی از مشتریان را بیاموزید.
  6. کنجکاوی
    کنجکاوی به سادگی دلالت بر علاقه ای که شما به مشتری نشان می دهید، عادات خرید، علاقه مندی ها، دوست نداشتن ها، و غیره است. یک نماینده فروش باید روی پرسیدن سوالاتی تمرکز کند که آنها را قادر می سازد اطلاعات مرتبط را به دست آورند و به درک نیازهای مشتری کمک کنند.
  7. بهترین مهارت های فروش برای رزومه
  8. ایجاد رابطه
    فروش به شدت به رابطه بین نماینده فروش و مشتری بستگی دارد. افزودن این مهارت به رزومه می‌تواند به مصاحبه‌گر کمک کند تا توانایی شما در ایجاد اعتماد و ایجاد ارزش یک برند را از طریق ایجاد رابطه شخصی با مشتریان درک کند.
  9. مدیریت و حل تعارض
    رسیدگی به اختلافات و درگیری ها یکی از مهارت های اصلی یک حرفه ای فروش خوب است. مدیریت تعارض همه چیز در مورد یادگیری ویژگی هایی مانند کار گروهی، حل مسئله، هوش هیجانی و غیره است.
  10. قصه گویی
    همانطور که مهارت ها و توانایی های فروش پیش می رود، داستان سرایی یک مکمل ارزشمند برای رزومه شما است. این به مصاحبه کننده می فهماند که می توانید با مشتریان ارتباط شخصی ایجاد کنید تا احساسات آنها را جلب کند و آنها را متقاعد به خرید محصول یا خدمات کنید.
  11. ارتباطات تجاری
    یک نماینده فروش می داند که سبک ارتباطی آنها چگونه بر انتخاب ها و اقدامات مشتریان تأثیر می گذارد. یک مهارت هدف گرا مانند ارتباطات تجاری نشان می دهد که شما از شیوه های سازمانی و چگونگی رفع حفره ها و جلب رضایت مشتریان خود آگاه هستید.
  12. تعامل با مشتری
    اگر مشتریان را درگیر کنید و تجربه ای به یاد ماندنی را به آنها ارائه دهید، برند شما را به خاطر خواهند آورد. کسب مهارت درگیر کردن با مشتریان چالش برانگیز است، بنابراین اگر آن را دارید، اضافه کردن آن به رزومه شما را از سایر نمایندگان فروش متمایز می کند.
  13. تحقیق/ جمع آوری اطلاعات
    شما می توانید علاقه و نیازهای خریداران خود را با پیدا کردن علاقه و ناپسندی آنها و آنچه آنها را راضی می کند، درک کنید. بنابراین، تحقیق در این زمینه مهارت قابل توجهی است. شما باید در تکنیک های جمع آوری اطلاعات مانند نظرسنجی، مصاحبه، آزمایش، مشاهده، تجزیه و تحلیل داده ها و غیره به خوبی مسلط باشید.
  14. دانش قوی از نرم افزارهای تجاری رایج و راه حل های فعال کننده فروش
    در عصر دیجیتال امروزی، نمایندگان فروش باید با فناوری‌های نوظهور مرتبط همگام باشند. افزودن این مهارت به رزومه، دانش شما را در مورد نرم افزارهای بازاریابی مکالمه ای مانند CRM نشان می دهد.
  15. تفکر انتقادی/حل مسئله
    ظرفیت تجزیه و تحلیل واقعی و شکل‌گیری عقیده تحت تفکر انتقادی قرار می‌گیرد. تفکر منطقی و واضح مهارت های مهمی برای یک نماینده فروش است، زیرا این امر فرآیند تصمیم گیری را آسان می کند.
  16. وابستگی به فناوری
    دانش در مورد جدیدترین نرم افزار امروزه بدون توجه به حرفه شما یک نیاز است. سیستم CRM یک تصویر مهم از فناوری فروش و بازاریابی و مهارتی است که رزومه شما را ارتقا می دهد.
  17. چگونه می توان مهارت ها و توانایی های فروش را بهبود بخشید
  18. از پرسیدن سوالات مرتبط با مدیر فروش یا مشتری بالقوه خود دریغ نکنید. این به شما کمک می کند تا دانش و تخصص کسب کنید
  19. به آزمایش روش‌های فروش نوآورانه ادامه دهید و برای بستن معامله به خارج از جعبه فکر کنید
  20. بهره وری خود را با ادغام فناوری های مناسب در فعالیت های فروش خود افزایش دهید
  21. اگر به یک برنامه فروش قوی پایبند باشید، توانایی شما برای بستن معاملات به طرز چشمگیری افزایش می یابد
  22. مهم ترین بخش موفقیت به عنوان یک حرفه ای فروش، به روز رسانی دانش و مهارت های شماست. یک راه آسان برای انجام این کار، شرکت در وبینارهای فروش است که توسط شرکت های مختلف به عنوان بخشی از برنامه بازاریابی آنها ارائه می شود.